پیشنهادهای صالح (١,٠٥٣)
عامیانه اش : منظور آلیاژ برنج ( ترکیب مس و روی ) است. توضیحات بیشتر در ادامه - >>> �اوری چالک� یا �اوریکالکوم� ( Orichalcum یا Orichalque ) یک فلز ...
تغییر دادن، عوض کردن. مثال : He veered off at the last moment. معنی : او در آخرین لحظه مسیرش را تغییر داد.
نهیب یا فریادی که افراد استرالیایی از آن برای جلب توجه، نشان دادن موقعیت مکانی خود و یا یافتن افراد گمشده استفاده می کنند. معادل : آهاااااای خودمون
برداشتن، دزدیدن مثال : I pinched the pistol from his car. معنی : من اون اسلحه/تفنگ رو از ماشین اش دزدیدم/برداشتم.
استخدام شدن مثال : How on earth did you get taken on at this place? معنی : چطور شد که تو در اینجا استخدام شدی؟
مدال شجاعت.
مرخص شدن از خدمت، پایان خدمت.
کشتن، سر به نیست کردن.
خیانت در امانت، افشای راز کسی.
نام مستعار یا جعلی، هویت جعلی.
به کسی دل بستن، عاشق کسی شدن.
به خودم مربوطه.
جدا کردن. مثال - > I'm pricking out winter lettuce. معنی : من دارم کاهوی زمستانی رو از بین نشاها جدا میکنم.
سر تر از ، برتر از، یه سر و گردن بالاتر از.
عصبانی شدن.
پلک زدن.
آنچه که نظر منو جلب کرد.
نظری/پیشنهادی دارید؟
جعل اسکناس/سند.
تیراندازی، انفجار.
تکیه دادن به جایی.
کمیته اقدامات پیشگیرانه/احتیاطی حملات هوایی. قبل از جنگ جهانی دوم، مردم بریتانیا از این می ترسیدند که هر جنگی در آینده، شامل بمباران هوایی سنگین منا ...
نگاه تحقیر آمیز به کسی داشتن.
به درک، ولش کن، بیخیال، لعنت بهش.
معادل عبارت :" دست ها بالا" در هنگام سرقت مسلحانه.
منو گیج کرد، چشمم رو زد، تحت تأثیر قرار داد.
سرگوشی آب دادن، مخفیانه جایی رو گشتن، جایی رو زیر نظر گرفتن.
سرما.
گم کردن.
بفرمایید داخل/تو.
داره منو مسخره میکنه، داره منو دست میندازه.
عشوه اومدن، خود را به کسی نزدیک کردن.
بیان رک و صادقانه حقایق، بی پرده حقیقت را بیان کردن.
دزدیدن.
عکس.
کنایه از اینکه : دست از این کارا بردار.
نمیتونه منو : گول بزنه فریب بده.
کنایه از احمق بودن. مثال : We were mugs not to have tumbled her, Sir Henry, and I was angry. معنی - > ما احمق بودیم که او را لو ندادیم و من از باب ...
اختیار تام داشتن، آزادی کامل، مختار بودن.
ادا و اطوار فریبکاری و تظاهر ظاهر سازی.
آمادگی داشتن، حاضر بودن، تمایل داشتن. مثال : Do you think you feel up to answering some questions, sir?
دخالت کردن حرف کسی رو قطع کردن وسط حرف کسی پریدن جایی سرک کشیدن.
جایی رفتن. مثال - > I'II buzz upstairs and change. معنی : من میرم بالا و لباس عوض می کنم.
بیمه سلامت.
نام نوعی شراب.
فرچه ی تمیزکننده کفش.
کنایه از اینکه : تنه اش میخاره.
اینم از این همونطور که گفتم دیدی ؟ بفرمایید.
به کسی : ضربه زدن حمله کردن آسیب رساندن اذیت کردن.
خودم باید یه فکر/کاری برای خودم بکنم. هرکی باید به فکر خودش باشه. همچنین کنایه از : اینجا خیلی خر تو خره، سگ صاحبش نمیشناسه.