پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٧٧٤)

بازدید
٤,٦٥٥
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پشتیبان کمک دهنده یاری رسان آتشی زو نشاط را پشتی کان گوگرد سرخ زردشتی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرمخانه خانه گرم گرمابه آشپزخانه در چنین فصل تاب خانه شاه داشته طبع چار فصل نگاه ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گیاه نبات رستنی علف رستنی در کشیده سر به زمین نامیه گشته اعتکاف نشین ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ارژنگ نگارخانه بوم و تخته نقاشی وان سراچه که هفت پیکر بود بلکه ارتنگ هفت کشور بود ✏ نظامی در ارتنگ این نقش چینی پرند قلم نیست بر مانی نقش بند ✏ ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شوشتر شهر شوشتر گوهر آموده تاجی از سر خویش با قبائی ز دخل ششتر بیش ✏ نظامی صبا چون درآید به دیبا گری زمین رومی آرد هوا ششتری ✏ نظامی چو شد پل تم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گران قیمت دار پربها مرتفع جامه های قیمت مند بیشتر زانکه گفت شاید چند ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاروان داران حمل کنندگان راهیان حمل داران در آمدند به کار حمل بر حمل ساختند نثار ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شبیه برق هستم مانند آذرخش هستم برق وار م به وقت بارش میغ به یکی دست می به دیگر تیغ ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تیر دان جعبه تیر تیر بر هر کجا زدی حالی تیر گشتی ز تیر خور خالی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جاسوسی خبر رسانی خبرچینی منهی یی زانکه نامه داند خواند این سخن را به سمع شاه رساند ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افراد دورو منافقان افراد ترسو زرد گوشان به گوشه ها مردند سر به آب سیه فرو بردند ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شادی کنان خوشحال بشاش شد سوی شهر شادی انگیزان کرد در بزم خود شکرریزان ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عذرخواهی کرد پوزش خواست طلب بخشش کرد در کنارش گرفت و عذر انگیخت وآن گل از نرگس آبِ گل می ریخت ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طبقه زیرین ساختمان طبقه پایین در جهان کیست کاو به زور و به رای ؟ از رواقش بَرَد به زیر سرای ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ماه تمام ماه شب چهارده بدر کامل چونکه ماه دو هفته از سر ناز کرد هر هفت از آنچه باید ساز ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوشواره گوش آویز پیرایه ای که بر گوش آویزند گوهر ِ گوش ِ گوهر آویز ش کرده بازار عاشقان تیزش ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زلف زنگی زلف سیاه موی سیاه زنگی زلف و خال هندو رنگ هردو بر یک طرف ستاده به جنگ ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1_نگاشتن نوشتن 2_پیمودن درنوردیدن طی کردن از پس شصت سال کز تو گذشت چون توانی به زیر پای نوشت ؟ ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیشانیش صورتش چهره اش شاه چون خورد ساغری دو سه می از گل جبهتش برآمد خوَی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوراک های خوشمزه خوراک های خوشگوار چون شه از خوردهای خوش پرداخت می روان کرد و بزم شادی ساخت ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چرخ کبود آسمان آبی آسمان نیلگون طرح کرده رخش خَوَرنَق را فرش افکنده چرخ ازرق را ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکارگاه محل شکار گفت فرمان تو راست ، کار بساز تا ز نخچیر گه من آیم باز ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کدخدا صاحب ده مالک ده باز پرسید کاین دیار که راست ؟ ده خداوند این دیار کجاست ؟ ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوراکی ها خورش ها غذا ها خوردهای ملوک وار سره مرغ و ماهی و گوسپند و بره ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شاهانه ملوکانه درخور شاه خوردهای ملوک وار سره مرغ و ماهی و گوسپند و بره ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رفیع بلند بر چنین منظر ی ستاره سریر گاه شهدش دهیم و گاهی شیر ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دل بدریا زدن یک دل شدن تصمیم گرفتن قصد کردن دل درانداز و جان پذیری کن یک زمانش لگام گیری کن ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گرفتن لگام کنایه از مانع حرکت شدن به قصد پذیرایی دل درانداز و جان پذیری کن یک زمانش لگام گیری کن ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حورافش شبیه حور مانند زنان بهشتی چار گوهر ز گوش گوهر کَش برگشاد آن نگار حورا فَش ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حوراوش شبیه حوری مانند زنان بهشتی چار گوهر ز گوش گوهر کَش برگشاد آن نگار حورا فَش ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رهنمود راهنمایی ارشاد گری مرد سرهنگ از آن نمونش راست از سر خون آن صنم برخاست ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تیر پیکان دار یاسج شه که خون گوران ریخت مگر آتش ز بهر آن انگیخت ✏ �نظامی� ز قاروره و یاسج و بید برگ قواره قواره شده دِرع و ترگ ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آهن آبدیده فولاد بران آهنی که از آن شمشیر تیز و بران بسازند بر زمین ز آهن بلارک تیر گاهی آتش فکند و گه نخجیر ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دورادور گرداگرد پیرامون محافظان از سواران پره بسته به دشت رمه گور سوی شاه گذشت ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محافظان دورادور گرداگرد پیرامون از سواران پره بسته به دشت رمه گور سوی شاه گذشت ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گنجینه محل گنج گنج خانه خزانه راه در گنجدان غار کنند گنج بیرون برند و بار کنند نظامی ز گنجی که او را فرستاد دهر به هر گنجدانی فرستاد بهر ✏ �نظامی� ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آماده مهیا ساخته و پرداخته حاضر ساز و کار چون ز بهرام گور تاج و سریر سازوَر گشت و شد شکوه پذیر ✏ �نظامی� چو بر میمنه سازور گشت کار همان میسره شد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دامن دشت و کوه شاه بهرام ازین قرار نگشت سوی شیر آمد از تنیزه دشت ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نگهبان شیر مراقب شیر شیر دار آورَد به میدان گاه گِرد بر گرد صف کشند سپاه ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شاهزاده سلطان زاده فرزند شاه کی منم، کی برد مخالف تاج ؟ جز به کی زاده کی دهند خراج ؟ ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دزدان متصرفان من به سختی به خانه دگران خانهٔ من به دست خانه بر ان ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیمان بستن عهد نمودن بیعت کردن با نشیننده ای که دارد تخت دست عهدی شده ست ما را سخت ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تباهی فساد خرابی ملک را پاس دارم از تبهی پاسبانی ست این نه پادشهی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1_وصله کردن لباسهای کهنه 2_کینه های گذشته را یاد کردن تا توانم چو باد نوروزی نکنم دعوی کهن دوزی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جاسوسان خبرچین ها مخبران چون ز بهرام گور با پدرش باز گفتند منهیان خبرش ✏ نظامی . . . . و منهیان را زهره نبود که حال سوری را براستی اِنهاء کردندی و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

1_نهی شده 2 - جاسوس خبر رسان مخبر چون ز بهرام گور با پدرش باز گفتند منهیان خبرش ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دسترنج دستمزد مزد حق العمل لاجرم عاقبت به پا رَنجَش هم سلامت دهند و هم گنجش ✏ نظامی بیایند و آن گنجدان بشکنند وزان گنج پا رنج خود برکنند مگر داد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ستمکار ظالم خواند شه را که دادگر داند کز ستمگاره داد بستاند ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکارچی صیاد چون درآمد شکارزن به شکار اژدها خفته دید بر در غار ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکارچی گورخر کنایه از بهرام گور گوری الحق دونده بود و جوان گور گیر از پسش چو شیر دوان ✏ �نظامی