پیشنهادهای لیلا لطفی (١٠٠)
حمل کردن
دسته
معروف، مشهور
علنأ
highly regarded by بسیار مورد توجه بودن توسط
در اوج بودن
تاتر موزیکال
فعالیت ایجاد کردن
بلندکردن از خواب و به جایی رساندن
برای برخورد 2 تا ماشین با هم می توان از این فعل استفاده کرد؟
اسم این فعل میشه collision؟
اشم این فعل میشه collision؟
برخورد کردن با
مجموعه ماهواره ها
ریسک دار، غم انگیز، تیره و تار
به ندرت
درآمد در دسترس، درآمد پس از کسر مالیات
آگاه به سلامت
تهویه داشتن، بیان کردن ( رسمی )
یک نوع غذا
سیب زمینی سرخ شده
ماجراجو باش
یک نصیحت، یک کلمه نصیحت
چالش را پذیرفتن
حالم از غذای ناسالم به هم می خورد
همینه که هست
شخصی که روتین دارد
حال و هوا را عوض کردن
چه بخواهی چه نخواهی
پیدا کردن جواب، پیدا کردن راه حل
ترک کردن
کار اشتباه کسی را تذکر دادن
ببینم چی میشه
مهندس مکانیک
خیلی بهتر بودن از
صادقانه و بدون تقلب
مصمم و با اراده بودن
شکست خوردن و تجربه کردن
حق داشتن
پرسه زدن، گشتن چشم چرانی کردن
حضوری
پرسه زدن و چرخیدن در مغازه های حضوری
واژگون کردن، مغلوب کردن
هیچ کاری نکردن
قوچ ضربه زدن زدن فشاردادن
آدم آویزون، انگل
سر آستین