پیشنهادهای علی رضابخش (٢١٩)
بودگی ها: این حالت کانتیبل یا جمع بینگ هست: کالینز نوشته تینگ یا اشیا هم می تونه باشه ، نه حتما زنده ، هر نوع بودگی که توی طبقه بندی ما نمیگنجه COU ...
شاید واضح نیست که برای Surely not بکار میره، این قسمت از کتاب خارپشت و روباه آیزایا برلین، ص۲۶: Surely it is not merely physical strength that is m ...
دوست عزیزی که استدلالشون اینه که نوزاد هشیار است و درکی نسبی از خود و محیط اطراف دارد اما درکی از وجود هشیاری ندارد. . . نوزاد که حرف نمیزنه، شما چه ...
توی دین، یعنی موحد، تک خدا یا یکتاگرا، ان مسیحیانی که ۳تاخدا ( تثلیث ) رو قبول ندارند، فقط یه خدا. یعنی عیسی خدانیست، ولی تثلیث عیسی رو هم خود خدامید ...
جای شکاف، ترک، شیار، چین. مثلا شما خدای نکرده بدنتون با جراحی شکافته بشه، بعدها جای و علامت اون شکاف روی پوست یا داخل باقی بمونه هرپزشکی دوباره باز ک ...
متضاد یا نقیض مثلا دو چیز متضاد یا نقضین: مشکل اینه که دو چیز نقیض یکدیگر رو باید انجام داد A more fundamental problem is that the agency is being as ...
بی اهمیت، اگه با point بیاد: He did steal the diamond, but that is beside the point . He stole my heart! او جواهرم رو دزدید، امااهمیت نداره جواهر، چو ...
ایوب، نام یکی ازپیامبران و همچنین Job نام یک کتاب مقدس یهوداز مجموعه کتب تنخ : �ʾIyyōḇ, or Job https://en. wikipedia. org/wiki/Book_of_Job
سازنده، گاهی جنبه منفی داره، یعنی کاملا بدیع بسازی، و بی توجه به نمونه قبلی. مثلا توی تصویرسازی یا تخیل سازنده Constructive imagination فرقش بامعمولی ...
تا آنجا که انهااحتمالاهمه مرده ان، تاانجاکه ما می دونیم may all be dead, for what we know https://www. merriam - webster. com/dictionary/for what
شکنجه البته نه شکنجه توی زندان، بلکه مثلا شکنجه روزگار
تنفر ، اما نه اینکه فقط مخالف عشق ورزیدن باشه بلکه نوع شدیدو خشمگین آن، intense dislike مثلا تولستوی بالیبرالها با تحقیر برخورد میکرد نه با خشم، To ...
ایمیج میشه تصویر، در مقایسه با پیکچر که میشه عکس. image رو با picture اشتباه نگیرید. پیکچر عکس واقعی است مثلا دوربین عکاسی میگیره. اما ایمیج رو با عک ...
این ۳تارو ـdillusion, illusion, allusion روی یک خطدر نظر بگیرید. allusionنزدیکترین فاصله به حقیقت رو داره، ـdillusionدورترین فاصله به حقیقت، انقدر دو ...
توی فلسفه یه نوع خاصی از �قابلیت فهم� هست نه همه فهمیدن ها. اگه شمااز طریق حواس چیزی را بفهمی میشه شخصیت تجربی empirical character امااگه از طریق عقل ...
همچنین به معنای� عمد در شیوه ای خاص به منظور اینکه به چشم بیاد�. یعنی کاری رو از روی عمد به شیوه ای انجام بدی تا دیگران تحت تاثیر قرار بگیرند، مطابق ...
گاهی اوقات به معنای� ادامه� یه مطلب. چون ممکن ته صفحه کتاب بنویسن در اینصورت� بالای صفحه بعد می افتد، دقیقا برعکس پایین . مثلا اینجا پل فرانکو دربار ...
به ''دورپروازی'' توسط داریوش آشوری مترجم کتب فلسفه برگردانده شده ، توی کتاب فراسوی نیک و بد ایشون. علت داره، توی انگلیسی دو تا نماد است برای بیان هنر ...
یه کاربرد معروف توی پزشکی و روانشناسی: ( ODD ) Oppositional defiant disorder ، یک طبقه بندی بالینی نسبتاً جدید، شامل یک الگوی مداوم از رفتار انتاگونی ...