پیشنهاد‌های فانکو آدینات (٢,٨١٨)

بازدید
٧,١٥٢
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

تودیع: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: آپرش āpraŝ ( سنسکریت: آپرص āpraś )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

عتیقه: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: میژینه mižine ( کردی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

سیار: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: نادیست nādist ( سغدی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

معارفه: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: یکترناسین yakternāsin ( کردی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مسرور: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: واراد، ویشمید viŝmid، ویشمیناد، هومیاگ humyāg ( پارتی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

عید: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: جشن jaŝn ( پهلوی ) آزام āzām ( سغدی ) گیژن gižen ( کردی ) یاترا yātrā ( سنسکریت ) فرسناف feresnāf ( در ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ریاضت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: ابگام abgām ( پارتی ) اشائیت aŝāit ( اوستایی: aŝāiti )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شهد: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: آپیتن āpitan ( پهلوی ) رنگال rangāl ( کردی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

نطفه: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: اوژدات uždāt ( اوستایی: uždāta )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

حرکات: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: آناوان ( پارتی ) فَتَران ( سغدی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

عرفا: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: وستایان vestāyān ( پهلوی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

مجاورت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: همسایگی ( دری ) پَنتَری ( سغدی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ورودی: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: ایساماد ( سغدی: esāmande باپسوند آد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تکرار: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: آزبیت āzbit ( اوستایی: آذبیتی āżbiti )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

تعلیق: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: آکوژ ākuž ( سغدی آکوچ: ākuc )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نزاع: همتای پارسی این واژه ی عربی اینهاست: ارانج erānj ( پهلوی: eranj ) ژنگ žanag ( مانوی ) درگیری، کشمکش، زد و خورد ( دری )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بلافصل: همتای پارسی این ترکیب عربی، این است: کازاژ ( پارتی: کذاژ każāž )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

صفت نسبی: صفتی که کسی یا چیزی را به کسی، جایی یا چیزی نسبت می دهد. مانند ایرانی، راستین، دیرینه، دوستانه، خسروانی، چندگانه، گاریچی. ( فرهنگ بزرگ سخن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

متعلق: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: از، وابسته، هاوش hāvoŝ ( دری ) خانتیا xāntyā ( پشتو ) اماک amāk ( پهلوی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

خجالت: حالتی که به دنبال انجام دادن کاری بد یا سخنی زشت و یا کوتاهی در انجام وظیفه و یا نادرست انجام دادن آن و آگاه شدن دیگران از آن در فرد پدید می آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جدید الورود: همتای پارسی این دو واژه ی عربی، اینهاست: نواگ navāg ( پارتی ) ایسام isām ( سغدی: esāmande )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

جدید: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: نو، تازه ( دری ) نواگ navāg ( پارتی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دفن: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: اَشیپ aŝip، ماشیپ māŝip ( سغدی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مدفون: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: نیگان nigān ( پارتی ) زخژیک zaxžik ( سغدی: ذخشچیک żaxŝcik )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فقیر: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: ندار nadār، خشته xaŝte، تنگدست، تهیدست، بینوا، نیازمند، آسمان جل، پژوم pažum ( دری ) چشوان ceŝvān ( سغد ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

علاوه بر: علاوه واژه ای عربی است که واژه ی پارسی بر به آن افزوده شده است؛ همتای پارسی این ترکیب عربی - پارسی، اینهاست: ابیاتر abyātar ( سغدی ) ویژا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به علاوه: همتای پارسی این ترکیب عربی، اینهاست: وانگهی vāngahi، هنیز haniz ( دری ) فیاتر fyātar ( سغدی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نظارت: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: فردید fardid، پایش pāyeŝ ( دری ) نیهَر nihar، نیراز nirāz ( اوستایی ) نیپاوَن nipāvan ( اوستایی: nipāv ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تورم: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: زماک zamāk ( سغدی: ذماک żamāk )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گذاشتن و گزاردن. گذاشتن به معنی نهادن است. مانند لیوان را در سینی گذاشت؛ ولی گزاردن به معنی انجام دادن، بجا آوردن است؛ مانند کارگزار، خدمتگزار، نمازگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تام: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: اسپت espat، ژوک žuk ( سغدی ) هماک hamāk ( پهلوی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تاسیسات: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: نیوازیک nivāzik ( سغدی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اغما: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: لپژ lapež ( کردی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

غالبا: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: بایستان bāyestān ( مانوی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اغلب: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: بیش تر ( دری ) فرایست farāyest ( مانوی: frāyist )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تحسین: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: آپرین āprin ( سغدی ) .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

تحریم: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: پرژار paržār ( پارتی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

توهین ( = اهانت ) : رفتار یا گفتاری ـ اختیاری یا اجباری ـ زشت و تحقیرآمیز نسبت به آبرو یا شایستگی کسی که شنیدن یا دیدن آن برای وی ناخوشایند است. همت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آنسوا: در اوستایی: ānsu به معنی شاخه درخت است که پسوند آ ( در سنسکریت به معنی اندک که در این جا به معنی نورسته است ) به آن افزوده شده است که روی هم آ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هبوط: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: اخانز oxānz ( سغدی )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جمله: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: ویسپه vispe ( اوستایی: vispa )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تکیه گاه: تکیه واژه ی عربی است که پسوند پارسی گاه به آن افزوده شده است؛ همتای پارسی اینهاست: پادیر pādir، دارفرین dārfarin ( دری ) پاناگ pānāg ( پار ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ضعیف: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: آلک ālak ( خراسانی ) سوپند supand ( خراسانی: sopand ) پاگو pāgu ( خراسانی: pagu ) پیزوری pizuri، غامی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بعد از ظهر: بعد و ظهر دو واژه ی عربی است و از پارسی است؛ همتای پارسی این ترکیب، این است: اپرانی aprāni ( سنسکریت: aparāhni )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بعدها: بعد واژه ای عربی است که پسوند پارسی ها به آن افزوده شده است؛ همتای پارسی این است: اوسپار uspār ( سغدی: uskpār )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

بعدا: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: اوسپار uspār ( سغدی: uskpār )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

بَعد baad: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پس، سپس ( دری ) ایگ ig، ادک adak ( پهلوی ) انو anu ( سنسکریت، اوستایی ) بُعد boad: همتای پارسی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

اما: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: ولی ( دری ) ( این واژه از ولیکن عربی ساخته نشده و در گذشته وبیک vabik بوده است. نگاه کنید به دستور تاریخی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اتصالات: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: آبستل ābastel ( سغدی با پسوند جمع لکی اِل ) ابندان abandān ( سغدی ) آزوبل āzubel ( سغدی: āżub ) پو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اتصال: همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: آرینت ārinet ( بلوچی ) آتنگ ātang، پیون piyon ( خراسانی ) پیوین payvin ( پارتی: payvinn ) آبست ābast، ...