تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Spare no detail=when you say "spare no detail , " it means tell me everything , even small things, don't leave out anythings. یه اصطلاح است به معنی ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این عبارت معمولا در فرم اطلاعات شخصی که به افراد برای پر کردن داده می شود، دیده می شود . در این فرم ها معنی "نزدیک ترین عضو " می دهد . Next of keen ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

عبارتی محاوره ای در مکالمات روزمره است Don't crowd me==نچسب بهم - مزاحمم نشو - پاپی من نشو - اذیتم نکن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یه عبارت است که معمولا نیتیو ها در مکالمات محاوره ای و روزمره استفاده می کنند، به معنی "هر کسی مزاج ( سلیقه یا چشایی ) متفاوتی دارد". Each to their ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یه عبارت تقریبا محاوره ای است که معمولا در انگلیسی بریتیش استفاده میشه I wouldn't go that far=I wouldn't go as far as == I ( politely ) disagree با ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این جمله در عبارات روزمره Gen z ( نسل زد ) استفاده می شود و معادل جمله ی نرمال "you are looking handsome " می باشد . . تو خوشتیپ به نظر می رسی . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

I'm not fussed شکل محاوره ای و پیشرفته ی عبارت بیسیک "I don't care " می باشد . . یعنی من اهمیت نمی دم یا برام مهم نیست . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این جمله شکل پیشرفته ی عبارت بیسیک زیر است : I agree with you ==I'm on board with that

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جنگیدن - مبارزه کردن - . . . Go up against==fight

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یعنی "من نمی تونم اونجا بیام ( باشم ) ( حضور داشته باشم ) " و شکل غیر رسمی، عبارت رسمی زیر است : I am unable to attend

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وسیله ی برای احیاء سازی طراوتو درخشش لکه ها ( پیسی های ) پوست ( به ویژه پوست صورت ) A:yoir skin doesn't age, you still look 20 B:thanks, I use Rewin ...

پیشنهاد
٠

Be through thick and thin==to have difficult times and some good times together عبارتی در مورد relationships می باشد به معنی "لحظات یا زمان های سخت و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Check up =to cause to go slowly or stop دلیل آهسته رفتن یا متوقف شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Check by=to go a place and make sure everything is ok. رفتن به جایی ( مکانی ) و مطمئن شدن از اینکه همه چیز درست است. ( رفتن و بررسی کردن به منظور ای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صفت کلمه ی compliment هست که می تونه معانی زیر رو داشته باشه: مورد تمجید و تحسین - تمجید و تحسین شده - مورد تکریم و تعریف - تکریم و تعریف شده - مورد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پخش کردن ( منتشر کردن ) شایعات دروغ ( کذب )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کُفرِ من در نیار =Don't test me

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در فیلم ها و انگلیسی زبان ها دیدم که به معنی "پدر کسی رو در آوردن " است . مثال: Sometimes life kicks the shit out of you=گاهی وقت ها زندگی پدرت رو در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Warp up یک phrasal verb در مبحث clothes است به معنی "پوشیدن یا پوشاندن لباس های گرم "است. Warpup=to wear warm clothing with lots of layers

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این عبارت معادل فرزال ورب "run out of"و عبارت have none left می باشد . یعنی تمام شدن چیزی - تمام شدن ذخیره یا موجودی - و. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Jump at برای شخص و چیز به کار میره بنابراین دوتا فرزال ورب برای jump at داریم : Jump at something =پذیرفتن یک فرصت یا پیشنهاد یا غیره با شور و ذوق و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Give a side eye=to look at someone with suspicion نگاه کردن به کسی با شک یا تردید یا . . . I gave her a side eye when she lied

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تو فرق میزاری - تفاوت ( تمایز ) قائل میشی

پیشنهاد
٠

یه اصطلاح عامیانه به معنی "من اهل خودستایی و تعریف از خود نیستم - من کسی نیستم که خوبی هامو تو بوق و کرنا کنم و جار بزنم - . . . "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Brush cutter=علف تراش Dual brush cutter = علف تراش دوتایی - توجه کنید که منظور اینه که دوتا علف تراش رو بهم متصل کرده و دوتایی شده با یک دسته . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرص ( کسی را ) در آوردن I wanna ( want to ) get rise out of you =می خوام حرص تورو در بیارم .

