متبادر کردن


برابر پارسی: بیاد آوردن، به پیش چشم آوردن

پیشنهاد کاربران

در لغت به معنای شتافتن به ذهن است اما برای برابر گذاری آن نیاز به یک بن واژه نیکو و نغز و خوش گویه داریم، پیشنهاد من این است که ذهن واژه ای با ریشه پارسی زین، زیا، زیو است و می توان با مصدر های کمکی تاردن، سپردن، شافتن، آختن به کار گرفت آن را:
...
[مشاهده متن کامل]

زی تاردن : به ذهن رهسپار شدن می توان به جای به ذهنم آمد نیز بهره برد
زیشافتن: به ذهن شتافتن نکته ای
زیپاردن: رهسپار ذهن شد
زیاشتن
زیاختن

در ذهن آوردن، به یاد آوردن
در فرهنگ دهخدا به معنای شکم نداشتن است
در ذهن مجسم ساختن