پیشنهاد‌های مریم سالک زمانی (٥,٩٥٩)

بازدید
٧,٩٦٤
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( سبزیجات، حبوبات و غیره ) پاک رکدن ( لباس و غیره ) خوب و بد را از هم جدا کردن ( میوه و غیره ) دستچین کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روی نکته ای دست گذاشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی را کول کردن - کسی را روی شانه بردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از چیزی عیب گرفتن - از چیزی عیب و ایراد گرفتن - از چیزی عیبجویی کردن ( هزاره )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سوراخ کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دندان خود را خلال کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جیب کسی را زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انگشت توی دماغ خود کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( محاوره ) از کسی کمک فکری گرفتن - نظر کسی را خواستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( هزاره ) ( به طعنه ) گلی به سر خود زدن - انتخاب محشری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

pick a fight with لج کسی را درآوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( هزاره ) بهترین مسیر را انتخاب کردن - با احتیاط رفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

کلی پول دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلی پول دادن - پول زیادی دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

محصول سرِ بار - چین اول

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با کسی مثل سگ رفتار کردن - با کسی بدرفتاری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حق کسی را نادیده گرفتن - حقوق کسی را پایمال کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

راه محتاطانه ای را در پیش گرفتن - با احتیاط عمل کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لگد کردن، با پا له کردن، راه رفتن روی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پا در راهی گذاشتن، راهی را دنبال کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( هزاره ) در تنگنا بودن، در مخمصه بودن، گرفتار بودن، با مشکلات دست و پنجه نرم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی را تعقیب کردن، دنبال کسی افتادن، سایه به سایه دنبال کسی رفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

باعث دلخوری کسی شدن، پا روی دم کسی گذاشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پا روی چیزی گذاشتن - چیزی را لگد کردن - چیزی را زیر پا له کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پا روی دم کسی گذاشتن - باعث دلخوری کسی شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روی پا بند نبودن، از شادی در پوست خود نگنجیدن، از فرط شادی با دم خود گردو شکستن ( هزاره )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( هزاره ) ( ادبی، به شوخی ) : پا بر صحنه کوفتن - بازیگر بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( هزاره ) تودار بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیب وحشی - سیب خودرو

پیشنهاد
٠

( هزاره ) از کسی استقبال گرمی کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( هزاره ) لب لعل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( هزاره ) با کسی دمخور بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آدم بخصوصی است ( هزاره )

پیشنهاد
٠

خیلی درب و داغون به نظر می رسی

پیشنهاد
٠

در بارۀ چیزی گزارش جامعی به کسی دادن - جزئیات چیزی را در اختیار کسی گذاشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زخم باز - زخم چرکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( حسابداری ) ستون مانده - مانده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرکشیش روستا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( قانون، لایحه و غیره ) با عجله گذراندن از - سر و ته . . . را به سرعت به هم آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با عجله سرهم کردن - با عجله تهیه کردن

پیشنهاد
٠

To irritate or annoy someone to the point of frustration مثال: The constant noise from the construction site was enough to drive anyone round the bend

پیشنهاد
٠

To provoke trouble or create a chaotic situation مثال: ringing up that controversial issue at the meeting was like stirring a hornet’s nest

پیشنهاد
٠

Unaffected by criticism or negative remarks مثال: No matter what they said, his confidence remained intact; it was like water off a duck’s back

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

To irritate or annoy someone مثال: The constant tapping of his pen really gets on my nerves during meetings

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

To feel intense jealousy or longing مثال: When she saw his new car, she could only eat her heart out

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

To cause irritation or frustration مثال: The constant noise from the construction site really grinds my gears

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Annoying or bothering someone مثال: His constant criticism really gets under my skin

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Irreparably damaging a relationship or connection مثال: By spreading those rumors, she was effectively burning bridges with her closest allies

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

To cause emotional pain or hurt deeply مثال: His words cut like a knife when he criticized her work in front of everyone

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

A complex or difficult issue مثال: Solving the environmental crisis is indeed a knotty problem that requires global collaboration and innovative solu ...