پیشنهادهای Abbas akbari (١١٢)
Spare no detail=when you say "spare no detail , " it means tell me everything , even small things, don't leave out anythings. یه اصطلاح است به معنی ...
این عبارت معمولا در فرم اطلاعات شخصی که به افراد برای پر کردن داده می شود، دیده می شود . در این فرم ها معنی "نزدیک ترین عضو " می دهد . Next of keen ...
عبارتی محاوره ای در مکالمات روزمره است Don't crowd me==نچسب بهم - مزاحمم نشو - پاپی من نشو - اذیتم نکن
یه عبارت است که معمولا نیتیو ها در مکالمات محاوره ای و روزمره استفاده می کنند، به معنی "هر کسی مزاج ( سلیقه یا چشایی ) متفاوتی دارد". Each to their ...
یه عبارت تقریبا محاوره ای است که معمولا در انگلیسی بریتیش استفاده میشه I wouldn't go that far=I wouldn't go as far as == I ( politely ) disagree با ا ...
این جمله در عبارات روزمره Gen z ( نسل زد ) استفاده می شود و معادل جمله ی نرمال "you are looking handsome " می باشد . . تو خوشتیپ به نظر می رسی . . .
I'm not fussed شکل محاوره ای و پیشرفته ی عبارت بیسیک "I don't care " می باشد . . یعنی من اهمیت نمی دم یا برام مهم نیست . .
این جمله شکل پیشرفته ی عبارت بیسیک زیر است : I agree with you ==I'm on board with that
جنگیدن - مبارزه کردن - . . . Go up against==fight
یعنی "من نمی تونم اونجا بیام ( باشم ) ( حضور داشته باشم ) " و شکل غیر رسمی، عبارت رسمی زیر است : I am unable to attend
وسیله ی برای احیاء سازی طراوتو درخشش لکه ها ( پیسی های ) پوست ( به ویژه پوست صورت ) A:yoir skin doesn't age, you still look 20 B:thanks, I use Rewin ...
Be through thick and thin==to have difficult times and some good times together عبارتی در مورد relationships می باشد به معنی "لحظات یا زمان های سخت و ...
Check up =to cause to go slowly or stop دلیل آهسته رفتن یا متوقف شدن
Check by=to go a place and make sure everything is ok. رفتن به جایی ( مکانی ) و مطمئن شدن از اینکه همه چیز درست است. ( رفتن و بررسی کردن به منظور ای ...
صفت کلمه ی compliment هست که می تونه معانی زیر رو داشته باشه: مورد تمجید و تحسین - تمجید و تحسین شده - مورد تکریم و تعریف - تکریم و تعریف شده - مورد ...
پخش کردن ( منتشر کردن ) شایعات دروغ ( کذب )
کُفرِ من در نیار =Don't test me
در فیلم ها و انگلیسی زبان ها دیدم که به معنی "پدر کسی رو در آوردن " است . مثال: Sometimes life kicks the shit out of you=گاهی وقت ها زندگی پدرت رو در ...
Warp up یک phrasal verb در مبحث clothes است به معنی "پوشیدن یا پوشاندن لباس های گرم "است. Warpup=to wear warm clothing with lots of layers
این عبارت معادل فرزال ورب "run out of"و عبارت have none left می باشد . یعنی تمام شدن چیزی - تمام شدن ذخیره یا موجودی - و. . .
Jump at برای شخص و چیز به کار میره بنابراین دوتا فرزال ورب برای jump at داریم : Jump at something =پذیرفتن یک فرصت یا پیشنهاد یا غیره با شور و ذوق و ...
