پیشنهادهای رهگذر (١٣,٣٨٥)
آرام آرامبخش روح نواز
امروز از اون روزها بود
دارم به . . . عادت میکنم مثال: I'm getting used to waking up early. دارم به زود بیدار شدن عادت میکنم.
دور کامل زدن و دوباره به نقطه اول رسیدن
نتیجه هنوز مشخص نیست هر تیمی میتونه برنده بشه
دهک درآمدی سطح درآمد
قدرت جادویی داشتن در کاری مهارت فوق العاده داشتن
دل خوشی از هم نداریم بینشون محبت و علاقه ای وجود نداره از هم خوششون نمیاد باهم میونه خوبی ندارن آبشون توی یه جوب نمیره
میرسم . . .
خواجه طور کسی که هیچ حسی به کسی نداره
شوم گردی عادت وسواس گونه به صرف زمان زیاد و مرور بی پایان اخبار منفی در اینترنت و فضای مجازی
شل کن سفت کن درآوردن
باید ( توجیه کردن )
به درد کاری نخوردن ضعیف بودن
خیلی هم . . . نبودن تعریفی نبودن زیاد اهلِ . . . نبودن
جلب توجه نکردن
لازم نداشتن چیزی تمام شدن
یه کم روش فکر کنم
بهم برخورد
لیوان بیرون بر
از خود میراث و اثری ماندگار به جای گذاشتن
با چشمهای خودت ببین
تنها دلخوشیم
مدام به گذشته فکر نکن
به کمتر از حقت راضی نشو
شورش در اومده دیگه!
تو اصلا منطقی حرف نمیزنی حرفات بی معنیه
زورکی وارد شدن برای دزدی ورود غیرقانونی برای دزدی
ودیعه
ملچ و مولوچ کردن
دست تو بینی کردن
وقت استراحت
بازی شروع شد وقتشه خودت رو نشون بدی
میتونم وسط حرفتون یه چیزی بگم ؟
چه ساعتی برات مناسبه ؟
بی موقع دهان خود را باز کردن سوتی دادن
طرف خرپوله
طرف غلط میخوره توی پول طرف خرپوله
خیلی بهت میاد
سفره پهن کردن
تمیز کردن سفره
سفره جمع کردن
مرخصی بلندمدت
دل کسی را به دست آوردن
تناسب داشتن با سوابق یا پیشینه کسی
جای همه تون خالی
برخلاف تمام پیش بینی ها با وجود همه سختی ها
جلو بودن با اختلاف ( گل یا امتیاز )
تمام جنبه های . . .