نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's not even worth a farthing: به یک پول سیاه هم نمی ارزه پشیزی ار ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
capture attention: جلب توجه کردن
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
devoted dad: پدر فداکار
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a guarded reply: یه پاسخ محتاطانه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stay at home moms: مادران خانه دار
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get a tan: برنزه کردن
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
objection overruled: اعتراض وارد نیست
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
former chief of staff: شخصی که زمانی رئیس ستاد بود
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be in the offing: حصول پذیر بودن
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
terramycin: داروی ترامایسین
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
subordinate officer: افسر زیر دستی
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
direct heir: وارث بلافصل و مستقیم
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on probation: در آزادی مشروط
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a knot: گره بزن
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
odious debts: حقوق] دیون منفور
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it's a tie: یه نتیجه مساوی
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stress an opinion: تاکید بر یک نظر
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
socialist to the core: سوسیالیست دو آتشه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stand an even chance: شانس پنجاه پنجاه داشتن
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
be running around with a woman: بازنی درحال گشت وگذار بودن ( رابطه ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dominant feature: ویژگی غالب
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
border crossing terminal: پایانه مرزی
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
porcelain stone: سنگ چینی زمین شناسی
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ovalize: بیضی کردن
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
abuse: سو استفاده misuse
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sporadic fault: عیب گاه بگاه
٤ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
devil of a time: اوقات سختی را سپری کردن
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
contain prices: مهارکردن قیمت ها
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wastefulness: ولخرجی
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fraudulentness: تقلب. حیله. فریب
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
desperate for affection: تشنه محبت
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wandering eye: چشمانی که منحرفه دید میزنه زیاد به ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
maze of the bazaar: پیچ و خم بازار
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a load of bullshit: یه مشت چرت و پرت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this idea lacks legs: این ایده به جایی نمی رسه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
appreciation of dollar: افزایش ارزش دلار
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
objectionability: ایراد پذیری
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
former chief of staff: شخصی که زمانی رئیس ستاد بود
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
patience has its limits: صبرهم حدی داره
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
liable to prosecution: پیگرد پذیر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
volatile temper: خلق و خوی دمدمی
٥ ماه پیش