من آن را . . . می بینم/می دانم.
ـ I find it easy to exercise
من ورزش کردن را آسان می دانم.
I find it hard to study.
من مطالعه کردن را سخت می بینم.
ـ I find it easy to exercise
من ورزش کردن را آسان می دانم.
من مطالعه کردن را سخت می بینم.
از نظر من - برای من - به نظرم
I find it hard=برای من سخت است
I find it comforting=برای من آرامش بخش است
I find it wise=به نظرم عاقلانه است
. . .
برام سخته که بیرون بشینم
برام راحته که اون کارو بکنم
برام هیجان انگیزه که فیلم ترسناک ببینم