Give a side eye=to look at someone with suspicion نگاه کردن به کسی با شک یا تردید یا . . . I gave her a side eye when she lied
تو فرق میزاری - تفاوت ( تمایز ) قائل میشی
یه اصطلاح عامیانه به معنی "من اهل خودستایی و تعریف از خود نیستم - من کسی نیستم که خوبی هامو تو بوق و کرنا کنم و جار بزنم - . . . "
Brush cutter=علف تراش Dual brush cutter = علف تراش دوتایی - توجه کنید که منظور اینه که دوتا علف تراش رو بهم متصل کرده و دوتایی شده با یک دسته . .
حرص ( کسی را ) در آوردن I wanna ( want to ) get rise out of you =می خوام حرص تورو در بیارم .
Get rise out of. . حرص ( کسی را ) در آوردن I wanna get rise out of you =می خوام حرص تورو در بیارم
یک فرزال ورب در بخش جامه و لباس است به این معنی که "ژاکت را بدون اینکه بازوها یا دست های خودمان رو از آستین ها رد کنیم روی دوش خود بیاندازیم ( بپوشیم ...
این عبارت یک اصطلاح نیست بلکه یه فرزال ورب است به معنی "بالا زدن یا تا کردن آستین های پیراهن یا ژاکت برای راحتی بازوها و دست" توجه کنید که معنی بالا ...
Pop into=به فکر خطور کردن - ناگهان به ذهن رسیدن - به ذهن رسیدن What's the first thing that pops into your mind? اولین چیزی که به ذهنت خطور می کنه چی ...
یعنی دونگی حساب کردن - هر کس دونگ یا یهم خود را حساب کردن. . معدل اصطلاح عامیانه و پرکاربرد Go dutch
کلمه ی bodge کلمه ای است که در فرهنگ لغات ترجمه نشده اما تمام معانی کلمه ی botch رو داره . کلمه ی bodge در زبان غیر رسمی انگلیس ( بریتیش ) استفاده می ...
یک اصطلاح عامیانه در بریتیش هست به معنی :من خیلی راضی ( خوشنود و خوشحال ) هستم معادل همین جمله در امریکن ( عامیانه ) به صورت زیر است :i'm very pleas ...
جمع کلمه alias می باشد به معنای :اسامی مستعار - نام های دیگر - اسامی ساختگی و . . . .
التماس می کنم - بهت التماس می کنم
اصلاح بی خیالش میشم - قیدشو می زنم . .
یعنی کسی که راز نگه دار نیست یا به طور عامیانه دهن لقه . . I'm a big mouth =i can't keep a secret
یه اصلاح به معنی "من یه آدم معاشرتی ( مردمی - اجتماعی و . . ) هستم . I'm outgoing=i'm a people person
یه اصطلاح به معنی "من آدم بی عرضه یا ضعیف النفس ( ضعیف ) هستم . . Ilock confidence=i''m a wimp
اشتباه کردم I made a mistake = l slipped up
( لطفا ) مزاحم نشو Please refrain= don't disturb
خوب ( با دقت ) فکر کنید Think carefully=reflect deeply
To come up with an excuse=بهانه آوردن My friend was trying to come up wih an excuse to stay there longer=دوستم داشت تااش می کرد یه بهانه ای بیاره تا ...
Nephew=پسر خواهر - پسر برادر Niece=دختر خواهر - دختر برادر Nephew niece=niblings برادر زاده ها و خواهر زاده ها ( چه پسر چه دختر )
یه اصطلاح در فیلم ها ست و در واقع غیر رسمیه: یه تخته ش کمه . . دیوونه ست . .
وقتی کسی " catchs heat" میشه یعنی بخاطر کاری که انجام نداده مورد تنبیه یا انتقاد یا نکوهش قرار می گیره. مثال: If you don't finish your homework , you ...
در متن های انگلسی به دو مورد بر خوردم :give birth و due Due معانی مختلف و زیادی داره اما یکی از معانیش "به دنیا آوردن یا زایمان کردن "می باشد. مثال: ...
همان طور که در معادل های انگلیسی به انگلیسی آبادیس آمده ، یکی از معانی مهم و کاربردی i beg you یعنی" خواهش می کنم " یا "خواهشمندم " یا "لطفا " می باش ...
