پیشنهادهای مریم سالک زمانی (٥,٩٥٩)
لرزه بر اندام کسی افتادن
اجتماعی بودن
آدم نامناسب
به هر چه هست قناعت کردن - با آنچه که هست سر کردن و چیز تازه ای نخریدن
پیش کسی سر فرود آوردن
با کلک موفق شدن
حکم برائت به دلیل فقدان شواهد کافی
حسابی سیر بودن
به آخر خط رسیدن
سر به آسمان زدن - به سرعت افزایش یافتن
توبیخ شدن - سرزنش شدن
گلولۀ منور
خل و چل - بی کله
به طور سردستی
دایر بودن - در حال فعالیت بودن
نفاق افکن
ولو شدن - طاق باز خوابیدن
کاری را از اول شروع کردن
موضوع چیزی را مطرح کردن
به جان کسی افتادن
از این طرف تشریف بیاورید
قدم به قدم - تمام راه
همگام بودن - با هم قدم برداشتن
در رقص یا در رژه: پای عوضی برداشتن - قدم اشتباه برداشتن
کسی را در تنگنا قرار دادن
( فیلم ) حاضر و آماده بودن
خرپول
خیلی کم - هیچ
چسب بویی ( بوییدن به منظور تخدیر )
با هم صمیمی بودن - یک جان و دو قالب بودن
به جهنم - به درک
بره گم شه!
با چهرۀ برافروخته
شغل شریف
مرتد شدن - ملحد شدن
خاص و عام - همۀ اقشار مردم
این بلا سر ما هم آمده!
یواش یواش رفتن - با تانی رفتن - یورتمه رفتن
خاطره ای را در ذهن کسی زنده کردن
( مهمانی و غیره ) گرم کردن - شادتر کردن
تشویق کردن - روحیه دادن به
با شوک به . . . واداشتن - به . . . شوک دادن که کاری را انجام دهد
با شوک از . . . خارج کردن
( اتومبیل ) تلق و تلق پیش رفتن
یکهو توقف کردن - با یک تکان ایستادن
نان بخور و نمیری داشتن - آب باریکه ای داشتن
به داوری ارجاع کردن
به گل نشستن
عرق شهری
حلقۀ مخفی