پیشنهادهای ملاقات و تلاقی لغات (٢,٠٤٠)
چوخه ؛ در ورزش أصیل ما ایرانی کشتی با چوخه در واقع لباس چوخه یا چوغه نوعی پارچه بود که دارای استحکام و ضخامت زیادی بود. کلمه ی چوخه یا چوغه در فرهنگ ...
نماز ؛ مصدر و بن واژه ی این کلید واژه به ترتیب دو حرف ( م ز ) می باشد. یعنی مفهوم کلمه ی نماز با تعریف منظم شدن دارای عینیت و انطباق است. در ادامه ...
وبلاگ ، بلاگ ، بلاگر ؛ وبلاغ ، بلاغ ، بلاغر ابلاغ ، تبلیغ ، بلیغ کارهای ابلاغی و تبلیغی نمودن تبلیغ نمودن محصولات و کالاها و اجناس و وسایل یا اید ...
وبلاگ ، بلاگ ، بلاگر ؛ وبلاغ ، بلاغ ، بلاغر ، ابلاغ گر ، تبلیغ ، بلیغ کارهای ابلاغی و تبلیغی نمودن تبلیغ نمودن محصولات و کالاها و اجناس و وسایل یا ...
وبلاگ ، بلاگ ، بلاگر ؛ وبلاغ ، بلاغ ، بلاغر ، ابلاغ گر ، تبلیغ ، بلیغ کارهای ابلاغی و تبلیغی نمودن تبلیغ نمودن محصولات و کالاها و اجناس و وسایل یا ...
نبغی ؛ خواستن و طلب کردن و جستجو کردن از جهت به نفع و نوا رسیدن نبغ ؛ ناب ، جدید ، نو ، تازه ، نوا دهنده ، پرمنفعت نبوغ ؛ اندیشه و تفکر ناب. ان ...
نبغ ؛ ناب ، جدید ، نو ، تازه ، نوا دهنده ، پرمنفعت نبوغ ؛ اندیشه و تفکر ناب. اندیشه و تفکری که باعث یافتن و پی بردن به ناب ترین حالت ممکن از انب ...
نبغ ؛ ناب ، جدید ، نو ، تازه ، نوا دهنده ، پرمنفعت نبوغ ؛ اندیشه و تفکر ناب. اندیشه و تفکری که باعث یافتن و پی بردن به ناب ترین حالت ممکن از انب ...
نبوغ ؛ اندیشه و تفکر ناب. تفکر نافع ، تفکر نوا دهنده اندیشه و تفکری که باعث یافتن و پی بردن به ناب ترین حالت ممکن از انبان هر چیزی شود برای نفع بر ...
نبوغ ؛ اندیشه و تفکر ناب. اندیشه و تفکری که باعث یافتن و پی بردن به ناب ترین حالت ممکن از انبان هر چیزی شود برای نفع بردن و به نوا رسیدن. مصدر ک ...
دبستان ؛ ادبستان ، ادیبستان ، دیبستان ، دیب ، دیبا ، دیبان ، دیوان ، دیپلم ، دیوا ، دوا ، دوام ، مداوم ، مداوا ، مداومت ، داوود و. . . دب دیب داب ت ...
فلاسک ؛ در ساختمان این کلمه از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات، در یک نگاه اولیه و سطحی سه کلمه سلف و فلس و ظرف قابل مشاهده است. یعنی اگر با این سه ک ...
پارادایم ؛ یک کانسپت کلامی متشکل از پارا و دایم کلمه ی مرتبط و حکیمانه دیگری که همراه با کلمه ی پارادایم در مکالمات رایج می باشد اصطلاح پارادایم جد ...
پِرشیَن ، پرشیا ؛ نیرومند ، توانمند ، دارای قدرت و انرژی مرتبط با مفهوم کلماتی از قبیل ؛ پورشه ، پرشیا ، پروژکتور ، پروژه ، پرورش و. . . پروژه ؛ گ ...
پِرشیَن ؛ نیرومند ، توانمند ، دارای قدرت و انرژی مرتبط با مفهوم کلماتی از قبیل ؛ پورشه ، پرشیا ، پروژکتور ، پروژه ، پرورش و. . . پروژه ؛ گذاشتن وق ...
