تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شرکت ایزی= گروهان easy یا گروهان e ( گروهان پنجم ) کاپیتان= سروان

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اهل خصومت [پزشکی - داروشناسی]: همستیز

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Dyed - in - the - wool درسته که به تعصبی و دو آتیشه بودن میشه ترجمه اش کرد ولی این واژه ها خودشون معادلهای دیگه ای دارن در انگلیسی. این اصطلاح به معن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معنی این کلمه بستگی به جمله داره. در موقعیت های رسمی و آکادمیک به معنی آموزگار یا معلم هست ( که نقش تربیتی و ارشاد داره و بار معنایی مثبتی هم داره ) ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

یه تفاوت کوچیکی بین Hold still و stay put وجود داره و اونم اینه که hold still یعنی چُم نخور، حتی پلک هم نزن! ولی stay put یعنی تکون نخور در این حد که ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The distaff side: طرف مادری ( زن ) The spear side: طرف پدری ( شوهر )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پروردگار

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریشه این اصطلاح به درستی مشخص نیست ولی بیشتر روایت ها برمیگرده به جنگ جهانی دوم که نوار فشنگ مسلسل هواپیماها، ۲۷ فوت معادل ۹ یارد بوده و firing the w ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جور واجور

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

seizure activity: تشنج

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تضمین مالی دادن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( انگلیس - عامیانه ) بعد از یه مدتی یا بعد از یه سردرگمی ای بالاخره فهمیدن و متوجه شدن اصطلاحاً دوزاری طرف افتادن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نظرم با نظر دوستمون intangible متفاوته آدم frugal دنبال صرفه جویی و پایین آوردن هزینه هاست. همیشه با احتیاط خرج میکنه و همیشه هم در حال اولویت بندی ه ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی حرفه ای در رفتن توجه کنید بین دو عبارت get clean away و get away clean یه ریزه کاری وجود داره: در get clean away طرف بدون مشکل یا مزاحمت در میر ...

پیشنهاد
٠

شمّ قوی داشتن ( استعداد و مهارت در پیدا کردن و تشخیص دادن چیزی داشتن )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیش دستی کردن، رو دست کسی بلند شدن ( اصطلاحاً به این معنیه که قبل از اینکه کسی کاری رو انجام بده، یکی دیگه اون کار رو انجام بده به خصوص اینکه پای تش ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

( سر و صدای زیاد ) اعصاب و روان را بهم ریختن، اعصاب نذاشتن، روانی کردن . That DJ's voice really sets my teeth on edge ( در اثر صداهایی مثلاً کشیدن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Pastoral Care یا Pastoral Support به خدمات مراقبتی ای اطلاق میشود که از طرف مدارس به دانش آموزان داده میشود تا عملکرد جسمی و ذهنی و احساسی دانش آموزا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

[سخن] پر طمطراق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در British English: به نان این شکلی bap میگن. روش هم مقداری آرد پاشیده میشه. جمعش هم میشه baps. البته baps در حالت رکیک و زننده به معنی سینه خانمها ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

منظور این خط است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یکم بیشتر زور بزن!

پیشنهاد
٠

قاطی کردن، عصبانی شدن و مثل بچه ها رفتار کردن ( داد زدن، پرت کردن وسایل، هل دادن و بد و بیراه گفتن و رفتارهایی شبیه اینها که موقع عصبانیت از بچه ها س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خارج از محدوده نرمال ( خیلی زیاد یا خیلی کم ) ، پرت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

همونطوری که دوستان نوشته اند به معنی شرارت و شیطنته مثلاً پدری که خوابه و دختر کوچیکش با وسایل آرایش، صورت پدر رو خطی خطی کرده! میگن بچه mischief کرد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قماش، دسته of that ilk: از این قماش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١١

ترکیبی از دو تا احساس آزار دیدن و مستأصل شدن به خاطر اینکه نمیتونی شرایط رو تغییر بدی. میشه گفت �کلافه کننده� این مفهوم رو میرسونه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عشق دنیا را کردن، بر اسب مراد تاختن ( به رفتارهای دوره جوانی معمولاً قبل از ازدواج که پُر است از پارتی کردن و مشروب و دراگ و بی بندوباری جنسی و رفیق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

۱ - ماست مالی کردن ۲ - گربه شور کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جیم شدن، فلنگ رو بستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خط رویش موی قلبی شکل در پیشانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نشان لیاقت، نشان شایستگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معاشرت کردن رفت و آمد داشتن

پیشنهاد
١

رفتن سر اصل مطلب [to discuss the most important issues]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ولایت داشتن، صاحب اختیار بودن، حرف اول و آخر را زدن، تصمیم گیرنده بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

یهو از کار افتادن، ناغافل خراب شدن یهو مُردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

در American Slang Dictionary ، به معنی نمایش یا فیلم ملودرام هست

پیشنهاد
٠

( همیشه در قالب منفی به کار میرود ) Not to know beans about sth سررشته ای از . . . . نداشتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

اصطلاحاً همه چیز رو بندازی بیرون! ( لباس کوتاه و لختی پوشیدن و پُز بدن رو دادن )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پُز بدن خود رو دادن، خود نمایی کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

ضمن احترام به نظر دوستان regurgitate بیشتر به معنای رفلاکس و بالا آوردن ناخواسته محتویات مری و معده هست تا استفراغ. برخلاف Vomit که حالت تهوع و حس نا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

dry heave

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

( ناخواسته و بدون قصد و غرض ) عصبانی کردن یا آزردن [این عبارت از کشیدن یا مالیدن مو یا خز حیوان در جهت خلاف رویش، گرفته شده]

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

حواس جمع بودن، مسلط بودن به خود SYN: Pull it together ANT: To be in daze

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

با اختلافْ آخرین ( در یک رقابت یا رده بندی با اختلاف زیاد نسبت به نفر قبلی، آخر شدن )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

[Completely decided] مصمم، کمر همت بسته

١