پیشنهادهای رهگذر (١٣,٠٢٦)
باز شود دیده شود
اسکل گلابی!
سیریش پیگیر
لاو ترکوندن معاشقه
گیر سه پیچ
سرزدن به کسی بدون خبر قبلی سرزدن به کسی بدون دعوت
باشه حتما انجامش میدم کافیه مورد قبوله کارو راه میندازه
همچین کاری از او بعیده
داستان داستان سازی حاشیه دردسر بزرگنمایی یک موضوع کوچک حاشیه ها و داستان های الکی ( اسلنگ )
من حوصله این داستانها ندارم
خفن زرنگ حرفه ای گرگ بارون دیده!
زندگی همینه کاریش نمیشه کرد
بطور خاص با هدف خاص
غیرواقعی مثل رویا باورنکردنی
چه خبر؟
کل ماجرا را تعریف کردن
دچار تشنج شدن
اتاق مخصوص مخفیگاه لانه
هیچ خرجی رو دستت نمیذارن
لامصب
خالکوبی
سلطنتی طور
شکوفا قوی و سالم
مثل بعضیا عین بعضیا
زیر شکم
هیکل تپل
بدن توپر
کسی که بیش از حد درباره مسائل زندگی خودش حرف میزنه
پیروان دو آتیشه
بلعیدن
وحشیانه
تو مخی
دیوانه وار بسیار عصبانی از خودبی خود
از کوره دررفتن قاط زدن کنترل خود را از دست دادن از جا در رفتن
من که قاط زدم!
گریز ناپذیر غیرقابل مقاومت
مختصر و مفید روشن و سرراست
اطاله کلام پرحرف وراج پرگو دراز نویس پرچونه
من ور زیاد میزنم
فس فس کردن لاس زدن دست دست کردن
به هیچ وجه لفتش نده
قفلی زدن
فس فس نکن
چشمم رو گرفت
باعث خندم میشه
حس بدی بهم میده
مساعد نیستم
تصمیم درستی بود
رو مخمه آزارم میده
نگرفتم چی شد