پیشنهادهای ملاقات و تلاقی لغات (٢,٠٤٠)
بُز ؛ این کلمه احتمالا منشعب از کلمه ی بازی از صفت بازیگوشی و پر جنب و جوش بودن این حیوان به نسبت گوسفند و بره و میش که رفتار آرام تری دارد نامگذاری ...
غرامت ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه در پهنه ی واژگان و دریای لغات بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات منشعب از کلمه ی غارت و کلمه ی غارت منشعب ...
فغفور ؛ این کلیدواژه یک کانسپت کلامی متشکل از دو کلمه ی فغ و فور به معنی اهل تفکر و تفقه می باشد. فغ ؛ معنا و مفهوم این کلمه مرتبط با کلمه ی فکر به ...
سکه ؛ پول حکومتی و کشوری ، پول رسمی و فراگیر ژتون ؛ پول محلی ، پول شرکتی ، پول غیر رسمی
بغل ؛ باغ ، بغا ، بقا ، باقی مکانی محافظت شده و حفاظت کننده و بغا دهنده بغ ، بغداد ، بَگ ، بیگ ، big ، مرادبیگ ، بیگ بنگ ، بیگلر در زبان ترکی کلمه ...
طاعی ؛ عطا کننده عطا ؛ طاعی ، عطا کننده ، با ریخت دیگر آن در ذکر قنوت ربنا آتنا ( عاطنا ) فی دنیا حسنتا و فی آخرت حسنا. فلسفه ی پیدایش و ایجاد ای ...
طاعی ؛ عطا کننده عطا ؛ طاعی ، عطا کننده ، با ریخت دیگر آن در ذکر قنوت ربنا آتنا ( عاطنا ) فی دنیا حسنتا و فی آخرت حسنا. فلسفه ی پیدایش و ایجاد ای ...
عطا ؛ طاعی ، عطا کننده ، با ریخت دیگر آن در ذکر قنوت ربنا آتنا ( عاطنا ) فی دنیا حسنتا و فی آخرت حسنا. طاعی ؛ عطا کننده فلسفه ی پیدایش و ایجاد ای ...
طاعات ؛ اطاعت اوامر پرودگار اوامری که خداوند متعال صادر نموده تا بندگان مطیعش اطاعت کنند. درک بهتر مفهوم کلمه ی طاعات مرتبط با تحلیل کلمه ی دعا ...
طاعات ؛ اطاعت اوامر پرودگار اوامری که خداوند متعال صادر نموده تا بندگان مطیعش اطاعت کنند. درک بهتر مفهوم کلمه ی طاعات مرتبط با تحلیل کلمه ی دعا ...
مشمول ؛ شامل شدن و در برگرفتن قطب شمال ؛ شمال یعنی شامل شدن و مشمول شدن و در برگرفتن، یعنی اون سمتی از کره ی زمین که مرکز و محور و هسته ی زمین شامل ...
مشمول ؛ شامل شدن و در برگرفتن قطب شمال ؛ شمال یعنی شامل شدن و مشمول شدن و در برگرفتن، یعنی اون سمتی از کره ی زمین که مرکز و محور و هسته ی زمین شامل ...
مشمول ؛ شامل شدن و در برگرفتن قطب شمال ؛ شمال یعنی شامل شدن و مشمول شدن و در برگرفتن، یعنی اون سمتی از کره ی زمین که مرکز و محور و هسته ی زمین شامل ...
قطب شمال ؛ شمال یعنی شامل شدن و مشمول شدن، یعنی اون سمتی از کره ی زمین که مرکز و محور و هسته ی زمین شامل الکترون ها از حوزه ی مغناطیسی زمین می شود. ...
قطب شمال ؛ شمال یعنی شامل شدن ، یعنی اون سمتی از کره ی زمین که مرکز و محور و هسته ی زمین شامل الکترون ها از حوزه ی مغناطیسی زمین می شود. ورود الکترو ...
قطب شمال ؛ شمال یعنی شامل شدن ، یعنی اون سمتی از کره ی زمین که مرکز و محور و هسته ی زمین شامل الکترون ها از حوزه ی مغناطیسی زمین می شود. ورود الکترو ...
قطب شمال ؛ شمال یعنی شامل شدن ، یعنی اون سمتی از کره ی زمین که مرکز و محور و هسته ی زمین شامل الکترون ها از حوزه ی مغناطیسی زمین می شود. ورود الکترو ...
قطب شمال ؛ شمال یعنی شامل شدن ، یعنی اون سمتی از کره ی زمین که مرکز و محور و هسته ی زمین شامل الکترون ها از حوزه ی مغناطیسی زمین می شود. ورود الکترو ...
اجتناب ؛ جنب و جوش نداشتن ، نجنبییدن ، کاری نکردن ، فعالیت نداشتن ، خود را از جنب و جوش دور نگه داشتن جنابت ، جنوب شدن یا جُنُب شدن ؛ به جنب و جوش ...
جنابت ، جنوب شدن یا جُنُب شدن ؛ به جنب و جوش افتادن هورمون های جنسی جناب ؛ صفتی برای انسانهای پر جنب و جوش جنبیدن ؛ جنبش ، جنب و جوش داشتن جنبه ، ...
