پیشنهادهای رهگذر (١٣,٠٢٦)
واقعا به دلم نشست
نزدیک بود که . . .
کندذهن خنگ
سمج گیر سیریش پسری که تایپ داره و مشکل پسنده آدم ایرادگیر سخت پسند
داغون عوضی
بی اعصاب بدعنق
کم ظرفیت
بیخیال
گرگرو همش آبغوره میگیره اشکش لب مشکشه
بیش از حد حراف بیش از حد پرحرف
لم دادن و کاری انجام ندادن
احساس ضدونقیض دارم نمیتونم تصمیم بگیرم
تبل توخالی زرق و برق للکی
لقمه آماده هدف آسان طعمه بی دفاع
از اولش میدونستم از همون اول میدونستم
ورود کامیون ممنوع
توقف ممنوع
ایست ممنوع
گردش به راست ممنوع
دور زدن ممنوع
سبقت ممنوع!
الهی تب کنم پرستارم تو باشی
از لحن صدات متوجه میشم
پیامم دیدی اما جواب ندادی
یه کمکی بهم بکن
راهی شدن به رفتن به
گولم نزن
برو گورت گم کن
بی ربط بی اطلاع بی خبر در جریان نبودن به روز نبودن
خارج از عرف بی ادبی حرف بیجا زدن از حد گذشتن
نیم پز مایل به خام ( استیک )
الان خیلی درگیرم
خیلی اهلش نیستم
دیدم تار شده
بنزینم تموم شده بنزین ندارم سوختم تموم شد
فقط دارم نگاه میکنم
بجنب بیخیال نه بابا ای بابا آفرین
تو فوق العاده ای محشری گل کاشتی
ترکوندی !
خسته نباشی ایول دمت گرم
سمبل کاری زورکی بی میلی سرسری باری به هر جهت
سمبل کاری
مراسم مذهبی
جیبم خالی شد
مچ کسی را موقع انجام کار بد و اشتباه گرفتن مچ کسی را حین ارتکاب خلاف یا جرم گرفتن
دیگه نمی تونی زمان را به عقب برگردونی
حس خوبی دارم وقتی . . .
ازم دور شو لعنتی
چیزی که عوض داره گله نداره!