پیشنهادهای رضا (١١٩)
طَراره: در حقوق جزا کسی است که با تردستی مال را می برد. مثل دلار فروش های دوره گرد که وقتی دلار ها را میشمارند ازش کش میرن.
مُحتال در حقوق جزا کسی است که مال را با حیله و نیرنگ می برد.
مُستَلِب: کسی که مالی را علنی و آشکار می رباید.
جرم تصرف غیر قانونی یعنی تصرف در غیر ماوُضِعَ لَهُ، ماوُضِعَ لَهُ یعنی آنچه که در سر فصل های بودجه کشور آمده است.
تفاضل دیه = خودِ اختلاف یا مابه التفاوت فاضل دیه = مقدار مازادی که باید پرداخت شود
حَد جِلد” به معنای اجرای شلاق به عنوان مجازات حدی هست.
تبعید یعنی فرستادن اجباری شخص به محل دیگر با نظارت همچنین تبعید مجازات تعزیری است. نفی بلد از تبعید شدید تر است و ممنوعیت خروج از محل و ممنوعیت معاش ...
نفی بَلد و تَبعید: شباهت ها: هر دو: مستلزم دور شدن از محل زندگی اند، با الزام به سکونت در محل دیگر همراه اند، تحت نظارت اجرا می شوند. تفاوت های ...
🔹 مُحصَن ( و مُحصَنه ) یعنی: شخصی که ازدواج دائم دارد و امکان رابطه مشروع با همسرش هم برایش فراهم است. ✅ مثال: علی ازدواج کرده و همسرش در کنار او ...
🔹 مُحصَن ( و مُحصَنه ) یعنی: شخصی که ازدواج دائم دارد و امکان رابطه مشروع با همسرش هم برایش فراهم است. ✅ مثال: علی ازدواج کرده و همسرش در کنار او ...
در قانون مجازات اسلامی مرور زمان را مثل یک تایمر فرض کن. هر اقدامی که �قاطع� باشد، این تایمر را صفر می کند و دوباره از نو شروع می شود.
خَطئی� ( یا �خَطأیی� ) از ریشه ی �خَطا� می آید به معنی خطای محض که در متون حقوقی بکار میرود مثل قتل خطای محض
لُوث: در حقوق به معنای �شبهه و ابهام� است مثلا: فرض کنید جرمی رخ داده و ما می دانیم یکی از دو نفر ( الف یا ب ) آن را انجام داده، اما دقیقاً نمی دانی ...
سُکر = مستی مُسکِر =مست کننده
برگشتن، انصراف. از نظر حقوقی یعنی انصراف یا بازگشت از یک تصمیم یا عمل حقوقی.
منظور از “شرط خلاف” ، “شرط خلاف مقتضای عقد” است. مثلاً تبدیل “ضمان” به “ضمان ضم ذمه به ذمه” در واقع به معنای این است که ضامن، علاوه بر مضمون عنه، خود ...
حواله بر عهده بری یعنی وقتی که محال علیه مدیون محیل نباشد و شبیه عقد ضَمان خواهد بود.
مَلی: توانگر و مال دار. واژه متضاد مَلی مُعسر است.
وجه مُلزِم:روش الزام شده و تعیین شده و توافق شده برای انجام کار یا قرارداد. مثلا انجام کار تا یک ماه دیگر یا پرداخت پول به صورت اقساط سه ماهه یا انجا ...
بیع مُؤامَرَه از اقسام بیع خیار شرط است و از آن در باب تجارت سخن رفته است و به معامله ای اطلاق می شود که در آن نسبت به امضا یا فسخ آن، مشورت با شخصی ...
مُعَلَّقٌ عَلَیهِ: چیزی که حصول آثار عقد به آن وابسته است عَلیه همیشه به معنای برضد نیست. “علیه” در اینجا به معنای “متوجه به او” یا “در جهت او” است. ...
در عربی �سَوم� از ریشه �س - و - م� به معنای تقاضا کردن قیمت، پیشنهاد دادن، چانه زنی در قیمت است. در فقه امامیه وقتی می گویند �أَخَذَ الشیءَ بالسَّوم ...
مُعیر / moir/ : عاریه دهنده مُستَعیر /mostair/ : عاریه گیرنده همچنین مُودِع: امانت گذار مُستودِع: امانت دار
مُعۡیِر: عاریه دهنده • م = ضمه → مُ • ع = ساکن → عْ • ی = کسره → یِ • ر = بدون علامت مشخص ( بسته به نقش نحوی )
مُنتَقَلٌ اِلَیه: شخصی که مالکیت یا حقی به او منتقل می شود.
