پیشنهادهای آناهل مهرگان (٧٢)
مشتری به معنی خریدار ، ریشه در زبان های هند و ایرانی دارد : در فارسی میانه، واژه اصلی برای خریدن �xarīdan� نبود، بلکه �širāy - � یا �širādan� به کا ...
عبارت "ojud" در پهلوی ( زبان فارسی میانه ) به صورت ʾwḏwḏ یا ʾwwḏ نوشته می شد و به معنای �بودن، وجود، هستی� است. این کلمه ریشه در زبان فارسی باستان ...
واژه وجود در زبان عربی از وجد به معنی یافتن است، اما وجود به معنی فلسفی و هستی : عبارت "ojud" در پهلوی ( زبان فارسی میانه ) به صورت ʾwḏwḏ یا ʾwwḏ ...
واژه های بر ساخته هیچ اشکالی ندارند حتا اگر بی معنی باشند ، چون در زبان معنی می یابند مثلن واژه پاچه خوار !!!!
ریشهٔ ایرانی "وژدان" وژ ( Waj / Viž ) : معنی: در زبان ها و گویش های کهن ایرانی ( به ویژه پهلوی و کردی ) ، این جزء به معنای "خود" یا "درون" است. م ...
واژهٔ **�نفع�** در فارسی امروزی، ریشه در فارسی میانه ( پهلوی ساسانی ) دارد و از واژهٔ **�nif�** یا **�nēf�** ( به خط پهلوی: 𐭭𐭩𐭭 یا 𐭫𐭩𐭭 ) گر ...
ریشه واژه "متین" در زبان پهلوی، صفت **`mattēn`** ( تلفظ: ماتِین ) یا **`mattīg`** ( تلفظ: ماتّیگ ) است. این واژه خود از اسم **`mat`** ( تلفظ: مات ) ب ...
پرده در
صندوق یک واژه هند و اروپایی است و در سانسکریت و پهلوی و . . . می توان آن را ریشه یابی کرد ، اما واژه گاو ، دگرگون یافته واژه فرانسوی Coffre است ، پیش ...
هشدار : این درست نیست و به دلایلی دچار برداشت نادرست شدم . **�اِنفِگار� ( infigar ) ** - ریشه: از **پهلوی �figar�** ( شکافتن، تقسیم کردن ) پیشون ...
. **�اِنفِگار� ( infigar ) ** - ریشه: از **پهلوی �figar�** ( شکافتن، تقسیم کردن ) پیشوند �in - �. - این ریشه در فارسی نو به **�انفجار�** ( شکافته ...
واژه **"tajrobr"** در زبان پهلوی ( فارسی میانه ) به صورت **"تجرب"** یا **"تجربه"** نوشته میشد و به معنای **"آزمودن، آزمایش کردن، یا کسب دانش از طریق ...
واژه **�نتک� ( ntk ) ** در زبان **پهلوی** ( فارسی میانه ) به معنای **�نسل، فرزند، تبار�** است و به صورت **�نتاج�** یا **�نتاج�** نیز دیده میشود. این ...
واژه غریق شبیه واژه ایرانی است و ایرانی هم هست که واژه **"غرق"** در زبان پهلوی ( پارسی میانه ) به صورت **"garīg"** یا **"garīk"** ( گَریگ/گَریک ) به ...
واژه **"امانیه"** در فارسی میانه ( پهلوی ساسانی ) به صورت **"āmānīg"** ( آمانیگ ) نوشته میشد. این کلمه از ریشه **"āmān"** به معنی **امان، امنیت، آرام ...
در سانسکریت واژه सत्यवन्त् هست که نشان میدهد این واژه هند و اروپایی است
هیچ واژه ای نیست که در عربی باشد و وام واژه نباشد ، این زبان از دل زبان های خاورمیانه پدید آمده، این جدا از داد و ستد زبانی است که روندی عادی است
ریشهٔ واژهٔ **�ساقی�** در زبان های ایرانی به صورت زیر است: ### **ریشه شناسی:** 1. **ریشهٔ باستانی:** - این واژه از ریشهٔ **�سَـکَـ�** ( sa - ka ) ...
در گذشته به ساقی می هشت هم میگفتند
واژهٔ **�شجاع�** در فارسی از ریشهٔ ایرانی باستان گرفته شده و با واژههایی مانند **�شگا�** یا **�شژ�** ( به معنای نیرو، توان یا جرأت ) مرتبط است. ### ...
