تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عامیانه اش : منظور آلیاژ برنج ( ترکیب مس و روی ) است. توضیحات بیشتر در ادامه - >>> �اوری چالک� یا �اوریکالکوم� ( Orichalcum یا Orichalque ) یک فلز ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تغییر دادن، عوض کردن. مثال : He veered off at the last moment. معنی : او در آخرین لحظه مسیرش را تغییر داد.

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نهیب یا فریادی که افراد استرالیایی از آن برای جلب توجه، نشان دادن موقعیت مکانی خود و یا یافتن افراد گمشده استفاده می کنند. معادل : آهاااااای خودمون

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

برداشتن، دزدیدن مثال : I pinched the pistol from his car. معنی : من اون اسلحه/تفنگ رو از ماشین اش دزدیدم/برداشتم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استخدام شدن مثال : How on earth did you get taken on at this place? معنی : چطور شد که تو در اینجا استخدام شدی؟

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدال شجاعت.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مرخص شدن از خدمت، پایان خدمت.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشتن، سر به نیست کردن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیانت در امانت، افشای راز کسی.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام مستعار یا جعلی، هویت جعلی.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کسی دل بستن، عاشق کسی شدن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

به خودم مربوطه.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جدا کردن. مثال - > I'm pricking out winter lettuce. معنی : من دارم کاهوی زمستانی رو از بین نشاها جدا میکنم.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سر تر از ، برتر از، یه سر و گردن بالاتر از.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عصبانی شدن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پلک زدن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنچه که نظر منو جلب کرد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نظری/پیشنهادی دارید؟

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جعل اسکناس/سند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیراندازی، انفجار.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تکیه دادن به جایی.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

کمیته اقدامات پیشگیرانه/احتیاطی حملات هوایی. قبل از جنگ جهانی دوم، مردم بریتانیا از این می ترسیدند که هر جنگی در آینده، شامل بمباران هوایی سنگین منا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگاه تحقیر آمیز به کسی داشتن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به درک، ولش کن، بیخیال، لعنت بهش.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل عبارت :" دست ها بالا" در هنگام سرقت مسلحانه.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منو گیج کرد، چشمم رو زد، تحت تأثیر قرار داد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرگوشی آب دادن، مخفیانه جایی رو گشتن، جایی رو زیر نظر گرفتن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرما.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گم کردن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بفرمایید داخل/تو.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داره منو مسخره میکنه، داره منو دست میندازه.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

عشوه اومدن، خود را به کسی نزدیک کردن.

پیشنهاد
٠

بیان رک و صادقانه حقایق، بی پرده حقیقت را بیان کردن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دزدیدن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عکس.

پیشنهاد
٠

کنایه از اینکه : دست از این کارا بردار.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمیتونه منو : گول بزنه فریب بده.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنایه از احمق بودن. مثال : We were mugs not to have tumbled her, Sir Henry, and I was angry. معنی - > ما احمق بودیم که او را لو ندادیم و من از باب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اختیار تام داشتن، آزادی کامل، مختار بودن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادا و اطوار فریبکاری و تظاهر ظاهر سازی.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آمادگی داشتن، حاضر بودن، تمایل داشتن. مثال : Do you think you feel up to answering some questions, sir?

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دخالت کردن حرف کسی رو قطع کردن وسط حرف کسی پریدن جایی سرک کشیدن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جایی رفتن. مثال - > I'II buzz upstairs and change. معنی : من میرم بالا و لباس عوض می کنم.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیمه سلامت.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام نوعی شراب.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرچه ی تمیزکننده کفش.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کنایه از اینکه : تنه اش میخاره.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینم از این همونطور که گفتم دیدی ؟ بفرمایید.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کسی : ضربه زدن حمله کردن آسیب رساندن اذیت کردن.

پیشنهاد
٠

خودم باید یه فکر/کاری برای خودم بکنم. هرکی باید به فکر خودش باشه. همچنین کنایه از : اینجا خیلی خر تو خره، سگ صاحبش نمیشناسه.