پیشنهادهای ملاقات و تلاقی لغات (١,٩٢٥)
قطب شمال ؛ شمال یعنی شامل شدن ، یعنی اون سمتی از کره ی زمین که مرکز و محور و هسته ی زمین شامل الکترون ها از حوزه ی مغناطیسی زمین می شود. ورود الکترو ...
قطب شمال ؛ شمال یعنی شامل شدن ، یعنی اون سمتی از کره ی زمین که مرکز و محور و هسته ی زمین شامل الکترون ها از حوزه ی مغناطیسی زمین می شود. ورود الکترو ...
قطب شمال ؛ شمال یعنی شامل شدن ، یعنی اون سمتی از کره ی زمین که مرکز و محور و هسته ی زمین شامل الکترون ها از حوزه ی مغناطیسی زمین می شود. ورود الکترو ...
اجتناب ؛ جنب و جوش نداشتن ، نجنبییدن ، کاری نکردن ، فعالیت نداشتن ، خود را از جنب و جوش دور نگه داشتن جنابت ، جنوب شدن یا جُنُب شدن ؛ به جنب و جوش ...
جنابت ، جنوب شدن یا جُنُب شدن ؛ به جنب و جوش افتادن هورمون های جنسی جناب ؛ صفتی برای انسانهای پر جنب و جوش جنبیدن ؛ جنبش ، جنب و جوش داشتن جنبه ، ...
جنابت ، جنوب شدن یا جُنُب شدن ؛ به جنب و جوش افتادن هورمون های جنسی جناب ؛ صفتی برای انسانهای پر جنب و جوش جنبیدن ؛ جنبش ، جنب و جوش داشتن جنبه ، ...
جنوب ؛ معنا و مفهومی که در صندوقچه و ساختمان این کلیدواژه برای قطب جنوب کره ی زمین بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات وجود دارد به معنی جنبیدن و جوشی ...
جنابت ، جنوب شدن یا جُنُب شدن ؛ به جنب و جوش افتادن هورمون های جنسی جناب ؛ صفتی برای انسانهای پر جنب و جوش جنبیدن ؛ جنبش ، جنب و جوش داشتن جنبه ، ...
جناب ؛ صفتی برای انسانهای پر جنب و جوش جنبیدن ؛ جنبش ، جنب و جوش داشتن جنبه ، جَنَم ؛ جنبه داشتن ، جنبش داشتن ، جنبیدن ، جنبیدن ، جمبش. اراده و ا ...
جنبیدن ؛ جنبش ، جنب و جوش داشتن جنبه ، جَنَم ؛ جنبه داشتن ، جنبش داشتن ، جنبیدن ، جنبیدن ، جمبش. اراده و انرژی که نهفته در جان انسان باشد برای جنب ...
جنبیدن ؛ جنب و جوش داشتن جنبه ، جَنَم ؛ جنبه داشتن ، جنبش داشتن ، جنبیدن ، جنبیدن ، جمبش. اراده و انرژی که نهفته در جان انسان باشد برای جنبیدن و ...
جنبه ، جَنَم ؛ جنبه داشتن ، جنبش داشتن ، جنبیدن ، جنبیدن ، جمبش. اراده و انرژی که نهفته در جان انسان باشد برای جنبیدن و جنبش یا جمبش و حرکت و انجا ...
پلک ، پلکیدن ؛ فلسفه ی ایجاد این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ؛ فَلَک ...
پلک ؛ فلسفه ی ایجاد این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ؛ فَلَک ؛ چرخش ، ...
فلاکت ، مفلوک ؛ فلسفه ی ایجاد این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ؛ فَلَک ...
فلاکت ؛ فلسفه ی ایجاد این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ؛ فَلَک ؛ چرخش ، گردش ، دَوَران ، حرکت ، جهش ...
فلاکت ؛ فلسفه ی ایجاد این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ؛ فَلَک ؛ چرخش ، گردش ، دَوَران ، حرکت ، جهش ...
فَلَک ؛ چرخش ، گردش ، دَوَران ، حرکت ، جهش ، پرش ، پِلکیدن تعاریف فوق برای کلمه ی فَلک بر مبنای قابل تبدیل بودن کلمه ی فلک به فَرک به معنی فِر خوردن ...
تمدن ، مدینه ؛ مود ، مدل ، مِتُد ، تمدن ، مدال و. . . مِتُد ، متداول ، متداعی ؛ روش و ایده و شیوه ای جدید برای مُتداعی شدن و متداول شدن زوایای پنها ...
مدینه ؛ مود ، مدل ، مِتُد ، تمدن ، مدال و. . . مِتُد ، متداول ، متداعی ؛ روش و ایده و شیوه ای جدید برای مُتداعی شدن و متداول شدن زوایای پنهان علوم ...
