( عامیانه )
عصبی کردن/آزار دادن/ اذیت کردن کسی.
"Her attitude always rubs me the wrong way, she’s so rude. "
🔸 معادل فارسی:
• اذیت کردن، کلافه کردن ( بدون دلیل مشخص )
• از کسی بدش آمدن ( بدون آنکه بداند چرا )
• باعث دلخوری یا آزردگی خفیف شدن
• رفتاری کردن که طرف مقابل را ناراحت کند
• روی اعصاب رفتن ( عامیانه )
... [مشاهده متن کامل]
• یقه را گرفتن ( طنزآمیز )
🔸 مثال ها:
"I don't want to work with him – his smug smile rubs me the wrong way. "
نمی خواهم با او کار کنم – لبخند مغرورانه او اعصابم را به هم می ریزد.
"There's something about her voice that rubs me the wrong way, but I can't put my finger on it. "
چیزی در صدای او هست که من را اذیت می کند، اما نمی توانم دقیقاً بگویم چیست.
"His habit of interrupting people really rubs me the wrong way. "
عادت او به حرف وسط مردم زدن، واقعاً من را کلافه می کند.
( ناخواسته و بدون قصد و غرض ) عصبانی کردن یا آزردن
[این عبارت از کشیدن یا مالیدن مو یا خز حیوان در جهت خلاف رویش، گرفته شده]
از چشم کسی افتادن - سبک شدن از نگاه یه نفر
تاثیر بد گذاشتن
آزار دادن
عصبانی کردن