نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
spit and polish: تمیز کردن - برق انداختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be the dead spit of sb: کپی کسی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as sound as bell: صحیح و سالم - سالمِ سالم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sound in wind and limb: سر و مر و گنده - سالم و سرحال
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grand sounding: پر طمطراق - پر طنطنه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sound the retreat: اعلام عقب نشینی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sound sb out: مزه دهن کسی را فهمیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
loud sounding: پر سر و صدا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a mint of money: پول پارو کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sell sb to the police: کسی را لو دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be worth a mint: یک عالم ارزش داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mire sb in sth: کسی را گرفتار چیزی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be misdirected: هرز رفتن - تلف شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put me out of my misery and tell me the result: جانت بالا بیاید/ جانم را گرفتی، نتی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was misled into buying a car: خام شدم و ماشین خریدم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
miss out on sth: از دست دادن ( فرصت، مهمانی ، معامله ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
mistimed: بد موقع - بی موقع - نا بهنگام ( حرف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a positive fool: خل خل است - از بیخ خل است
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like one possessed: مثل جن زده ها - مثل دیوانه ها
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
to the minute: دقیقا - درست
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
privy to: مطلع و آگاه بودن از
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enter into recognizances for sb: ضمانت کسی را کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he thinks that everything revolves around him: فکر می کند مرکز تمام عالم است
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not for one minute: اصلا - هیچ
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
minute book: دفتر صورتجلسات - دفتر خلاصه مذاکرات
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
minute gun: توپ ( برای عزا و غیره )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a rough ride: سختی دیدن - دوره سختی را گذراندن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the minions of the law: عملۀ قانون - ماموران پلیس
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give sb a rough time: پوست کسی را کندن - پیر کسی را در آو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sell sb a pup: به کسی انداختن - به کسی قالب کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
against nature: غلط - غیر عادی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be outgunned: به لحاظ نظامی ضعیف تر بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring sb to a pretty pass: کسی را تو مخمصه انداختن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let sb see what one is made of: قابلیت خود را به کسی نشان دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring sth to pass: به منصه ظهور رساندن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come to a pretty pass: به جاهای باریک کشیدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pass an opinion: اظهار عقیده کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
life passed her by: از زندگی نصیبی نبرد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the path to ruin: راه نابودی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the patience of job: صبر ایوب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make a pet of sb: کسی را لوس کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one`s pet hate: مایۀ نفرت همیشگی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in a pet: اوقات تلخی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
project oneself: تصویر خوبی از خود به دست دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
save one`s bacon: قسر در رفتن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an armchair critic: عالم بی عمل
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an apology for a lunch: چیزکی به عنوان غذا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put sb through the hoop: دمار از روزگار کسی درآوردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tossing the caber: پرتاب میل
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hear a case: ( حقوق ) به پرونده ای رسیدگی کردن
١ سال پیش