پیشنهادهای علی قنبریان (٢٩٥)
اندریافتن
ساختن، بنا کردن
درازاپا
مطلع کردن: ازداشتن مطلع: ازداشته
ازداشتن: ازدار کردن، مطلع کردن مطلع: ازداشنه
ازدایشین
Information
ازدایی، informatic
فژیدن: کثیف شدن کثیف: فژه کثافت: فژین، فژه آگین البته اگر معنای عربی واژه را پژانیم باید از مصدر چگالیدن به معنای افژودن و فشردن بهره بریم
می توان از ساختار مصدر هایی مانند انگاشتن، پنداشتن، وهماشتن، افماشتن و . . . . بهره برد و مصدر پیاشتن با بن مضارع پیار را به کار برد به معنای پی برد ...
سوهیدنی
زینهار: هوشیار، آهان، آگاه باش، هوشور زنهاردن: امانت دادن امانت سپاری: زنهارسپاری
دهشت زدگی دهشت زده
آهاختن: متوجه چیزی شدن آهاشتن: آهان شدن و هوشیار شدن
غوریدن: اندیشیدن
درنگ
درنگیدن
اندیشیدن، سگالیدن، راییدن، مانیدن، مانشتن، فکاشتن
سهستن: به نظر رسیدن سهیدن: احساس کردن سوهیدن: حس کردن ویریدن: حس کردن Sense: ویریدن Feel: سهیدن
پژانه، پژانستن
زیناشتن
براژستن
براژستن
براژستن
فکر کردن در زبان عامه فک کردن بیان می شود پس می توانیم با ریشه فک و اشتن بن تازه و نوین فکاشتن را بر سازیم مانند انگاشتن و پنداشتن
زیتاردن، زیپاردن: به ذهن متبادر شدن این نکته به ذهنم متبادر شد � این نکته به ذهنم زیپارد، زیتارد
نفس
در لغت به معنای شتافتن به ذهن است اما برای برابر گذاری آن نیاز به یک بن واژه نیکو و نغز و خوش گویه داریم، پیشنهاد من این است که ذهن واژه ای با ریشه پ ...
فرزاشتن
فرزیدن
پیکربندی، انگاریدن در معنای کنونی می توان از مصدر براژستن بهره برد به معنای تجسم یافتن
سی کردن، نگریستن
پرژنیدن، آوینیدن، آوینیستن
آسامیدن بوستان سعدی
Opinion: پژانستن Opinion ( n. ) : پژان. پژانه، گام نخست از پژوهش علمی
برابر opinion
برابر پارسی to opinion گام نخست از پژوهش علمی
در فیزیک منزوی می شود تکیخته یعنی تک و تنها آمیخته و جدا شده در سیاست منزوی می شود تنارش از تناردن به معنای تنها شدن و خلوت گزیدن که ایزولیشنیسم می ش ...
مانش شایا
ژن نمود
مانش شایا
رخ نمود
موسیقی: دگرش ریاضیات: وردش زیست شناسی: گونه گونی
شتابا
در رایانه: سایه اندازی در انسان شناسی: برون فکنی
داده ورزی
داده ورزی پزشکی
دورهمپایی، دورباهمی، دورآگاهی