پیشنهاد‌های ملاقات و تلاقی لغات (٢,٠٤١)

بازدید
٣,٩١٢
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دنیا ؛ محل کاشتن دانه ، محل دین و دانایی ، محل کسب دانش و دانستن و دینامیک شدن خاک ؛ خشکی ، با اصطلاح خاک و خاشاک زمین ؛ خاک سرد گیتی ؛ قید و قاعده ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قبر ؛ قَعر و قُوْر قُوْر با ریخت گُوْر به معنی گودی و گودال به لحاظ مفهومی مرتبط با کلمه ی قوری همچنین کلمه ی گهواره به معنی دارای گودی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رستاخیز ؛ برخواستن نحوه و مدل ایجاد کلمه ی رستاخیز ؛ رُستن و خیزش رُست و خیز رشد و خیسش خیس شدن و رشد کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مذاکره ؛ ذکر ، تذکر ، ذکور ، مذکر ، ذکاوت ، تذکیه اگر مسیر ایجاد این کلمه را دنبال کنیم بدینصورت قابل تبیین خواهد بود ؛ همزمان چهار مفهوم سختی و س ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استغفار ؛ استخفار ، خوف داشتن از مجازات و طلب تخفیف ، خائف شدن و تخفیف خواستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نفرت ؛ اگر این کلمه از ریشه ی نف باشد یک تعریف دارد اگر از ریشه ی فرت یا فرد یا فرط باشد تعریف دیگری پیدا می کند. از مصدر نف و ناف به معنی نفع نداش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نفرین ؛ از مصدر نف و ناف به معنی مورد نفرت قرار گرفتن و نفع نداشتن ناف ؛ عضو نافع ، نفع رسان ساختمان این کلمه از ریشه ی نف می باشد بندی که جنین ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

نفت ؛ از مصدر نف و ناف به معنی ماده ی پُر منفعت و نافع ایجاد شده است. مدل نگارگری حرف ( ت ) با دو نقطه در انتهای ساختمان کلمه ی نفت مثل سرطان و سرا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناوند ؛ بالشتک خمیر نان برای به نان و نوا رسیدن ناوند ؛ نوا دهنده ، نافند ، نافع درک بهتر مطلب فوق مرتبط با تحلیل و تفسیر متن زیر؛ نفت ؛ از مصدر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناف ؛ عضو نافع ، نفع رسان ساختمان این کلمه از ریشه ی نف می باشد بندی که جنین از طریق آن از وجود مادر در داخل رحم نفع می برد و به نفا یا نوا می ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نفله ؛ نفلة ، نفرت ، نفرین ، نفر ، نفع ، ناف ، نافی ، نافع ، نافله ، انفال و. . . حرف ( ل ) در قانون قلب ها قابل تبدیل به حرف ( ر ) می باشد از نف ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نافله ؛ مصدر این کلیدواژه ، کلمه ی ناف به معنی نفع رسان می باشد. حرف ( ف ) از محل صدور آوا به دلیل نزدیکی و محل مشترک صدور آوا قابل تبدیل به حرف ( و ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تبیان ؛ تبیین کننده ، بَیان نمودن برای بینا شدن. ترکیبی از دو کلمه ی بیان و بینا با دو مفهوم بیان نمودن و بینندگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

punch ; پَنجره ، پِنچری ، پهن جَره ، وجود پهنه و روزنه ای برای عبور جریان از قبیل نور هوا سیال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تبوک ؛ دارای طبقه انطباق ؛ هم طبقه بودن ، هم سطح و هم تراز بودن. به لحاظ تاپ بودن مطابق هم بودن. درک بهتر مطلب فوق مرتبط با کلمات هم ریشه با کلمه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

