پیشنهاد
١

درگیر بودن بیش از حد با افکار، نگرانی ها یا تصورات خود؛ ذهن کسی که دائماً مشغول خودش است - عبارت فعلی / اصطلاح He worries constantly about what other ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سطحی؛ کم عمق ( به اندازه ظاهر پر زرق و برق اما کم محتوای اینستاگرام ) - صفت Their friendship felt Instagram deep all smiles for the camera but no rea ...

پیشنهاد
٠

کسی که ( فقط ) در ذهن خودش یا به عقیده خودش خودساخته است ( و لزوماً واقعیت این نیست ) - عبارت وصفی He ignores all the help he received claiming he is ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سندرم شخصیت اصلی ( تمایل به دیدن خود به عنوان قهرمان اصلی زندگی، جایی که وقایع حول محور فرد می چرخند و دیگران به عنوان شخصیت های فرعی در داستان او تل ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرسختانه پای حرف یا موضع خود ایستادن ( حتی اگر بی فایده، نامحبوب یا مضر باشد ) ، حاضر بودن برای یک عقیده یا موضوع خاص تا پای جان جنگیدن - اصطلاح ( Id ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( شدیداً ) ابراز علاقه شدید و پرشور کردن ( مانند یک طرفدار دوآتشه ) ، هیجان زدگی افراطی نشان دادن - عبارت فعلی / اصطلاح عامیانه He was fanboying hard ...

پیشنهاد
٠

کسی را بی نهایت دوست داشتن و تحسین کردن، عاشق سینه چاک کسی بودن - اصطلاح ( Idiom ) / عبارت فعلی He absolutely worships the ground she walks on کسی ر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کورکورانه باور کردن یا پذیرفتن چیزی ( یک ایدئولوژی، دکترین گروهی، سیاست شرکت ) بدون تفکر انتقادی، اغلب به دلیل خطر یا حماقت بالقوه - اصطلاح ( Idiom ) ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عینک آبجو ( مجازی ) ، دیدی که در اثر مصرف الکل به وجود می آید و باعث می شود افراد از نظر جنسی جذاب تر به نظر برسند - اسم / عبارت اسمی He thought she ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مقداری نوشیدنی الکلی که برای رفع خماری ناشی از نوشیدن بیش از حد الکل در روز قبل نوشیده می شود - اصطلاح ( Idiom ) / عبارت اسمی He needed some hair of ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روی رژیم مایعات بودن ( مصرف کردن فقط مایعات، اغلب به دلایل پزشکی یا کاهش وزن ) - عبارت حرف اضافه ای / عبارت وصفی She is on a liquid diet to lose weig ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( کاملاً ) مست، پاتیل، تلوتلوخوران ( به خاطر مستی ) - اصطلاح ( Idiom ) He was three sheets to the wind after drinking all night بسیار مست و گیج، کن ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشیدن ( با زحمت ) ، به زور کشیدن، حمل کردن ( با تقلا ) - فعل ( گذشته / اسم مفعول ) He hauled the heavy suitcase up the stairs حمل کردن، انتقال دادن ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( صورت غیررسمی و محاوره ایِ "The"، اغلب در نوشتار برای نشان دادن لهجه یا تلفظ خاص ) - حرف تعریف ( Article ) Look at tha car go fast ( در برخی متن ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اصطلاح عامیانه و اغلب بی ادبانه در انگلیسی سیاه پوستان آمریکایی ( AAVE ) برای تأکید یا اشاره به یک فرد سیاه پوست ) - صفت / اسم / عبارت اسمی Get you ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوار زرد ( مخصوصاً نواری که توسط پلیس در صحنه جرم یا حادثه برای مسدود کردن منطقه استفاده می شود ) - اسم Police stretched yellow tape across the doorw ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