مِتُد ، متداول ، متداعی ؛ روش و ایده و شیوه ای جدید برای مُتداعی شدن و متداول شدن زوایای پنهان علوم در پندار بشر درک بهتر تعریف فوق مرتبط با تحلیل ک ...
مِتُد ، متداول ؛ روش و ایده و شیوه ای جدید برای مُتداعی شدن و متداول شدن زوایای پنهان علوم در پندار بشر درک بهتر تعریف فوق مرتبط با تحلیل کلمه ی مدا ...
مِتُد ؛ روش و ایده و شیوه ای جدید برای مُتداعی شدن زوایای پنهان علوم در پندار بشر درک بهتر تعریف فوق مرتبط با تحلیل کلمه ی مدال در متن زیر خدمت علاق ...
مدال ؛ سخن و تعریفی که این کلمه از خودش بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات برای تکامل پندار ما دارد بدینصورت قابل تحلیل و تبیین می باشد ؛ ذات حرف ( ...
قنوت ؛ اقناع شدن ، قانع شدن ، قنیع شدن ، خوشنود شدن ، رضایت خاطر قنوت ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پ ...
قناعت ، اقناع ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر از زوایای مختلف تحلیل ...
اقناع ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ؛ نَقم ...
اغناء ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ؛ نَقم ...
تقنین ، قانون ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ...
تقنین ، قانون ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ...
قانون ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ؛ نَقم ...
مقنی ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ؛ نَقم ...
قنات ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر از زوایای مختلف تحلیل و تبیین ...
نقب ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر از زوایای مختلف تحلیل و تبیین ش ...
نَقم نقب ؛ مفهوم این کلیدواژه را از طریق دو قانون از قانون و قواعد ایجاد کلمات می توانیم از صندوقچه ی این کلمه به راحتی بیرون بکشیم. یک ؛ قانون لات ...
خجالت ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه در پهنه ی واژگان و دریای لغات بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در متن زیر به صورت مبسوط از طریق کلمات ه ...
کسالت ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه در پهنه ی واژگان و دریای لغات بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در متن زیر به صورت مبسوط از طریق کلمات ه ...
غسل ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در متن زیر به صورت مبسوط از طریق کلمات هم خانواده با کلمه ی غسل تبیین شد ...
خواجه ؛ ریشه ی مصدر این کلیدواژه دو حرف ( خ ج ) می باشد. ترکیب این دو حرف در ساختمان کلمات مفهوم محافظت و مراقبت و کشیده شدن و کنده شدن و تخلیه شدن ...
آمیغ ؛ آمیخ ، آمیختن ، آمیخته شدن ، به هم آمیخته شدن ، مخلوط شدن ، آمیزش ، به هم آمیزی ، در هم هضم شدن ، همزایی ، همزیستن ، هم ساییدن ، هم سایه شدن ...
یَمَن ؛ اَیْمَن ، بسیار پر امنیت ، دارای ایمنی و امنیت ، کشوری با مردم با ایمان و مومن
مرسی ؛ این کلیدواژه یک کهن واژه در مبحث زبانشناسی می باشد که در زبان روسی به دلیل استفاده ی فراوان از این کلمه به زمانه ی ما هم رسیده است. مصدر کلم ...
پازیریک ؛ مدل ساختمان این کلمه دو تفسیر را ایجاد می کند. از یک زاویه این کلمه یک کانسپت کلامی متشکل از پا بعلاوه زیریک یعنی زیرپایی یعنی قالی که د ...
خاستن ؛ خازتن ، خیزش ، برخیزش ، بلند شدن خواستن ؛ خواهستن ، خواهش ، خواهان ، خواستگاری
صلح ؛ مرتبط با مفهوم کلماتی از قبیل صلاح و اصلاح به معنی ایجاد نمودن شرایط برای سلم و سلامتی. مصدر و بن واژه ی کلیدواژه ی صلح دو حرف ( ص ل ) می باش ...
صلاح ؛ منشعب از کلمه ی صلح و اصلاح به معنی ایجاد نمودن شرایط برای سلم و سلامتی. مصدر و بن واژه ی کلیدواژه ی صلاح دو حرف ( ص ل ) می باشد که این دو ح ...
صلواة ؛ کلیدواژه ای که مفاهیمی مثل انرژی و آرامش و کنترل در مفهوم این کلمه وجود دارد. تعریف موازی و غیر انطباقی نماز برای کلمه ی صلوة از جهت منظم ش ...
آقایون و خانومای محترم اصلا در مورد زبان و نژاد باهم هیچ مباحثه ای نداشته باشید چون زبان ابزار ارتباط هست و نژاد هم دست ما نیست در واقع انسان، کلمه ا ...
اَلان ؛ اَل بعلاوه آن در قانون معرفه و نکره ی عربی افزونه ی ال به معنی زمان شناخته شده و مُعیَّن و قابل درک می باشد. و آن در این کلمه منشعب از کلم ...