پیشنهاد
٠

Get rise out of. . حرص ( کسی را ) در آوردن I wanna get rise out of you =می خوام حرص تورو در بیارم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک فرزال ورب در بخش جامه و لباس است به این معنی که "ژاکت را بدون اینکه بازوها یا دست های خودمان رو از آستین ها رد کنیم روی دوش خود بیاندازیم ( بپوشیم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

این عبارت یک اصطلاح نیست بلکه یه فرزال ورب است به معنی "بالا زدن یا تا کردن آستین های پیراهن یا ژاکت برای راحتی بازوها و دست" توجه کنید که معنی بالا ...

پیشنهاد
١

Pop into=به فکر خطور کردن - ناگهان به ذهن رسیدن - به ذهن رسیدن What's the first thing that pops into your mind? اولین چیزی که به ذهنت خطور می کنه چی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یعنی دونگی حساب کردن - هر کس دونگ یا یهم خود را حساب کردن. . معدل اصطلاح عامیانه و پرکاربرد Go dutch

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلمه ی bodge کلمه ای است که در فرهنگ لغات ترجمه نشده اما تمام معانی کلمه ی botch رو داره . کلمه ی bodge در زبان غیر رسمی انگلیس ( بریتیش ) استفاده می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک اصطلاح عامیانه در بریتیش هست به معنی :من خیلی راضی ( خوشنود و خوشحال ) هستم معادل همین جمله در امریکن ( عامیانه ) به صورت زیر است :i'm very pleas ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جمع کلمه alias می باشد به معنای :اسامی مستعار - نام های دیگر - اسامی ساختگی و . . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

التماس می کنم - بهت التماس می کنم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصلاح بی خیالش میشم - قیدشو می زنم . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یعنی کسی که راز نگه دار نیست یا به طور عامیانه دهن لقه . . I'm a big mouth =i can't keep a secret

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یه اصلاح به معنی "من یه آدم معاشرتی ( مردمی - اجتماعی و . . ) هستم . I'm outgoing=i'm a people person

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یه اصطلاح به معنی "من آدم بی عرضه یا ضعیف النفس ( ضعیف ) هستم . . Ilock confidence=i''m a wimp

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اشتباه کردم I made a mistake = l slipped up

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( لطفا ) مزاحم نشو Please refrain= don't disturb

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوب ( با دقت ) فکر کنید Think carefully=reflect deeply

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

To come up with an excuse=بهانه آوردن My friend was trying to come up wih an excuse to stay there longer=دوستم داشت تااش می کرد یه بهانه ای بیاره تا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Nephew=پسر خواهر - پسر برادر Niece=دختر خواهر - دختر برادر Nephew niece=niblings برادر زاده ها و خواهر زاده ها ( چه پسر چه دختر )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یه اصطلاح در فیلم ها ست و در واقع غیر رسمیه: یه تخته ش کمه . . دیوونه ست . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وقتی کسی " catchs heat" میشه یعنی بخاطر کاری که انجام نداده مورد تنبیه یا انتقاد یا نکوهش قرار می گیره. مثال: If you don't finish your homework , you ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در متن های انگلسی به دو مورد بر خوردم :give birth و due Due معانی مختلف و زیادی داره اما یکی از معانیش "به دنیا آوردن یا زایمان کردن "می باشد. مثال: ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همان طور که در معادل های انگلیسی به انگلیسی آبادیس آمده ، یکی از معانی مهم و کاربردی i beg you یعنی" خواهش می کنم " یا "خواهشمندم " یا "لطفا " می باش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکی از معانی اصلی و مهم فرزال ورب drop back "به دیگران نرسیدن یا از دیگران جا ماندن در موفقیت یا پیشرفت یا تحصیلات و غیره" می باشد و متضاد فرزال ورب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کسی را مسخره و تحقیر کردن - کسی را کوچک شمردن Look down to#look up to

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Follow on from= to happen after something as a result of it عملی یا چیزی که به عنوان نتیجه ی چیزی بعد از اون اتفاق می افته.