پروژکتور ؛ نورافکن پر قدرت و پر شدت ، ابزار نور افشانی در حجم زیاد. منشعب از کلمه ی پارس و فارس و پرشین و پرشیا و پروژه و پروسه و. . . پروژه ؛ گذاش ...
پروژه ؛ گذاشتن وقت و انرژی جهت انجام یک عملیات زمانبندی شده و محاسبه شده بر مبنای یک طرح و نقشه ی از پیش تعیین شده. پروسه ؛ منشعب از کلمه ی پِرِس ب ...
پروسه ؛ سیکل و چرخه و زنجیره ی دارای جریان و انرژی فرآیند ؛ سیکل ، چرخه ، مدار ، حلقه ، سلسله مراتب ، پروسه ، توالی ، روند ، روال ، رویه ، زنجیره ...
پُرسه ؛ پرسش ، داد و ستد علمی جهت پر شدن پَرسه ؛ پَرسه زنی ، پیاده روی جهت دریافت یا خرید چیزی پِرسه ؛ پِرسه زنی ، مرتبط با مفهوم پِرس و فشار به مع ...
پُرسه ؛ پرسش ، داد و ستد علمی جهت پر شدن پَرسه ؛ پَرسه زنی ، پیاده روی جهت دریافت یا خرید چیزی پِرسه ؛ پِرسه زنی ، مرتبط با مفهوم پِرس و فشار به مع ...
پیزو الکترونیک ؛ تولید الکتریسیته و نیروی برق از طریق نیروی فشار حاصل از وزن اعمال شده از پیاده روی عابران چراغ پیزوری ؛ Pezuri lamp چراغ پیزوری د ...
پیزو الکترونیک ؛ تولید الکتریسیته و نیروی برق از طریق نیروی فشار حاصل از وزن اعمال شده از پیاده روی عابران چراغ پیزوری ؛ Pezuri lamp چراغ پیزوری د ...
چراغ پیزوری ؛ Pezuri lamp چراغ پیزوری در قدیم الایام به چراغ نفتی هایی گفته می شد که دارای مخزن ذخیره ی نفت بودند و با اهرم ایجاد فشاری که با تلمبه ...
چراغ پیزوری ؛ Pezuri lamp پیزوری ؛ به لحاظ مفهوم نهفته شده در ساختمان این کلمه از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات مرتبط با مفهوم کلمه ی push به معنی ...
پیزوری ؛ به لحاظ مفهوم نهفته شده در ساختمان این کلمه از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات مرتبط با مفهوم کلمه ی push به معنی فشار دادن و هل دادن می باشد ...
navigate ؛ پیمایش و ناوبری و جهت یابی از جهت رسیدن به نان و نوا و منفعت. مرتبط با مفهوم کلمه ی ناوگان ناف ناو ؛ نافع ، نفع رسان و نوا دهنده ناف در ...
ژاکلین ؛ جاکلین ، جَکلین ، چاقلین ، شَقلین ، زاگلین ، زَگلین ، ثقلین ، زاغلین ، ساقلین ، شاقلین ، شاخلین ، ساخالین ، زاجلین و. . . تنومند ، نیرومند ...
چنار ؛ با ریخت جنار به معنی دارای جان و عمر زیاد
چادر ؛ کلمه ی چادر و چتر از یک مصدر می باشد. فلسفه ی پیدایش و ایجاد کلمه ی چادر در تاریخچه ی زبانشناسی و تمدن بشر از جادار بودن یا دارای جا بودن بو ...
مُژان ؛ دارای مژده ، دارای مزایا ، دارای نوید و امید ، حاوی محتوا ، درون پُر ، پُر مزه و پُر مزیت مفهوم کلمه ی مُژان با موژه نباید اشتباه گرفته شود ...
bushehr ؛ بوشهر بوشِهر ؛ اگر مسیر ایجاد ساختمان کلمه ی بوشهر را از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات دنبال کنیم تا ببینیم از چه سرچشمه ای جاری شده و به ...
bushehr ؛ بوشهر بوشِهر ؛ اگر مسیر ایجاد ساختمان کلمه ی بوشهر را از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات دنبال کنیم تا ببینیم از چه سرچشمه ای جاری شده و به ...