یکی از معانی اصلی و مهم فرزال ورب drop back "به دیگران نرسیدن یا از دیگران جا ماندن در موفقیت یا پیشرفت یا تحصیلات و غیره" می باشد و متضاد فرزال ورب ...
کسی را مسخره و تحقیر کردن - کسی را کوچک شمردن Look down to#look up to
Follow on from= to happen after something as a result of it عملی یا چیزی که به عنوان نتیجه ی چیزی بعد از اون اتفاق می افته.
Hold out on=زیر بار نرفتن
( Phrasal verb ) hold out on =زیر بار نرفتن
A brown noser=someone who pleases an important or powerful person in order to get a benefit. پاچه خوار - کاسه لیس مثال:John is a brown noser to his ...
وقت ( زمان ) مطالعه ست . . این عبارت رو نیتیو ها استفاده می کنند و معادل ساده و بیسیک آن می شود: It's time to study=time to hit the books
خواب موندم درست است همونطور که دوستان گفتن . . این عبارت رو نیتیو ها می گن و معادل بیسیک i fell asleep است.
Animal loving = حیوان دوست - دوست دار حیوانات Animal lover=عاشق حیوانات - دوست دار حیوانات
To start off with
فضولات ماهی
اصطلاح یه کمک کوچیکی ( ارفاقی ) بهم بکن
هم مسیر شدن - همراه شدن - همرنگ شدن Let's all get on the same page= ( بیایید ) همگی هم مسیر شویم.
jog along=ادامه دادن کاری با چیزی با تغییرات و پیشرفت بسیار کم Their lives in prison jogged along without much excitement from one day to another=زند ...
بجز معانی که دوستان گفتند یه معنی مهم دیگه هم داره:رفتن به جایی بدون برنامه ریزی قبلی Go along=to go somewhere without previous planning
احساس شرمندگی کردن - احساس بدبختی و بیچارگی کردن - احساس ناخوشی و افسردگی کردن - . . .
مربی - مربی ورزش=coach
جا نزن - کم نیار
در شاَن ما نیست
او می دونه ما داریم چیکار می کنیم ( او از ما باخبره ) در اینجا onto به معنی آگاه بودن و باخبر بودن است .
یه اصطلاحه به معنی : انتخاب بین بد و بدتر
In my experience=با توجه به تجربه من
جزء شعور - جزء تعقل - جزئی از عقل - بخشی از شعور - بخشی از علت - . . . در یکی از مثال های آبادیس داریم: Understanding is the necessary moment of rea ...
بجز معانی که دوستان گفتند : به پایان رسیدن - تمام شدن - سپری شدن
One of the most common causes of failure
ارزیابی شخصی
یه تعداد از دوستام Some of my buddies are Iranian=یه تعداد از دوستام ایرانی هستند
Might just as well فعل ساده = بد نیست . . . . You might just as well wait till Friday and get the cheaper one. بد نیست تا حمعه صبر کنید و آن یکی رو ...
یه اصطلاحه Make the world of difference=make something much better; improve something تغییر بزرگ و خوب ایجاد کردن - چیز خیلی بهتری ساختن - چیزی را به ...
ما خیلی با هم تفاوت داریم
( Be hopeless at sth ( doing sth=در چیزی یا انجام چیزی افتضاح بودن یا بی عرضه بودن I'm hopeless at sports=در ورزش افتضاحم I'm hopeless at cooking=در ...
Blindfolds=چشم بند We don't even need the blindfolds these days=ما این روزها حتی به چشم بند هم نیاز نداریم .
ضربه های سخت و محکم - مشت های محکم ( به خصوص در مسابقه ی بوکس )
We'll have to hurry, otherwise. . . ما باید عجله کنیم، وگر نه. . .