اثر کامل، تأثیر تمام و کمال - اسم The medicine will take full effect in an hour اجرایی شدن کامل، لازم الاجرا شدن ( معمولاً برای قوانین، مقررات، سیاس ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سالگرد، سالروز ( تاریخی که یک رویداد مهم در سال های گذشته رخ داده است ) - اسم They celebrated their wedding anniversary yesterday جشن سالگرد - اسم W ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کهنه کارِ تلخ / باتجربه ی شاکی و ناراضی ( کسی که تجربه زیادی تو یه کاری داره ولی به خاطر اون تجربه، بدبین، عصبی یا ناراضی شده ) - Noun Phrase / Noun ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هماهنگ کننده ی آشوب / مدیرِ هرج ومرج ( معمولاً به شوخی یا با افتخار، برای کسی که موقعیت های شلوغ، پر استرس یا به هم ریخته رو مدیریت می کنه، مثل والدی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاچه خوار / خودشیرین کن ( کسی که برای جلب توجه آدمِ بالادستش مثل رئیس یا معلم خیلی خودشیرینی یا چاپلوسی می کنه به شکلی که بقیه حالشون بد می شه، خیلی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خون آشامِ انرژی / آدمِ انرژی خوار ( کسی که با حضورش، حرف زدنش، یا نیازمندی هاش، انرژی روانی و عاطفیِ بقیه رو می گیره و خسته شون می کنه، عامیانه ) - N ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

مقصرشناس / کسی که دیگران رو مقصر می دونه / سرزنش کننده ( کسی که عادت داره یا در لحظه، تقصیر رو گردن بقیه میندازه ) - Noun He is a chronic blamer alwa ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مارِ اداره / آدمِ دو رو و موذی در محیط کار ( کسی که به ظاهر دوسته ولی پشت سر زیرآب می زنه، خبرچینی می کنه یا به بقیه خیانت می کنه، عامیانه، تحقیرآمیز ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آهنربایِ دردسر / آهنربایِ حاشیه / کسی که دائماً درگیرِ قضایایِ پرحاشیه و دراماتیکه ( کسی که به نظر می رسه همیشه دعوا، مشکل یا موقعیت های احساسیِ پر ت ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رئیسِ روح / رئیسِ نامرئی ( رئیسی که هیچوقت در دسترس نیست، حضور فیزیکی یا مدیریتی نداره و به ندرت دیده می شه ) - Noun We barely see our manager hes a ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خرچنگِ اعتبار / آدمِ اعتبار دزد ( کسی که سعی می کنه اعتبار یا افتخارِ کارِ دیگران رو به نام خودش بزنه، عامیانه، تحقیرآمیز ) - Noun He is a real credi ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدیرِ ریزبینِ افراطی / مدیرِ وسواسی در جزئیات ( کسی که تو ریزترین جزئیات کار بقیه دخالت می کنه و همه چیز رو کنترل می کنه، معمولاً با بار منفی ) - Nou ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باس زیلا ( ترکیب Boss رئیس Godzilla هیولا ) / رئیسِ هیولا / رئیسِ خیلی بداخلاق، مستبد یا ترسناک ( عامیانه، تحقیرآمیز ) - Noun Everyone is scared of t ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تنبلِ جواب دهنده / کسی که خیلی دیر به پیام ها یا ایمیل ها جواب میده ( اسلنگ اینترنتی/اداری ) - Noun He is such a reply sloth it takes him days to ans ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گاوچرانِ کیبوردی / قلدرِ مجازی ( کسی که پشت کامپیوتر و آنلاین خیلی شجاع، پرخاشگر یا گنده گوئه ولی تو دنیای واقعی این طور نیست، عامیانه، تحقیرآمیز ) - ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آدم خیلی موفق / بیش فعال در موفقیت ( کسی که خیلی بیشتر از حد انتظار یا نرمال، موفقیت کسب می کنه یا تلاش می کنه ) - Noun She is a classic overachiever ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنگجوی صفحه گسترده / مبارزِ اسپردشیت ( کسی که خیلی با اسپردشیت ها ( مثل اکسل ) کار می کنه و توش ماهره، معمولاً تو محیط کار ) - Noun Phrase He is the ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساعت زن / کارگری که کارت ساعت می زنه ( کسی که به معنای واقعی کلمه با دستگاه، ورود و خروجش رو ثبت می کنه ) - Noun The factory employed hundreds of clo ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارمندِ ماشینیِ شرکت / کارگرِ بی هویتِ سازمانی ( کسی که تو یه شرکت بزرگ، کار تکراری و بی معنی می کنه و مثل یه پیچ ومهره بی اراده تو سیستم به نظر می ر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زامبیِ اداره / کارمندِ مُرده متحرک ( کسی که خیلی خسته، بی روح، بی انگیزه یا بی تفاوت تو محیط کار به نظر می رسه ) - Noun Phrase He stares at his scree ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جادوگرِ زیرزمین / متخصصِ کامپیوتر یا بازی که تو زیرزمین کار می کنه ( یا زیاد اونجاست، معمولاً با بار مثبت یا خنثی در مورد مهارت ) - Noun Phrase He is ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مردِ نوپا ( لقب تحقیرآمیز برای مردی که از نظر احساسی و رفتاری شدیداً نابالغه، مثل یه بچه نوپا کج خلق، بی مسئولیت و نیازمند مراقبته ) - Noun He acts l ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

