پیشنهادهای رهگذر (١٣,٠٢٦)
وقت ندارم با این سروکله بزنم
خیلی خودت دست بالا میگیری فکر می کنی خیلی خاصی
جدی میگم باور کن
میشه اینا رو برام حساب کنید ؟
دیگه پرم دیگه خسته ام دیگه به اینجام رسیده دیگه بسمه
خیلی رک بخوام بگم
صادقانه بگم
یه چیزی میخوام که حالمو جا بیاره / حالمو بهتر کنه
یه چیز حال خوب کن! یک قهوه یا نوشیدنی کافیین دار که سرحالم کنه
مجانی بودن رایگان بودن
ببخشید متوجه نشدم
نمیتونی حرفت پس بگیری
حال نمیکنم باهاش
ترجیح میدم انجامش ندم
مورد علاقه من نیست اهلش نیستم باهاش حال نمیکنم با سلیقه من جور نیست
مورد دلخواه من نیست
به درد من نمیخوره
خانه را بازسازی کردن
استاندارد بودن قابل قبول بودن
عاشق شیرینی جات بودن
صدام گرفته گلوم گرفته
مراقبِ . . . باش
خیلی عالی داره پیش می ره داره میترکونه تو اوجشه
یه کم که وقت بگذره پس از مدتی
کتباً اطلاع دادن
رسیدگی کردن
پرداخت حق بازنشستگی
ثبت نام کردن
سوال پرسیدن سوال مطرح کردن
حرف هایی که زده شده جای فکر کردن داره
از هیجان نمیدونم چکار کنم از هیجان تو پوست خودم نمیگنجم
خیلی خوشحالم
از خوشحالی تو آسمونام از خوشحالی تو پوستم نمیگنجم تو ک. . نم عروسیه!
خیلی خوشحالم
درجه یک
خوب میدونم
چرا زودتر دست به کار نشدم
کاری را بوسیله شخص دیگری انجام دادن
کاری را بوسیله شخص دیگری انجام دادن
دوز یادآور
اینقدر گفتم که زبونم مو درآورد
ترس از سخنرانی عمومی
یکدفعه الهام شدن
یه دفعه بهم الهام شد
استایل هنری و پیشرو
پیش میاد دیگه طبیعیه
دخل و خرجم به هم نمیخوره
درکش نمیکنم
این دیوونگیه باور نکردنیه
به حرف کسی اعتماد کردن