امتیاز ؛ دارای مزیت و مزایا ، حاوی محتوای برتر اصطلاح مَزّه در دهان به معنی تمایز دادن و مُمَیِّزی طعم ها در تشخیص شوری و شیرینی و ترشی و شوری و تلخ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تازی ؛ این کلیدواژه در یک موقعیت کاربردی دیگر که برای سگ های شکاری استفاده می شود به خاطر عملی می باشد که این حیوان با دنبال نمودن شکار آن را از گله ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تازه ؛ اگر مسیر ایجاد کلمه و کلیدواژه ی تازه را در آبراه جریان سیال ایجاد کلمات پیگیری کنیم تا ببینیم از چه مسیری به این ساختمان رسیده و به چه جهت ها ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

انطباق ؛ هم طبقه بودن ، هم سطح و هم تراز بودن. به لحاظ تاپ بودن مطابق هم بودن. درک بهتر مطلب فوق مرتبط با کلمات هم ریشه با کلمه ی طبقه در متن زیر ت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اتابک ؛ طبقه بالا ، در تاپ کار بودن به لحاظ طبقات اجتماعی طبقه ؛ مفهوم کلمه ی طبقه در ساختمان، اشاره به یک فضایی دارد که در تاپ کار top واقع شده با ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طبقه ؛ مفهوم کلمه ی طبقه در ساختمان، اشاره به یک فضایی دارد که در تاپ کار top واقع شده باشد. طَبَق ؛ ظرفی پایه دار و کاسه مانند که دارای حجم و عمق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

طَبَق ؛ ظرفی پایه دار و کاسه مانند که دارای حجم و عمق بیشتری نسبت به دیگر ظروف باشد به گونه ای که محتویات درون ظرف از سطح زمین در تاپ کار واقع شده با ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

طب ؛ اصطلاح تب کردن یا طب کردن در علم پزشکی به مفهوم به تاپ رسیدن حرارت بدن می باشد. ترکیب دو حرف ( ت پ ) با شکل های نگارشی مختلف در جریان سیال و د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تَبَّت ؛ ترکیب دو حرف ( ت پ ) با شکل های نگارشی مختلف در جریان سیال واقع شده در آبراه ایجاد کلمات یک مفهوم مشترک چند بُعدی در ساختمان کلمات در موقعیت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

تَپّه ؛ ترکیب دو حرف ( ت پ ) با شکل های نگارشی مختلف در جریان سیال ایجاد کلمات یک مفهوم مشترک در ساختمان کلمات در موقعیت های کاربردی مختلف ایجاد می ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

موج ؛ مواج مَموج مموجک مموچک ممیچک مصدر کلمات فوف، مَچ می باشد. کلمه ی مموجی و مَموجَک و مَمیجَک به گل های پیچک که با مَچ شدن با دیگر گیاهان و پی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مَموجی؛ مصدر این کلمه، مَچ می باشد. کلمه ی مموجی و مَموجَک و مَمیجَک به گل های پیچک که با مَچ شدن با دیگر گیاهان و پیچیدن و موج خوردن به اطراف آن ر ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مَموجَک ؛ مصدر این کلمه، مَچ می باشد. کلمه ی مَمیجَک به گل های پیچک که با مَچ شدن با دیگر گیاهان و پیچیدن به اطراف آن رشد می کند و خودش را به آسمان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مَمیجَک ؛ مصدر این کلمه، مَچ می باشد. کلمه ی مَمیجَک به گل های پیچک که با مَچ شدن با دیگر گیاهان و پیچیدن به اطراف آن رشد می کند و خودش را به آسمان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سپنتا ؛ زیبنده زیبا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مناره ؛ محل و موضع رساندن نور و نیرو و انرژی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