پادری ( جلوی در برای تمیز کردن کفش ) - Noun Wipe your shoes on the doormat please آدم توسری خور / آدم بی عرضه / پخمه / کسی که هر کی از راه می رسه از ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آدم شُل و وِل / بی اراده / بی عرضه ( کسی که قدرت، عزم یا شخصیت محکمی نداره، خیلی ضعیفه ) - Noun He collapsed under pressure what a wet noodle دست دا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مردِ نابالغ / کسی که بزرگ نشده / مردی که مثل بچه ها رفتار می کنه ( کسی که از نظر سنی بزرگساله ولی رفتار، علایق یا مسئولیت پذیری یه بچه رو داره ) - No ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مایه عذابِ حسابی / آدم یا چیزِ خیلی رو مُخ و آزاردهنده ( عامیانه ) - Noun Phrase My neighbor playing loud music all night is the royal pain یه دردسر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرد مرموز / آدم اسرارآمیز ( کسی که شناخته شده نیست یا رفتار و انگیزه هاش معلوم نیست ) - Noun Phrase She was known as the mysterious one in the office ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آدمی که الکی خودش رو آدم مهم جا می زنه / وی آی پیِ قلابی ( کسی که وانمود می کنه شخص خیلی مهمیه تا توجه یا مزایا بگیره ) - Noun Phrase The bouncer eas ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قهرمانِ نامرئی / قهرمانِ نادیدنی ( کسی که دیده نمیشه ولی کارای قهرمانانه می کنه ) - Noun Phrase The comic book featured the invisible hero saving the ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پادشاهِ خودخوانده / کسی که خودش رو پادشاه اعلام کرده ( بدون اینکه واقعاً باشه، معمولاً با بار منفی یا تمسخرآمیز ) - Noun Phrase The self proclaimed k ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ببرِ بدخلق / ببرِ کم حوصله ( کسی که قدرتمند یا خطرناکه ولی زود از کوره در میره ) - Noun Phrase The boss is like a tiger with a short temper so be car ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

آدم غیرقابل پیش بینی و خطرناک / مهارنشدنی ( کسی که نمیشه رفتارش رو کنترل کرد و ممکنه باعث آسیب یا دردسر بشه ) - Noun He is a loose cannon you never k ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Barking dog syndrome" یه عبارت غیر رسمی و مصطلحه و معنی پزشکی یا روانشناسی استاندارد نداره. معنی هاش بر اساس استعاره "سگی که پارس می کنه گاز نمی گیر ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انرژی چی واوا / حس و حال سگ چی واوا ( یعنی کسی که مثل سگ چی واوا کوچیکه ولی پرسروصدا، عصبی، یا بی دلیل پرخاشگره ) - Noun Phrase That small kid has se ...