آن پیک ( نامه رسان ) به سرعت در فضای مجازی معروف شد ( پر بازدید شد )
Such a shame= شرم آوره - مایه ی تاسفه
این ویدیو در یک مقطع ( یه زمانی ) همه جا ( هر جایی ) بود .
چیزی نیست - چیزی نشده - خبری نیست
انگار چیزی نشده - انگار هیچ اتفاقی نیفتاده - انگار نه انگار
تحت هر شرایطی - مهم نیست چی =no matter what
معادل دیگه ای هم وجود داره : no matter how=به هر طریقی - هر طور شده
There's no harm in trying it on=پرو کردنش که ضرری نداره
اصطلاحیه عامیانه و غیر رسمیه : اون تو نخ منه
بهش ( به آن ) عادت کردم
یه اصطلاح عامیانه و غیر رسمی است ( بریتیش ) به معنی: همه چیز بر وفق مراده - همه چیز عالیه
I find it adj از نظر من - برای من - به نظرم I find it hard=برای من سخت است I find it comforting=برای من آرامش بخش است I find it wise=به نظرم عاقلا ...
بعضی از دوستان نوشتن تاکسی گرفتن که اشتباهه . . تاکسی سوار شدن و رفتن به جایی میشه take a taxi اما تاکسی گرفتن میشه get a taxi
معادل های زیادی به انگلیسی داره مثل:gadfly , knocker, leech, intruder. . ولی بهترین معادل troublemaker است.
یه اصطلاح بسیار غیر مودبانه و غیر رسمی به معنی: عجب دهن سرویسی هستی - خیلی عوضی هستی
دهنتو ببند - خفه شو Informal
Apologise به معنی عذر خواهی کردن ، معذرت خواهی کردن و. . . است و در واقع همون معانی apologize رو میده اما apologise در انگلیسی بریتیش استفاده میشه و ...
بجز عبارات گفته شده ( it seems as if=like ) عبارت it's like هم معنی انگار ، گویی ، انگار که و. . . . میده
یه اصطلاح است ( عامیانه و بیشتر در فیلم ها و گفتگو های محاوره ای ) من هوای تو رو دارم تو هم هوای منو داشته باش.
موجد ( به معنی :پدید آورنده - آفریدگار - ایجاد کننده - خالق - آفریننده و . . ) در یکی از مثال های خود آبادیس در مورد famine: War mothered famine an ...
Give no quarter ( اصطلاح ) =ملاحضه ی کسی را نکردن - به کسی رحم نکردن It was a fight to the death, with no quarter given آن جنگی ( مبارزه ایی ) بود ...
زدن کسی را خرد و خمیر کردن If you do that again , Iwill beat you black and blue =اگر آن کار را دوباره انجام بدی، می زنم خرد و خمیرت می کنم .
حتی بدتر. . . - حتی بدتری . . . - بدتری - بدتر
از شدت تنفر - از شدت انزجار - با تنفر شدید - از شدت اشمئزاز - با بیزاری شدید - با بی میلی - بخاطر دلزدگی زیاد - بخاطر بیزاری شدید - . . . .
صدمه ( آسیب ) دیدن یا زدن ناقص کردن یا شدن
به طور غریبی - به طور وسواسی - هوس بازانه - به طور هوس آلودی - به طور غیر قبال پیش بینی - به طور هوس آلودی - . . در واقع قید کلمه ی whimsical می باش ...
گذشته فعل outgrow با معانی :از دست داد - زودتر رشد کرد - چیره شد - بزرگتر شد . . . . .
فریب خوردن - گول خوردن Who else got tricked for a second? دیگه کی ( چه کسی ) برای یه ثانیه گول ( فریب ) خورد؟
از جلو راه برو کنار وگرنه صدمه میبینی
با کسی راه آمدن با کسی خوب تا کردن The bank clerk went so easy on me کارمند بانک خیلی باهم راه اومد ( خیلی باهام خوب تا کرد )