دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٣٩٧
رتبه
رتبه در دیکشنری
٥,٣٣١
لایک
لایک
٧
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١ روز پیش
دیدگاه
٠

احساس شرمندگی کردن - احساس بدبختی و بیچارگی کردن - احساس ناخوشی و افسردگی کردن - . . .

تاریخ
٥ روز پیش
دیدگاه
٠

مربی - مربی ورزش=coach

تاریخ
٢ هفته پیش
دیدگاه
٠

جا نزن - کم نیار

تاریخ
٣ هفته پیش
دیدگاه
٠

در شاَن ما نیست

تاریخ
١ ماه پیش
دیدگاه
١

او می دونه ما داریم چیکار می کنیم ( او از ما باخبره ) در اینجا onto به معنی آگاه بودن و باخبر بودن است .

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
١ هفته پیش
متن
He settled back in the rear of the taxi.
دیدگاه
٠

او پیش تر ( قبل تر ) در عقب تاکسی نشسته بود.

تاریخ
٢ هفته پیش
متن
The party was a bit of a damp squib.
دیدگاه
٠

مهمونی بدتر از حد انتظار بود - مهمونی خیلی ( بیش از حد ) مایوس کننده ( بی مزه ) بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Don't dally: we must move on.
دیدگاه
٠

وقت رو تلف نکن ( فس فس نکن - طفره نرو - تاخیر نکن - . . . ) ما باید حرکت کنیم.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Don't dally over your meal, we don't want to miss our train.
دیدگاه
٠

در ( خوردن ) وعده غذایی خود وقت تلف نکن ( فس فس نکن - نلاس ) ، ما نمی خواهیم قطار مونو از دست بدیم.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Don't dally along the way! We haven't got much time.
دیدگاه
٠

در طول راه ( مسیر ) وقت تلف نکنید، وقت زیادی نداریم.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.