نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
burn sb in effigy: آدمک کسی را سوزاندن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hang sb in effigy: آدمک کسی را دار زدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in the egg: در مراحل اولیه - در نطفه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one over the eight: ( محاوره ) تا خرخره مشروب خوردن ( ه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get the elbow: ول کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be up to the elbows: تا خرخره گرفتاربودن - غرق کار بودن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
use a bit of elbow grease: جان کندن - عرق ریختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a by election: انتخابات میان دوره ای
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be unknown to: پنهان از
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on this understanding: با این شرط
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
generations as yet unborn: نسل های آتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have an undeserved reputation for: بی دلیل شهرت داشتن به
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
remain bloody but unbowed: زخم خوردن و دست از مقاومت برنداشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give one's undivided attention to: تمامی توجه خود را معطوف کردن به
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be sb's undoing: مایۀ روسیاهی کسی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unburden oneself of sth: با دیگران در میان گذاشتن - خود را ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a state of undress: لختِ لخت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go unchallenged: بلامنازع ادامه پیداکردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an unearthly time: کلۀ سحر - بوق سگ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be unfit to do sth: به درد کاری نخوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come unglued: کفر کسی درآمدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an ungodly hour: کله سحر - بوق سگ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go unchecked: به امان خدا رهاشدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be uncoloured by: عاری از . . . بودن - فاقد . . . بود ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be ungracious of sb: نشانه بی نزاکتی کسی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
catch sb in an unguarded moment: غافلگیرکردن کسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
escape unharmed: قسر دررفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go unheard: مورد توجه واقع نشدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make sb unhinged: تعادل روحی کسی را برهم زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unholy alliance: اتحاد شوم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
university extension courses: کلاسهای آزاد دانشگاهی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not unnaturally: همان طور که انتظارش می رفت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
un ugly customer: آدم خطرناک - آدم شرور
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
raise one's ugly head: قیافه نحس خود را نشان دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut the umbilical cord: وابستگی های خود را قطع کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give umbrage: باعث رنجش و دلخوری شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be unabashed: خجالت نکشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
seem unabashed: خجالت نکشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
continue unabated: بی وقفه ادامه یافتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be true to type: نمونه اعلای تیپ و طبقه خود بودن - م ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a brainy type: نابغه است
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not the type of party i enjoy: نه از آن قبیل مهمانی هایی که باب طب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the unacceptable face of: جنبه منفی - جنبه بد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be unafraid to do sth: شجاعت به خرج دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the uncrowned king of: ( مجازی ) سلطانِ - غولِ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unasked for: داوطلبانه - خودخواسته
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the uncrowned queen of: ( مجازی ) غولِ. . .
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unavailable for comment: در دسترس نبودن برای اظهار نظر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
determinate cause: علت متعین
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
now i'm ravenous: دارم از گشنگی میمیرم
١ سال پیش