راجی ؛ ترتیب میزان قدرت حرف ج در کلمه ی راجی و انطباق این آوا با واقعیت با حروف مشابه خودش از محل صدور آوا به ترتیب عبارت است از ؛ ج چ ش ژ ز س حرف ج ...
ژاپن؛ کشور ژاپن که به سرزمین آفتاب تابان معروف است در واقعیت و عالم واقع نیز منطبق با همان شرایط، همین مفهوم را در دل خودش دارد. کلمه ژاپن یا چاپان ...
غایت ؛ دارای قید و قاعده گیتی ؛ دارای گایت یا غایت گاد ؛ قادر و خالق گیتی در قانون و قواعد ایجاد کلمات حرف ( گ ت ) به دلیل نزدیکی محل صدور آوا در ق ...
گیتی ، گیتا ؛ دارای گایَت یا غایَت و هدف گاد ؛ قادر و خالق گیتی در قانون و قواعد ایجاد کلمات حرف ( گ ت ) به دلیل نزدیکی محل صدور آوا در قانون قلب ها ...
گیتی ؛ دارای گایت یا غایت گاد ؛ قادر و خالق گیتی در قانون و قواعد ایجاد کلمات حرف ( گ ت ) به دلیل نزدیکی محل صدور آوا در قانون قلب ها و منقلب شدن حر ...
گیتار ؛ دارای قدرت و قدرت دهنده در قانون و قواعد ایجاد کلمات حرف ( گ ت ) به دلیل نزدیکی محل صدور آوا در قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف د ...
وَهم ؛ فَهم ، فهمیدن ، فهمند ، پهمن ، بهمن ، به هم آمدن ، متمرکز شدن ، بهمنش
وَهم ؛ فَهم ، فهمیدن ، فهمند ، پهمن ، بهمن ، به هم آمدن ، متمرکز شدن ، بهمنش
آوند ؛ آبند ، آب بند ، آب به بند کشیده شده در رگ درخت
فهرست ؛ پرستیژ و صورت کار منشعب از کلمه ی پارس و فارس و فُرس و پرستش پرستار پریز پرزیدنت و. . . به معنی دارای انرژی و آراستگی و نظم موضوعات و مطالب. ...
پرستیژ ؛ با ریخت فرستیژ و فهرستیژ به معنی فهرست بندی شدن فهرست بندی شدن و ایجاد صورت کار به صورت پاراستی و وارستگی منشعب از کلمه ی پارس و فارس و ف ...
اُمَّت ؛ تجمیع همه ی ملل باهم می شود امت. رابطه ی امت و ملت رابطه ی مادر فرزندی است. ملت ؛ مَلَاء اِملا مُلاع مالامال تلاطم ملات لت لاتین پاتیل ح ...
کُریدور ؛به لحاظ مفهوم مرتبط با کلمه ی گریدر. به معنی جاده ای که توسط گریدر راه سازی ایجاد گردیده است. کُریدور ؛ جاده ای هموار برای به گردش در آمدن ...
گِریدر ؛ ماشین جاده صاف کن و ایجاد کریدور که توسط آن امکان گردیدن و گردش ماشین آلات دارای چرخ قرقره بر روی زمین هموار فراهم می شود. Grader ؛ گِریدر ...
گِریدر ؛ ماشین جاده صاف کن که توسط آن امکان گردیدن و گردش ماشین آلات دارای چرخ قرقره بر روی زمین هموار فراهم می شود. Grader ؛ گِریدر ؛ کَرتبندی نمود ...
جَنْگ ؛ جان گذاری ، جان گرفتن ، کشتن جُنْگ ؛ جان دادن و جان گرفتن ، شاد کردن و شاد شدن جِنْگ ؛ جان سپاری
دنیا ؛ محل کاشتن دانه ، محل دین و دانایی ، محل کسب دانش و دانستن و دینامیک شدن خاک ؛ خشکی ، با اصطلاح خاک و خاشاک زمین ؛ خاک سرد گیتی ؛ قید و قاعده ...