پیشنهادهای رهگذر (١٣,٠٢٦)
به حرفتون اعتماد میکنم حرفت قبول میکنم
در حال رفت و آمد هستم
باید سریع برم
بعداً جواب دادن بعداً پاسخ دادن
قابل شمارش نیست آنقدر تعداد زیاده که قابل شمارش نیست
براساس وقایع واقعی
داستان خیالی داستان ساختگی
منتشر شدن پخش شدن
خراب کردن ضدحال زدن گند زدن
خسته شدن
حوصله همه سر میره
این دیگه از کجا اومد؟
مشکل اینه که. .
خیلی با این تصمیم موافق نیستم
نمیتونی جلومو بگیری
با ذوق و شوق میام
همینجور اشک ریختم
جا خوردم باورم نشد
اصلا چنین آدمی نیست اهل این حرفا نیست
هیچ موقع فکرش رو نمی کردم
از وقتیکه بچه بودیم از بچگی
خیلی احساساتی شدن گریه کردن
چیز شوکه کننده ای هست که باید بشینم؟ قراره خیلی شوکه کننده باشه؟
از کلاغه. .
داره دود از سرم بلند میشه داره دود از گوشم میزنه بیرون
دو دقیقه دیگه
دقیقا به موقع رسیدن
Should یعنی باید ( بهتره ) Need to یعنی باید ( لازمه )
Should یعنی باید ( بهتره ) Need to یعنی باید ( لازمه )
سر در آوردن
دست به کار شدن
حال و هوای چیزی را بدست آوردن قلق چیزی را بدست آوردن
موقعیتش برام پیش اومد فرصت پیش اومد
نکته مثبتش اینه که . . .
باید
دارمش دستمه
چه تغییر قشنگی!
نمیشه همه چیز خوب را همزمان داشت نمیشه خدا و خرما را با هم خواست
تو زندگی گاهی اوقات برنده میشی و گاهی اوقات می بازی
نعمت موهبت
اگه منظورم گرفتی
خیلی کمک می کنه او یه نعمته!
آدم خوشرو و مثبت
سخت در اشتباه بودن خیلی اشتباه کردن
به راحتی تسلیم شدن
در حالت شوک بودن
راستشو بگم دروغ نگم
حس تلخ و ناراحت کننده به جا گذاشتن
تذکر کوچک و الکی دادن