نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dread doing something: هراس از انجام کاری یا چیزی
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
deserted wife: همسر رهاشده ترک شده
٤ ماه پیش
نوع مدال

پاسخ صحیح

-
بپرس
-
گزینه ج عذاب الیم  درست است
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
regard: من به ایده شما اهمیت وافر میدهم
٤ ماه پیش
نوع مدال

پاسخ با حداقل ٥ رای

-
بپرس
-
ضنتی=  بخیلی تنگ چشمی تا شبی ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
compromise a value: رهاکردن بخشی از چیزی که فرد معتقد ب ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eventuate in a compromise: ختم شدن به مصالحه و سازش
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eventuate in: منتهی شدن به. . . ختم شدن به. . .
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پرسش با حداقل ٥ رای

-
بپرس
-
گزینه درست را انتخاب کنید
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٥٥ رای در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sustain pedal: سینما] پدال نگهدارنده صدا
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be safe and sound: سالم و سلامت بودن
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
frastructure: زیر ساخت
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
build up some delayed courage: قدری شجاعت از خود نشون بده هرچند با ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prices are soaring: قیمت ها سربه فلک کشیده
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no sweat no sweet: تا زحمت نباشه . راحتی هم نیست نابرد ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پرسش با حداقل ٥ رای

-
بپرس
-
جواب درست کدوم یکی؟
٤ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
regard: خواهشا ارادت مرا به خانواده ات برسا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
regard: ازون بابت. کار ضعیف انجام شد
٤ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
regard: او مؤنث از آنسوی اتاق مشکوک وار مرا ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
amazing: Marvelous Fabulous
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's not even worth a farthing: به یک پول سیاه هم نمی ارزه پشیزی ار ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پرسش با حداقل ٥ رای

-
بپرس
-
لطفا معنی فارسی یا انکلیسی جمله زیر ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

تایید پاسخ صحیح

-
بپرس
-
جواب درست کدوم یکی؟
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
capture attention: جلب توجه کردن
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
devoted dad: پدر فداکار
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a guarded reply: یه پاسخ محتاطانه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stay at home moms: مادران خانه دار
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get a tan: برنزه کردن
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
objection overruled: اعتراض وارد نیست
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
former chief of staff: شخصی که زمانی رئیس ستاد بود
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be in the offing: حصول پذیر بودن
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
terramycin: داروی ترامایسین
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
subordinate officer: افسر زیر دستی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
direct heir: وارث بلافصل و مستقیم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on probation: در آزادی مشروط
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a knot: گره بزن
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
odious debts: حقوق] دیون منفور
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it's a tie: یه نتیجه مساوی
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stress an opinion: تاکید بر یک نظر
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
socialist to the core: سوسیالیست دو آتشه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stand an even chance: شانس پنجاه پنجاه داشتن
٥ ماه پیش