تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

( عامیانه ) واقع بین باش/ جدی باش/ منطقی باش. "Come on, get real! That’s not going to happen. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

( عامیانه ) امتحانش کن/برو تو کارش/ پیگیرش باش/برو دنبالش/برو سراغش. "If you really want it, go for it!"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) پولدار/مایه دار. "That guy’s loaded, he drives a brand new sports car every year. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) منظورم اینه که . . . . "We're talkin' serious business here, not just a casual meeting. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٧

( عامیانه ) اوه/اَه. Yuck یک اصطلاح است که برای نشان دادن انزجار یا بیزاری از چیزی استفاده می شود. این عبارت معمولاً زمانی گفته می شود که چیزی باعث ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) تحمل کسی رو نداشتن. "I can’t stand him anymore, he’s always annoying everyone. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) اسمش یادم رفته. What’s her face? The one who always talks in class. I forgot her name!"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

( عامیانه ) شاگرد لوس معلم/محبوب معلم/نورچشمی معلم. به کسی گفته می شود که به شدت در تلاش است تا نظر معلم را جلب کند یا در کلاس توجه ویژه ای دریافت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) عصبی کردن/آزار دادن/ اذیت کردن کسی. "Her attitude always rubs me the wrong way, she’s so rude. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

( عامیانه ) گیج بودن/شوت بودن/ پرت بودن. "Maybe you’re just out of it because you stayed up late last night, that’s why you’re so off. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

( عامیانه ) بی خیال/راحت/ به تخمم طور/خونسرد/ پایه. "Our professor is so laid back, he doesn’t put any pressure on us. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) پاچه خواری/خایه مالی ( کَسی رو کردن ) . "She’s always kissing up to the teacher, trying to get on his good side. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) کثیف بودن/ حال به هم زن بودن. "Eww, this food is gross, I can’t eat it!"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) دست از اذیت کردن کسی برداشتن/راحت گذاشتن کسی. Come on, give her a break, she’s been working so hard!"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

1. گمشو بیرون/ برو بیرون. 2. الکی نگو/ شوخی میکنی/ چرت داری میگی ( غیرقابل باور بودن چیزی ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) قسر در رفتن از چیزی/از چیزی خلاص شدن. "How can she keep cheating and still get away with it?"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) حالم به هم خورد/ حالمو به هم میزنه. "Ugh, when I saw those two together, it totally gagged me!"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

( عامیانه ) از کوره در رفتن/قاطی کردن/عصبی شدن. "I freaked out when I saw the door open by itself!"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) خنگ/احمق/بی عرضه. "He always tries to stick to everyone, total dweeb!"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) به شدت جدی/خیلی جدی. "I’m dead serious, this is no joke!"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

( عامیانه ) پیچوندن کلاس/غیبت کردن توی کلاس. "Dude, we all cut class yesterday and went to the movies. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) خراب کردن/گند زدن [به چیزی]

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) امتحان رو خوب پاس کردن. She totally aced the history test! Don’t worry, she got everything right. "

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

( عامیانه ) به خاطر نیاوردن/فراموش کردن/ به یاد نیاوردن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) عصبانی شدن/خشمگین شدن/ناراحت شدن.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) خراب کردن امتحان نهایی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

( عامیانه ) چی باعث شده عصبی بشی؟/ چی ناراحتت کرده؟/ از چی دلخوری؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( عامیانه ) از جلو چشام گم شو/نبینمت/برو کنار از جلو چشام.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

( عامیانه ) آروم باش/خونسرد باش.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشور مصر.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یونانی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یونان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لهستان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اندونزی.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تایلند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کره جنوبی .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فیلیپین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روسیه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مغولستان.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نواقص، کمبودها.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دوست جنسی/سکس پارتنر بدون تعهد/ بُکُن. کسی که فقط باهات عشق و حال کنه و خبری از عشق و عاشقی یا مسئولیتای سنگین نیست. یه جورایی، رابطه ایه که فقط برا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( بازی های ویدیویی/Gaming ) دکمه جهت دهی/پد جهت دار. D - pad کوتاه شده ی عبارت Directional Pad است و به بخشی از کنترلرهای بازی اشاره دارد که معمولا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رژیم دوپامین/سم زدایی دوپامین. یعنی این که مغزت رو از لذت های فوری و فیک که باعث میشن تمرکز و اراده ت ضعیف بشه، پاکسازی کنی. این کار به مغزت کمک می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

مارمولک [های] پارکینگ. در ادبیات راننده کامیون ها، به زن هایی که اطراف پارکینگ ها یا توقفگاه های کامیون ها می چرخند و به راننده ها خدمات جنسی ارائه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معامله گری اختیاری . روشی که در آن تصمیمات معاملاتی بر اساس تحلیل فردی و تجربه گرفته می شود، نه بر اساس قوانین خودکار.

پیشنهاد
٠

معامله گر همواره سودآور. معامله گری که به طور مداوم در بازار سود می کند و توانایی مدیریت معاملات به شکلی پایدار را دارد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

1. مشارکت کننده 2. عامل ( در ایجاد چیزی ) 3. اهداکننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1. مدیریت منابع 2. برنامه ریزی منابع 3. بهره برداری از منابع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

1. محیط 2. شرایط 3. محیط زیست 4. فضا ( مکان )