واژه **�نسبت�** در زبان فارسی معرب واژه **�نزد�** است توضیح: - �نزد� یک واژه فارسی است که به معنای�قرب، نزدیکی، ارتباط یا خویشاوندی� بوده است. - ...
واژه "فرق" ریشه در زبان های ایرانی باستان دارد و از طریق زبان پهلوی به فارسی امروزی رسیده است. بر اساس پژوهش های زبان شناسی: * ریشه واژه "فرق" به ص ...
آیا تاکید با واژه آکنده پیوندی دارد؟
واژه �शकल� ( śakala ) در زبان سانسکریت به معانی مختلفی به کار می رود که عبارتند از: * تکه، قطعه، ذره: این رایج ترین معنای این واژه است و به قطعات کو ...
بیش از ار هفتاد درصد زبان عربی ، ریشه ایرانی دارد ، پس از بررسی هر واژه ای که گمان می رفت عربی است ، به واژه ای ایرانی در زبان های ایرانی رسیدم ، واژ ...
همانند واژه حق در سانسکریت هست :अधिकारः و این واژه با واژه هخا نیر همانند است : کلمه "هخا" در زبان اوستایی و فارسی باستان ریشه های عمیقی دارد و اغلب ...
کلمه "هخا" در زبان اوستایی و فارسی باستان ریشه های عمیقی دارد و اغلب با مفاهیمی مانند راستی، درستی، صداقت و پاکی مرتبط است. معانی گسترده تر هخا: * ...
ریشه ایرانی دارد اگر همخانواده با واژه استقامت باشد که گویا اینطور است و با واژه قوی همخانواده نیست : ریشه واژگان ایرانی استگاک ( ستگ=جلوگیری اک پسون ...
شاید مقاوت هنخانواده واژه قوی باشد که در این صورت کَوی = غول، قهرمان {به گمانم عرب واژه �قوی� را از همین واژه گرفته و از آن قوت و مقوی و قوا و . . . ...
واژه صابون ، ریشه هند و اروپایی دارد و صد در صد ترکی نیست واژه گان ترکی ، برگرفته از زبان های ایرانی اند مثلن واژه های اتاق و خان و قاشق و بشقاب و . ...
واژه عربی مُذَکَّر از ریشه ذَکَر ( ḏakar ) گرفته شده که به معنای ( آلت تناسلی مرد، آلت تناسلی نر، آلت مردی، آلت جنسی، فالوس، نراندامه، کیر، نره ) که ...
انجام مبدا : آغاز مقصد : انجام
فارسی واژه اراده ( اگر عربی باشد، ما اصلن واژه عربی نداریم و این زبان همه وام واژه است ) خواست است که در "خردواژه" خواستن توانستن است ، بکار رفته . ...
حد اقل : کمترین حداکثر : بیشترین
ریشه این واژه قل است که با قله یا کله و کلاه هم هم خانواده است یعنی این واژه ریشه ایرانی دارد که عربی نما شده است ، دست کم هفتاد درصد واژه های عربی ، ...
واژه ریشه هند و اروپایی دارد در انگلیسی مثلن واژه hole را داریم و در گیلگی که بازمانده زبان های کهن ایرانی است واژه "خوله" را که به معنی سوراخ است ، ...
در گیلگی که بازمانده زبان پهلوی است ؛ می گویند "تنبول" یعنی گفتار درست این واژه tanboul یا tanbol است نه tanbal .
خی در زبان های کهن ایرانی به معنی " با " است و بنابراین خیابان در برابر بیابان است ، البته معنی امروزی خیابان ، به معنی راه بزرگ است پس از کوچه و کوی ...
دست کم هفتاد درصد عربی ، واژه های ایرانی اند ، از جمله این واژه که با " ژیژ" همخانواده است ، ولی نژیژ که در عربی نجس شده است به معنی نا پلید و ناپلشت ...
بازبین
واژه ای هند و اروپایی که با واژه کتاب هم ریشه است : From Proto - Indo - Aryan *rikʰ - � - ti, from Proto - Indo - Iranian *rikʰ - � - ti, from Proto ...
این واژه هند و اروپایی هست و در زبان های هند و اروپای می توان هم خانواده این واژه را یافت و واژه کتاب هم با این واژه هم ریشه است : در سانسکریت : लिख ...
