تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

باید پارسی باشد چون هرگز نشده ما واژه عربی را در دستگاه پارسی بیاوریم و از فهم فهمیدن، و فهماندن بسازیم! ولی عرب ها از نِگر و نگرش پارسی نظر، منتظر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سویش یک گونه مقصد است برای کشتی. Heading در انگلیسی. آن سو است که کشتی در دریای باز به سوی آن می رود. برای ترابری های دگر هم بکار می رود ولی به ویژه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

‎تنازی کردن، کرشمه گری، دلربایی، شیداگری این ها سنگین های شان بودند. لاس زدن، لاسیدن، نخ دادن این هم سبک هاش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بشکن، گویش تهرانی: وشکن. همان بشکن است، مانند برداشتن و ورداشتن است. درستش بشکن با ب هست ولی بت و نیز گویند، چون این دو واک در گویش نزدیک به هم هستند ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

خرامیدن، خرامان رفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

در زبان روزمره انگیزه ناگهانی، تکانه یا تکانش می شود. در گیتیک ( فیزیک ) دگرگونی در تکانه می شود. برای نمونه impulsive همان تکانشی و تکانشگری می شو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آواره و سرگردان. در خودرو رانی و ترابری رانشگر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هم سردرگم و سرگردان درست است هم رانش، اگر در باره کسی باشد سردرگم و سرگردان درست است اگر در باره خودرو و رانندگی باشد رانش و رانش گردیدن درست است. ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ویر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به آهنگ، به خواسته، به انگیزه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تخته نگار، نشانه، تخته ی نشانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درون مایه سازی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

در یک آن، پیاپی، با هم دیگر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سواران گروه ارتش بودند که زرهی پولادین بر تن اسب و سرباز سوار بر اسپ داشتند. رومی های بایزنتین هم از لشگر ایران این ترفند جنگی را یاد گرفتند، وبه لشگ ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

این همه واژه پارسی داریم، ولی هنوز از چند تا واژه بیگانه و زشت بکار می بریم🤦🏻‍♂️ مشهور= خنیده نام، بنام، پرآوازه، بلند نام، سرشناس، نام آور، نامدار ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

عربی شده ( معرب ) واژه پارسی کیفر. این جا بیشتر مانند تاوان بکار می رود. کیفری است که بایسته پس داده شود ( یا بازدهی و پرداخت شود ) ، مانند تاوان.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

رمبیده، شکسته، فروپاشیده، ویران شده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سازگار با خواسته، دلخواه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پارسی: درستی، روا سازی، روا سنجی، روا یابی…

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

درست شمردن، استوار کردن ( ادعا، فراخواست، یا داوش کسی را ) ، پذیرفتن، پذیرش نهادن پشتیبانی کردن، هایستن ( گویا از هایش میاید، و پاد آن نایش است به ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

گواژه آمیز است که، تفشه دار است که، خنده دار است که… گواژه بر این، به گواژگی…

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوشت فروشی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

آراییه، آراستن، آراییدن، آرایش کردن… چرا برخی ها وانمود می کنند این واژه ناشناخته و بی چم ( معنی ) است؟ این یک واژه پرکاربرد است برگرفته از زبان زیبا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

اگر install برای برنامه یا کاری است، راه اندازی و راه انداختن درست است. ولی اگر برای install کردن کسی به جایگاهی است، گماردن، گماشتن، و گماریدن درست ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

تیکه انداختن، تیکه پراندن، زخم زبان زدن، نیش زدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیروزی، چیرگی، چیره شدن، پیروز شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

science = دانش scientific = دانشی scientist = دانشمند scientific method = روش دانشی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

روش دانشی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

دانشی از دیدگاه دانشی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاوان دادن، به سزا ی کار های خود رسیدند، تاوان پس دادن،

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

هوس آمیز، هوسبار، هوسناک

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پارسی: به هوس انداختن، هوس انگیزی، هوس آمیختن، به هوس آلودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

برابر پارسی واژه عربی: اصیل برابر ها: ریشه دار، بالا گوهر، با نژاد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

روغن خوردیگ Wikipedia گفته: The original name for the confection was Persian: روغن خوردیگ, romanized: rōγn xwardīg, meaning "oil food". [9]

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

کوزه درست است. چون در vase نوشیدنی نگه داری می شود و از آن می نوشند. گلدان تنها یک کارایی دارد، ولی در کوزه گل هم می گذارند. Vase = کوزه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پشیمان کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیش خرید، پیش سفارش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیش سفارش preorder یا پیش خرید می شود، که در نگرش من یک گونه reserve و book کردن است. پیشدار نمی شود چون پیشدار یک گونه سرباز یا نگهبان است، هرکسی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

چمراس برابر پارسی برای واژه تازی "آیه", آیه نشان و نشانه هم می شود. برخی وخت ها نیز همانند یک فرجود و شگفتی ( معجزه ) بکار می رود.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

ارباب پارسی هست!!! همه جا از نهاد های عربی تا انگلیسی همه این واژه را ایرانی می دانند! ولی پاکستانی ها و هندی ها این واژه را دارند و بسیار بکار می بر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دکه باده فروشی، دکان باده و خوراک فروشی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاوشکده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناک آلوده یا آغشته می شود. بیمناک، ترسناک، سیجناک… آلوده و آغشته بر ترس/ بیم/ سیج

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

‎مردم آمیز، آمیزگار آمیزشکار، خوش آمیز انگلیسی: sociable یا social

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

لگام

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بزن و بپاچ ( بپاش ) ، ریخت و پاش.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

آیین نامه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

همان تنومند، توانمند و نیرومند پارسی. قوی عربی با پسوند مند که پارسی است.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

از دوره پارسی تر ندیدم، در پارسیگ هم دورگ می گفتند مانند برنامه برنامگ، تازه تازگ…

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جایگاه هرگونه پالش و پالایش ( تصفیه و فیلتر کردن ) ، ولی به ویژه برای پالایش نفت بکار می رود. پالشگاه نیز گویند.