پیشنهادهای لیلا رضایی (٩٥)
واقع بین، واقع بینانه، سخت گیرانه، بی رحمانه، سخت گیر، بی احساس، برای تخم مرغ: سفت، سفت پز
سبزه رو
( درباغ ) باغچۀ گل کاری، حاشیۀ گل و گیاه
1 ) دور 2 ) دورادور، از دور 3 ) کمی، اندکی، به طور ضعیف 4 ) به طرزی مبهم 5 ) با سردی، بی اعتنا
بستن، گلوله باران کردن، خوردن ( به ) ، اصابت کردن ( به ) ، توپ شلیک کردن.
( محاوره ای ) یقه دران، هوادار دوآتشه
( محاوره ای ) یقه درانی کردن، سینه چاک کردن
( محاوره ای ) : 1 ) ( طرفداری ) پرهیاهو، دو آتشه. 2. ( اسم ) یقه درانی، هوچی گری
put sb. up to sth: 1. ( درمور کار ناخوشایند ) واداشتن ( به ) ، ترغیب کردن ( به ) ؛ تحریک کردن ( که ) 2. ( کسی را ) باخبر کردن از، یاد دادن ( به )
به خوبی در جریان چیزی بودن، کاملاً مطلع بودن
به طرزی معنی دار، فاش گویانه، گویا، به طرزی گویا
به طرزی معنی ندار، فاش گویانه، گویا، به طرزی گویا
تکه، خبر دست اول، خبر
در رفتن، جیم شدن، زدن به چاک
سرخ ها، کمونیست ها، چپ های افراطی
فرهنگ بزرگمهر ریاحی: ( مالی ) درآمد شخصی
حشره کش فلیت ( اسم برند حشره کش است. مثل پیف پاف )
احضار شدن
چهل و چند ساله
پای چیزی به جایی باز شدن
( درمورد حیوانات مثلاً لاما ) گلّه
محبوبیت
چقدر جالب
اتفاقا، دست بر قضا
به وضوح
به قصد تعرض
پدرم درآمد
دوستان توجه داشته باشید که اینجا living صفت برای death محسوب می شود و بنابراین مرگ را توصیف می کندنه زندگی! پس پیشنهاد دو نفری که مرگ تدریجی را پیشنه ...
( درمورد میوه ) بی هسته
( باله ) کشیدن سرپنجه ی پاها به جلو
رفع نگرانی، آسوده کردن خیال، پایان دادن به نگرانی
ذلت نفس ( در مقابل عزت نفس )
خلاص شدن ( از ) ، کندن، درآوردن
سرزمینهای دور، سرزمینهای دوردست
پیش افکندن
به طرزی خشم انگیز، به طرزی آزارنده
به کار رفته
امور واقع
کارکشته
اتاق عقبی، پستو محفل پنهانی ( صفت ) پشت پرده، پشت صحنه، پنهانی
مگه نه؟ درسته؟
کناره ی کاغذ
تکه کاغذ
بیا تو
زیرآب زن
( درمورد ساعت ) نواختن
( با لایه ی نازک یا غبارآلود ) 1. پوشاندن؛ تار کردن. 2. پوشیده شدن، تار شدن، غبار گرفتن
به درد بخور