جنابت ، جنوب شدن یا جُنُب شدن ؛ به جنب و جوش افتادن هورمون های جنسی جناب ؛ صفتی برای انسانهای پر جنب و جوش جنبیدن ؛ جنبش ، جنب و جوش داشتن جنبه ، ...
جنوب ؛ معنا و مفهومی که در صندوقچه و ساختمان این کلیدواژه برای قطب جنوب کره ی زمین بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات وجود دارد به معنی جنبیدن و جوشی ...
جنابت ، جنوب شدن یا جُنُب شدن ؛ به جنب و جوش افتادن هورمون های جنسی جناب ؛ صفتی برای انسانهای پر جنب و جوش جنبیدن ؛ جنبش ، جنب و جوش داشتن جنبه ، ...
جناب ؛ صفتی برای انسانهای پر جنب و جوش جنبیدن ؛ جنبش ، جنب و جوش داشتن جنبه ، جَنَم ؛ جنبه داشتن ، جنبش داشتن ، جنبیدن ، جنبیدن ، جمبش. اراده و ا ...
جنبیدن ؛ جنبش ، جنب و جوش داشتن جنبه ، جَنَم ؛ جنبه داشتن ، جنبش داشتن ، جنبیدن ، جنبیدن ، جمبش. اراده و انرژی که نهفته در جان انسان باشد برای جنب ...
جنبیدن ؛ جنب و جوش داشتن جنبه ، جَنَم ؛ جنبه داشتن ، جنبش داشتن ، جنبیدن ، جنبیدن ، جمبش. اراده و انرژی که نهفته در جان انسان باشد برای جنبیدن و ...
جنبه ، جَنَم ؛ جنبه داشتن ، جنبش داشتن ، جنبیدن ، جنبیدن ، جمبش. اراده و انرژی که نهفته در جان انسان باشد برای جنبیدن و جنبش یا جمبش و حرکت و انجا ...
پلک ، پلکیدن ؛ فلسفه ی ایجاد این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ؛ فَلَک ...
پلک ؛ فلسفه ی ایجاد این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ؛ فَلَک ؛ چرخش ، ...
فلاکت ، مفلوک ؛ فلسفه ی ایجاد این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ؛ فَلَک ...
فلاکت ؛ فلسفه ی ایجاد این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ؛ فَلَک ؛ چرخش ، گردش ، دَوَران ، حرکت ، جهش ...
فلاکت ؛ فلسفه ی ایجاد این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ؛ فَلَک ؛ چرخش ، گردش ، دَوَران ، حرکت ، جهش ...
فَلَک ؛ چرخش ، گردش ، دَوَران ، حرکت ، جهش ، پرش ، پِلکیدن تعاریف فوق برای کلمه ی فَلک بر مبنای قابل تبدیل بودن کلمه ی فلک به فَرک به معنی فِر خوردن ...
تمدن ، مدینه ؛ مود ، مدل ، مِتُد ، تمدن ، مدال و. . . مِتُد ، متداول ، متداعی ؛ روش و ایده و شیوه ای جدید برای مُتداعی شدن و متداول شدن زوایای پنها ...
مدینه ؛ مود ، مدل ، مِتُد ، تمدن ، مدال و. . . مِتُد ، متداول ، متداعی ؛ روش و ایده و شیوه ای جدید برای مُتداعی شدن و متداول شدن زوایای پنهان علوم ...
مِتُد ، متداول ، متداعی ؛ روش و ایده و شیوه ای جدید برای مُتداعی شدن و متداول شدن زوایای پنهان علوم در پندار بشر درک بهتر تعریف فوق مرتبط با تحلیل ک ...
مِتُد ، متداول ؛ روش و ایده و شیوه ای جدید برای مُتداعی شدن و متداول شدن زوایای پنهان علوم در پندار بشر درک بهتر تعریف فوق مرتبط با تحلیل کلمه ی مدا ...
مِتُد ؛ روش و ایده و شیوه ای جدید برای مُتداعی شدن زوایای پنهان علوم در پندار بشر درک بهتر تعریف فوق مرتبط با تحلیل کلمه ی مدال در متن زیر خدمت علاق ...
مدال ؛ سخن و تعریفی که این کلمه از خودش بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات برای تکامل پندار ما دارد بدینصورت قابل تحلیل و تبیین می باشد ؛ ذات حرف ( ...
قنوت ؛ اقناع شدن ، قانع شدن ، قنیع شدن ، خوشنود شدن ، رضایت خاطر قنوت ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پ ...
قناعت ، اقناع ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر از زوایای مختلف تحلیل ...
اقناع ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ؛ نَقم ...
اغناء ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ؛ نَقم ...
تقنین ، قانون ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ...
تقنین ، قانون ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ...
قانون ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ؛ نَقم ...
مقنی ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر تحلیل و تبیین شده است ؛ نَقم ...
قنات ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر از زوایای مختلف تحلیل و تبیین ...
نقب ؛ فلسفه ی ایجاد و پیدایش این کلیدواژه بر مبنای قانون و قواعد ایجاد کلمات در پهنه ی واژگان و دریای لغات در متن زیر از زوایای مختلف تحلیل و تبیین ش ...
نَقم نقب ؛ مفهوم این کلیدواژه را از طریق دو قانون از قانون و قواعد ایجاد کلمات می توانیم از صندوقچه ی این کلمه به راحتی بیرون بکشیم. یک ؛ قانون لات ...