پیشنهادهای مهدی تلوری (٣٩٦)
شغلی رو از دست دادن
تمرکز رو از دست دادن
شرطی رو باختن ، شرط رو باختن
امتیاز از دست دادن
امتیاز از دست دادن . امتیازی از کف رفتن ، باختن
صدا رو از دست دادن . صدا خراب شدن
اشتها رو از دست دادن
صدا رو از دست دادن . حنجره رو از دست دادن
راه رو گم کردن
From day one we must have Chosen a new brand for our products
پشیمان، متاسف ، نادم ، ناراحت
من شرمنده هستم
با کلاس
ته چیزی بودن ، در انتهای کاری یا مکانی بودن
در انتهای کاری یا مکانی بودن . ته چیزی بودن
به کلام دیگه ، به عبارت دیگه ، از دیدگاهی دیگه
منطقه شام، سوریه ، اردن ، عراق
بی میل ، بی تمایل، بی انگیزه
معنی خوشبخت میده
مخالف بودن ، مخالف چیزی بودن
در حالت فعل به معنای نخ کردن هستش
فرد کاملا غریبه
افراد کاملا غریبه
موسس کاری بودن ، بانی کاری بودن ، مسئولیت کاری را برعهده گرفتن
مشارکت در کاری ، تعاون داشتن ، مشارکت در کاری داشتن ، همدستی در کاری داشتن
جا به جا کردن ، عقب و جلو کردن ، مثلا جا به جایی فاعل و فعل کمکی در جمله
خفت گیر ، لخت کن
منطقه ی امن
دست خط نوشته شده ، امضا به افتخار شخصی نوشتن، امضا
اون روی سگ منو بالا میاره
اعصاب رو خراب کردن ، روی سگ کسی بالا آمدن ، عصبانی کردن
در حالت فعل به معنای اذیت کردن هستش It bugs me
اذیت کردن ، آزارم میده
این نظر لطف شماست ، لطف شماست ، دلسوزی شماست
دلسوزی شما است ، نظر لطف شما است
این لطف شماست ، این نظر لطف شماست ، دلسوزی شماست
آسمانخراش، ساختمان بلند ، برج مسکونی
هم خوبه و هم بده ، مزایا و معایب خودش رو داشتن It's a mixed blessing
نه همچنین، در جواب موافق برای جملات منفی استفاده می کنیم مثال : My father didn't worry about his Appearance، his father didn't either
خودخواه ، فقط علاقه مند به خود
به حال خود گریه کردن ، غصه خود رو خوردن
تصور از خویشتن ، خویشتن انگاری
نیمرخ چهره
سیلی درمانی ، تقه درمانی ، بزن درمانی
چهره پیر شده ، روند پیری ، روند پیری چهره
روند پیری
ماهی گوشت خوار که بیشتر برای لایه برداری پوست های مرده ی پا در سالن های زیبایی استفاده میشه
اشتباه جا انداختن ، اشتباه
ضد عفونی ، تمیز