به میله وسط سنگ آسیاب " قطب" می گویند که شاید دگرگون شده گوی تاب باشد.
این واژه عربی نیست و با کتاب و کتب هم هم ریشه است ، عرب این واژه را از فرهنگ های دیگر گرفته است ، زبان عربی ، از دل زبان های آرامی و ایرانی و . . . پ ...
چوب لای چرخ گزاشتن
این واژه عربی نیست و از فرهنگ های یهودی و . . . گرفته شده است ، در یهودیت واژه Berakhah به کار می رود که شاید با واژه بارگاه هم ریشه باشد ، البته شای ...
از کیپور عبری گرفته شده است و شاید با واژه کیپا ( همان نعلبکی مانندی که یهودیان بر سر می نهند هم ریشه باشد ، البته واژه کیپا از کپه فارسی گرفته شده ا ...
اختلال به گمانم هم ریشه با واژه خلیدن و خلیج و . . . که همه ریشه ایرانی دارند و ایرانی های عربی ساز آن را ( اختلال ) را ساختند
هم خانواده با واژه سلحشور است و ریشه ایرانی دارد ، واژه های زبان ساختگی عربی برگرفته از واژه های ایرانی و آرامی و . . . است
ناگفته نماند که زبان عربی ا ز زبان های پیرامونی خود از جمله از زبان های ایرانی ، پدید آمده است و حتا واژه های سوره و الله و قرآن از زبان های دیگر گرف ...
به نظرم واژه شیرین اینجا بی معنی است ، شاید واژه ای دیگر بوده است که دگرگون شده ، شاید ، واژه شیره ای بوده یا شاید اشاره به " کریم شیره ای " بوده ، م ...
این واژه نه عربی است و نه ترکی در زبان لاتین ، به آن می گویند : Purgurium
تاخت
آزاد در برابر دربند یا وابسته
شریک و شرک و . . . عربی نیستند ، در زبان همخانواده فارسی ، یعنی انگلیسی ، این واژه بکار می رود ، زبان عربی ، زبانی ساختگی است که همه آن وام واژه است
این واژه آریایی است و همخانواده با واژه سانسکریت श्री ، همه زبان عربی ، وام واژه است .
پخش
پخش تقسیم ثروت : پخش ثروت
عرب به واژه های ایرانی عین می افزود تا عربی سازی کند ، این واژه همخانواده و هم ریشه نژیدن است که عرب از آن نزع و انتزاع و . . . را ساخته
این واژه هم هند و اروپایی است و در عربی مثل همه واژه گان دیگر آن وام واژه ( به ویژه از زبان های ایرانی ) است
این واژه ریشخند آمیز از زبان ساختگی عربی است که البته ریشه آرامی و عبری دارد ( زبان عربی از این زبان ها ساخته شده است درست مثل زبان اردوی پاکستانی که ...
این واژه هند و اروپایی است نه سامی که همانند آن در انگلیسی نیز هست.
طوفان هم خانواده توپیدن و توفنده و . . . است و در دیگر زبان های هند و اروپایی هم کاربرد دارد پس عربی نیست ، بیشتر واژه های عربی وام واژه هستند .
همخانواده با واژه مشقت ، اینکه کدام نادان بیسواد ، پای این واژه نا مربوط را به درس و مدرسه کشید کسی نمیداند ، واژه درست می تواند بازآموزی باشد ، دانش ...
به نظرم این واژه دگرگون شده "طبع" است و واژه هایی که به پایان عین دارند ، در بسیاری موارد ریشه ایرانی دارند
من فکر کنم این واژه سامی نیست و هند و اروپایی است : در لاتین واژهamoenitas را داریم .
من هیچ دلیلی ندارم ولی چه بسا که این واژه با واژه کس پیوند داشته باشد
کس از کوس گرفته شده یعنی طبل خل یعنی سوراخ که هنوز این واژه در گیلگی بکار میرود کسخل کسی که طبل سوراخ را می زند ، طبلی که صدا ندارد
این واژه هند و اروپایی است : در سانسکریت : अवस् avas
بازنشستگی بار بسیار منفی دارد ، باید دنبال واژه های جایگزین بود مثل : باز زایسته، باز زاد ، باززایی
فکر کنم واژه خسیس با واژه خس بی ربط نباشه
در گیلگی که بازمانده زبان پهلویه ، به خسیس gomaj می گن