پیشنهاد
٠

Hold out on=زیر بار نرفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

( Phrasal verb ) hold out on =زیر بار نرفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

A brown noser=someone who pleases an important or powerful person in order to get a benefit. پاچه خوار - کاسه لیس مثال:John is a brown noser to his ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

وقت ( زمان ) مطالعه ست . . این عبارت رو نیتیو ها استفاده می کنند و معادل ساده و بیسیک آن می شود: It's time to study=time to hit the books

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خواب موندم درست است همونطور که دوستان گفتن . . این عبارت رو نیتیو ها می گن و معادل بیسیک i fell asleep است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Animal loving = حیوان دوست - دوست دار حیوانات Animal lover=عاشق حیوانات - دوست دار حیوانات

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

To start off with

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فضولات ماهی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

اصطلاح یه کمک کوچیکی ( ارفاقی ) بهم بکن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

هم مسیر شدن - همراه شدن - همرنگ شدن Let's all get on the same page= ( بیایید ) همگی هم مسیر شویم.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

jog along=ادامه دادن کاری با چیزی با تغییرات و پیشرفت بسیار کم Their lives in prison jogged along without much excitement from one day to another=زند ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بجز معانی که دوستان گفتند یه معنی مهم دیگه هم داره:رفتن به جایی بدون برنامه ریزی قبلی Go along=to go somewhere without previous planning

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

احساس شرمندگی کردن - احساس بدبختی و بیچارگی کردن - احساس ناخوشی و افسردگی کردن - . . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

مربی - مربی ورزش=coach

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جا نزن - کم نیار

پیشنهاد
٠

در شاَن ما نیست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

او می دونه ما داریم چیکار می کنیم ( او از ما باخبره ) در اینجا onto به معنی آگاه بودن و باخبر بودن است .

پیشنهاد
١

یه اصطلاحه به معنی : انتخاب بین بد و بدتر

پیشنهاد
٠

In my experience=با توجه به تجربه من

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جزء شعور - جزء تعقل - جزئی از عقل - بخشی از شعور - بخشی از علت - . . . در یکی از مثال های آبادیس داریم: Understanding is the necessary moment of rea ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بجز معانی که دوستان گفتند : به پایان رسیدن - تمام شدن - سپری شدن

پیشنهاد
٠

One of the most common causes of failure

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارزیابی شخصی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

یه تعداد از دوستام Some of my buddies are Iranian=یه تعداد از دوستام ایرانی هستند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Might just as well فعل ساده = بد نیست . . . . You might just as well wait till Friday and get the cheaper one. بد نیست تا حمعه صبر کنید و آن یکی رو ...

پیشنهاد
١

یه اصطلاحه Make the world of difference=make something much better; improve something تغییر بزرگ و خوب ایجاد کردن - چیز خیلی بهتری ساختن - چیزی را به ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

ما خیلی با هم تفاوت داریم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

( Be hopeless at sth ( doing sth=در چیزی یا انجام چیزی افتضاح بودن یا بی عرضه بودن I'm hopeless at sports=در ورزش افتضاحم I'm hopeless at cooking=در ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Blindfolds=چشم بند We don't even need the blindfolds these days=ما این روزها حتی به چشم بند هم نیاز نداریم .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ضربه های سخت و محکم - مشت های محکم ( به خصوص در مسابقه ی بوکس )

پیشنهاد
٠

We'll have to hurry, otherwise. . . ما باید عجله کنیم، وگر نه. . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

آن پیک ( نامه رسان ) به سرعت در فضای مجازی معروف شد ( پر بازدید شد )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Such a shame= شرم آوره - مایه ی تاسفه

