نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
why do you watch over us: چرامارا زیر نظر دارید؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cast of unknowns: بازیگران ناشناخته
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
debutant: تازه کار
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
reunion: کریسمس زمانیست برای تجدید دیدارها
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
yield ground: تسلیم کردن خاک و قلمرو
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prolific painter: نقاش پرکار
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pack parachute: بسته بندی چترنجات
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
militant posture: وضعیت ستیزه جویانه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alienated way: راه و روشی ناشناخته
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
leave in chaos: جایی رادر هرج ومرج رهاکردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trouble someone for: سرمیز شام و غیره ) برای رساندن چیزی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
troublesomely: به طور آزاردهنده ای
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
troublesomeness: دردسرسازی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ongoing tensions: تنش های مداوم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
outbreak of hostilities: شروع مخاصمات
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
self governing organization: تشکیلات خودگردان
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
has little to do with: ارتباط چندانی ندارد
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cruel slander: The cruel slander against the chast ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
superfluous words: کلمات زائد و اضافی
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a naked contract: قراردادی بی اعتبار
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get the hang of it: قلقش را پیداکن
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trier: آزمونگر کوشا
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
piece together: نتیجه گیری کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tried and trusted: آزموده شده. مورد وثوق است
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
question someone's sanity: عقل کسی را زیرسوال بردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
urge focus on sth: اصرار برتمرکز روی چیزی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pretended not to hear: خودشو به نشنیدن زد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
voted pro: رای موافق داد
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
why do you watch over us: چرامارا زیر نظر دارید؟
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pit against: مقابل همدیگر قراردادن به جان همدیگر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
obsolete equipment: ابزار کهنه
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lay in ambush: درکمین نشستن
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chronic infection: عفونت عودکننده، عفونتی که مکرراً بر ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
field hockey: هاکی روی چمن سومین ورزش محبوب در جه ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
being abstemious: پرهیزگار بودن
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trying in vain: تلاش بیهوده
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cast of unknowns: بازیگران ناشناخته
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
debutant: تازه کار
٦ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
discharge: او محترمانه ( باسابقه خوب ) از ارتش ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ruffle: تونباید باین راحتی بهم بریزی
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
devoted dad: پدر فداکار
٦ ماه پیش