نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
never hear the end of sth: مدام سرکوفت خوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have sb over: پذیرایی کردن از
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the whole caboodle: همگی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have sb round: پذیرایی کردن از
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a care taker government: دولت موقت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at a later date: بعدها - در آینده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a creepy story: داستانی که مو بر تن آدم راست میکند
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
comfort station: توالت عمومی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chill sb`s blood: حال کسی را گرفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a card up one`s sleeve: آس برنده در آستین داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bitter aloes: عصاره صبر زرد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a back handed compliment: مدح شبیه ذم - تعریف دو پهلو - طعن د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
skim the surface: بررسی سطحی کردن - یک ورقی زدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a siren song: زبان و کلامی فریبنده و اغفال کننده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to keep a set face: قیافه و هیئت سرد و بی تفاوت به خود ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
events are taking a serious turn: اوضاع دارد قمر در عقرب میشود
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be self assertive: حقوق و امتیازات خود را به زور به دی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hop garden: مزرعه رازک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hop kiln: اجاق رازک خشک کنی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hop picker: رازک چین
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hook it: به چاک زدن - فلنگ را بستن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get sb off the hook: گره کار کسی را باز کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hook nosed: دماغ عقابی - دماغ قوزدار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wolf sth down: لمباندن - بلعیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was wondering about that: کم کم داشت برایم مسئله میشد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in wonderment: حیرت زده - بهت زده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
centerpart: همتا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
confidence reliance: وثوق
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kingdom possessing: مالک الملک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pride greatness: کبریا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the throne of god: عرش
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
artha: منابع مورد نیاز برای حیات ( ثروت، س ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
jati: کاست - نظام طبقاتی - طبقه - پایگاه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
breath fire and brimstone: از خشم منفجرشدن - داد و قال راه اند ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jump out of the frying pan into the fire: از چاله درآمدن و به چاه افتادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one fine day: ( در قصه ها ) روزی از روزها
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a fine friend you are: این شرط رفاقته!
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call sb by fine names: لی لی به لالای کسی گذاشتن - تملق کس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a poor fellow: بیچاره - بخت برگشته
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what can a fellow do: آدم چه میتواند بکند؟
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be hail fellow well met: زودجوش بودن - خونگرم بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a car with a small mileage: ماشین کیلومترپایین ( کم کار کرده )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i missed the target by a mile: خیلی دورتر از هدف زدم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this news will keep: این خبر را بعدا هم میشود داد. دیر ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep him from school just now: فعلا به مدرسه نفرستیدش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it kept him from despair: این قضیه او را از ناامیدی نجات داد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
from sheer habit: صرفا از روی عادت - بنا به عادت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is glib in finding excuses: خوب می تواند بهانه بتراشد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
glide along: نرم گذشتن - آرام گذشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a frown of disapproval: اخم - اخم و تخم - مخالفت
١ سال پیش