پیشنهاد
٠

این ویدیو در یک مقطع ( یه زمانی ) همه جا ( هر جایی ) بود .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

چیزی نیست - چیزی نشده - خبری نیست

پیشنهاد
٠

انگار چیزی نشده - انگار هیچ اتفاقی نیفتاده - انگار نه انگار

پیشنهاد
٠

تحت هر شرایطی - مهم نیست چی =no matter what

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

معادل دیگه ای هم وجود داره : no matter how=به هر طریقی - هر طور شده

پیشنهاد
٠

There's no harm in trying it on=پرو کردنش که ضرری نداره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاحیه عامیانه و غیر رسمیه : اون تو نخ منه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهش ( به آن ) عادت کردم

پیشنهاد
٠

یه اصطلاح عامیانه و غیر رسمی است ( بریتیش ) به معنی: همه چیز بر وفق مراده - همه چیز عالیه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

I find it adj از نظر من - برای من - به نظرم I find it hard=برای من سخت است I find it comforting=برای من آرامش بخش است I find it wise=به نظرم عاقلا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

بعضی از دوستان نوشتن تاکسی گرفتن که اشتباهه . . تاکسی سوار شدن و رفتن به جایی میشه take a taxi اما تاکسی گرفتن میشه get a taxi

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

معادل های زیادی به انگلیسی داره مثل:gadfly , knocker, leech, intruder. . ولی بهترین معادل troublemaker است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

یه اصطلاح بسیار غیر مودبانه و غیر رسمی به معنی: عجب دهن سرویسی هستی - خیلی عوضی هستی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دهنتو ببند - خفه شو Informal

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Apologise به معنی عذر خواهی کردن ، معذرت خواهی کردن و. . . است و در واقع همون معانی apologize رو میده اما apologise در انگلیسی بریتیش استفاده میشه و ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بجز عبارات گفته شده ( it seems as if=like ) عبارت it's like هم معنی انگار ، گویی ، انگار که و. . . . میده

پیشنهاد
٢

یه اصطلاح است ( عامیانه و بیشتر در فیلم ها و گفتگو های محاوره ای ) من هوای تو رو دارم تو هم هوای منو داشته باش.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

موجد ( به معنی :پدید آورنده - آفریدگار - ایجاد کننده - خالق - آفریننده و . . ) در یکی از مثال های خود آبادیس در مورد famine: War mothered famine an ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Give no quarter ( اصطلاح ) =ملاحضه ی کسی را نکردن - به کسی رحم نکردن It was a fight to the death, with no quarter given آن جنگی ( مبارزه ایی ) بود ...

پیشنهاد
٠

زدن کسی را خرد و خمیر کردن If you do that again , Iwill beat you black and blue =اگر آن کار را دوباره انجام بدی، می زنم خرد و خمیرت می کنم .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

حتی بدتر. . . - حتی بدتری . . . - بدتری - بدتر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

از شدت تنفر - از شدت انزجار - با تنفر شدید - از شدت اشمئزاز - با بیزاری شدید - با بی میلی - بخاطر دلزدگی زیاد - بخاطر بیزاری شدید - . . . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

صدمه ( آسیب ) دیدن یا زدن ناقص کردن یا شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

به طور غریبی - به طور وسواسی - هوس بازانه - به طور هوس آلودی - به طور غیر قبال پیش بینی - به طور هوس آلودی - . . در واقع قید کلمه ی whimsical می باش ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

گذشته فعل outgrow با معانی :از دست داد - زودتر رشد کرد - چیره شد - بزرگتر شد . . . . .

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

فریب خوردن - گول خوردن Who else got tricked for a second? دیگه کی ( چه کسی ) برای یه ثانیه گول ( فریب ) خورد؟

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

از جلو راه برو کنار وگرنه صدمه میبینی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

با کسی راه آمدن با کسی خوب تا کردن The bank clerk went so easy on me کارمند بانک خیلی باهم راه اومد ( خیلی باهام خوب تا کرد )