انار ؛ نار ، نور ، نیرو ، اَنوَر ، نیرو بخش ، نیرو دهنده ، نورانی کننده ، پر انرژی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بازرگانی ؛ بازار بعلاوه گانی گانی ؛ گان ، کان ، مکان بازرگانی ؛ مکان بازار ، بازاریابی بازار ؛ بازیابی انرژی بازار ؛ باز بعلاوه آر باز ؛ دوباره ، مج ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اترک ؛ کلمه ی اَترَک با ریخت اَطرَق منشعب شده و تغییر ریخت یافته ی کلمه ی طریق و طریقت و طارق با اصطلاح رایج از این طریق یا از آن طریق می باشد. یعن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اَسْوَد ؛ یعنی خیلی سفید مثل کبیر و اکبر مثل کامل و اکمل مثل حمید و احمد سنگ حجر الاسود نیز بنا بر گفته ها در ابتدا خیلی سفید بوده و به مرور زمان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کابوس ؛ قابوس ، قاووس ، قوی ، ترس شدید و قوی کی کاووس ؛ کی بعلاوه کاووس کی ؛ کوی ، کیان ، سرزمین کاووس ؛ قاووس ، بسیار قوی کلمه ی کی کاووس نیز به م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کابوی ؛ ریخت اصلی تر این کلمه در زبان فارسی، کلمه ی گاووی به معنی گاوچران می باشد. کلمه ی کابوی به لحاظ معنا و مفهوم مستتر در ساختمان این کلمه در ق ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کی کاووس ؛ کی بعلاوه کاووس کی ؛ کوی ، کیان ، سرزمین کاووس ؛ قاووس ، بسیار قوی کلمه ی کی کاووس نیز به معنی شخص قوی و مقتدر که صاحب کیان و سرزمینی باش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گاو ؛ گاوی ، قاوی ، قَوی ، پُر قُوَّت. درک بهتر مطلب فوق مرتبط با تحلیل و تفسیر کلمات هم خانواده با کلمه ی گاو در متن زیر خدمت علاقمندان به مقوله ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گیو ؛ حرف ( گ ) در کلمه ی گیو در قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر جهت ایجاد کلمات برای موقعیت های کاربردی مختلف قابل تبدیل به حرف ( ق ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گیوه ؛ در فرهنگ تات های خراسان شمالی با نام دیگر کِلوش و در کرمانشاه با نام کِلاش در قدیم الایام معروف بوده است. مفهوم کلمه ی کِلوش و کِلاش اشاره به ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گیو ؛ حرف ( گ ) در کلمه ی گیو در قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر جهت ایجاد کلمات برای موقعیت های کاربردی مختلف قابل تبدیل به حرف ( ق ک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دُعا ؛ مصدر این کلیدواژه دو حرف ( د ع ) می باشد. حرف ( د ) در این مصدر به دلیل محل و نقطه ی مشترک صدور آوا از ابزارهای ایجاد آوا واقع شده در دهان د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ازل ؛ مرتبط با کلمه ی عزلت با اصطلاح کنج عزلت به معنی تنهایی. زمانی که کسی جز وجود پاک و مقدس خداوند متعال نبود و خداوند متعال تنهای تنها بود. ابد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

آزادی ؛ این کلیدواژه یک کلمه ی مرکزی بین دو کلیدواژه ی عزت و اذیت می باشد. یعنی این سه کلیدواژه برای خودش یک کتاب فلسفی در درون خودش نهفته دارد. اذ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

قُرآن ؛ ( قَرن قارون قَران گِران قیر قیراط قُروت قَره قوروت قَره. ) قرآن ؛ کلمه ی قران به لحاظ معنا و مفهومی که در درون صندوقچه این کلمه نهفته شده ا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شحنه ؛ مشحون دارای شأن و شخصیت بالا مرتبط با کلمه ی مَشحون با اصطلاح رایج مشحون رحمت الهی با تعریف انطباقی از طریق ریشه و مصدر این کلمه به معنی نحشه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شحنه ؛ مشحون دارای شأن و شخصیت بالا مرتبط با کلمه ی مَشحون با اصطلاح رایج مشحون رحمت الهی با تعریف انطباقی از طریق ریشه و مصدر این کلمه به معنی نحشه ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شحنه ؛ دارای شأن و شخصیت بالا مرتبط با کلمه ی مَشحون با اصطلاح رایج مشحون رحمت الهی با تعریف انطباقی از طریق ریشه و مصدر این کلمه به معنی نحشه شدن یا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شحنه ؛ دارای شأن و شخصیت بالا مرتبط با کلمه ی مَشحون با اصطلاح رایج مشحون رحمت الهی با تعریف انطباقی از طریق ریشه و مصدر این کلمه به معنی نحشه شدن یا ...