موقوف عَلیه: کسی که وقف به نفع او انجام می شود. موقوف عَلیهُم؛ اگر وقف برای چند نفر باشد ( مثلاً طلاب، فقرا، دانشجویان حقوق ) عَلیه همیشه به معنای ...
مَشروط عَلیه به شخصی گفته می شود که شرط ضمن عقد به زیان اوست. obligor.
منافع مُستَوَفات: به منافعی گفته می شود که از یک مال توسط غاصب تحقق یافته و به طور کامل استیفا شده است.
مُرسلٌ اِلیه: گیرنده ی پیام یا کالا متصدی حمل هم آن پیام یا کالا را حمل میکند. ارسال کننده هم میفرستد.
اصطلاح “عقود مُعلق” یا “عقود مُراعی” به عقودی اشاره داره که اثرات حقوقی اونها یا ایجاد تعهدات ناشی از اونها، به وقوع یا عدم وقوع یک واقعه یا شرطی در ...
طاقچه وسط دیوار به ارتفاع ۱ متری میگذاشتند و برای وسایل دم دستی مثل کتاب و کاسه و. . بود. اما رَف نوعی طاقچه، تو ارتفاع بالا و نزدیک سقف بود که برای ...
بُطونِ لاحِقَه ( boṭūn - e lāḥeqa ) اجزاء واژه بطون جمعِ �بَطن� است، به معنای �شکم� یا به صورت استعاری �درون، عمق�. لاحقه از ریشه ی �لحق� به مع ...
منوب عنه” به صورت “مِنوُبٌ عَنْهُ” تلفظ می شود. معنی: منوب ( مِنوُب ) : به معنای کسی است که حقی برای او ثابت شده یا باید ثابت شود. عنه ( عَنْهُ ) ...
دو طرف بیع معاطات را مُتعاطیین گویند و بیع معاطات یعنی هر یک از طرفین معامله، مالی که اراده کرده است را عوض آنچه از طرف دیگر دریافت می نماید به وی اع ...
تَطَوُرات یعنی تحولات، سیر تاریخی و تحولات.
مَجعولیَت یعنی جعلی بودن مثلا مجعولیت سند ثابت شده است یعنی سند جعلی است.
در نظام قضایی فعلی استیناف و تمیز به معنای مصطلح آنها و به کیفیت مذکور در قوانین سابق وجود ندارد، لذا کلیه احکام و قرارهای دادگاه ها فقط در حدود و وف ...
رَقَبه یعنی قطعه، در این رقبه یعنی در این قطعه مثلا ملک
درخواست کننده
نمایندگان مُحَدِّد در ماده ۸۴ آئین نامه ثبت ۱۳۱۷ یعنی کسایی که حد و مرز املاک و اراضی را برای ثبت سند تعیین می کنند.
مَبَرات مُطلقه: واقف، مصرف درآمد را برای احسان، خیرات و بَریات بدون قید و وصف اختصاص داده باشد.
مستغلات اموال غیر منقول است که مورد بهره برداری توسط مالک آن ها میباشد.
پلاک ثبتی در واقع شماره شناسایی ملک است و به ما کمک می کند تا موقعیت ملک و مالک آن را شناسایی کنیم. هر پلاک ثبتی به پلاک ثبتی اصلی و پلاک ثبتی فرعی ت ...
مُمْضیٰ یعنی امضا شده مثلا چک مُمْضیٰ یعنی چک امضا شده
اموالی که از جانب مقامات رسمی برای نگهداری به نفع مالک به شخصی سپرده می شود، به او حافظ گفته می شود که مستحق اجرت المثل عمل خویش می باشد به این اجرت ...
مطابق تعریف قانونی مندرج در بند م ماده ۱ آئین نامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجراء و طرز رسیدگی به شکایت از عملیات اجرائی مصوب ۱۳۸۷: �حق انتفاع هر ...
پولی است که بابت نگهداری ودیعه اخذ میگردد.
وجه الضمان مالیست که به عنوان ضمانت عقد به طرف مقابل داده می شود.
حمل و نقل بحری یعنی دریایی حمل و نقل بری یعنی خشکی حمل و نقل هوایی
مُوَرِث: مورث، کسی است که مرده و مالی از او مانده باشد.