پیشنهادهای علی سیریزی (٧,٨٣٧)
نام یکی از اقوام محمود افغان است. بعد از سقوط شاه سلطان حسین صفوى ، و غلبه افغانها بر ایران ، محمود افغان یکى از اقوام خود را که ( ( مگس خان ) ) نام ...
نام یکی از اقوام محمود افغان است. بعد از سقوط شاه سلطان حسین صفوى ، و غلبه افغانها بر ایران ، محمود افغان یکى از اقوام خود را که ( ( مگس خان ) ) نام ...
پالونیا گونه ی از گیاه و نوعی درخت هست. درخت پالونیا ( Paulownia ) دارای رشد سریع است، و قدرت تولید چوب سبک و مقاوم دارد پالونیا با داشتن چوب سبک ...
پالونیا گونه ی از گیاه و نوعی درخت هست. درخت پالونیا ( Paulownia ) دارای رشد سریع است، و قدرت تولید چوب سبک و مقاوم دارد پالونیا با داشتن چوب سبک ...
مکتسبه بر وزن مفتعله یعنی کسب شده، ( مکتسب، کسب شده ) نوعی حق است : حق مکتسب، آن دسته از حقوق هستند که برای ذینفع ( که منظور ما اینجا از ذینفع کارگر ...
مکتسبه بر وزن مفتعله یعنی کسب شده، ( مکتسب، کسب شده ) نوعی حق است : حق مکتسب، آن دسته از حقوق هستند که برای ذینفع ( که منظور ما اینجا از ذینفع کارگر ...
مکتسبه بر وزن مفتعله یعنی کسب شده، ( مکتسب، کسب شده ) نوعی حق است : حق مکتسب، آن دسته از حقوق هستند که برای ذینفع ( که منظور ما اینجا از ذینفع کارگر ...
الکترو کوتر کاوتر کوتر Electrocautery بریدن یا سوزاندن بافت و کنترل خون ریزی
در پزشکی شان و درپ Drape پوشش استریل میدان عمل
در پزشکی سوزن گیر Needle Holder گرفتن سوزن بخیه
Suture Material بستن زخم نخ بخیه
بخیه
سرنگ Syringe ابزاری جهت تزریق یا شست وشو
در پزشکی ساکشن Suction جمع آوری خون و مایع
رترکتور فارابوف Farabeuf Retractor کنار زدن در برش های سطحی
رترکتور ریشاردسون Richardson Retractor کنار زدن عضلات یا فاشیا
رترکتور دستی Hand Retractor کنار زدن بافت ها
پنس بابکاک Babcock Forceps گرفتن اندام های نرم ( روده، رحم )
پنس کوخر Kocher Clamp گرفتن بافت سفت یا فاشیا
پنس آلیس Allis Clamp گرفتن بافت برای تثبیت
پنس کلی Kelly Clamp نگهداری بافت یا کنترل خون
پنس موسکیتو Mosquito Clamp هموستات ظریف برای عروق کوچک
گیره ، پنس
پنس هموستات Hemostat Clamp کنترل خون ریزی، گرفتن عروق
بند کننده و در بحث پزشکی شریان بند است.
آدسون می تواند نام یک پنس یا پنست باشد پنست آدسون ( Adson Forceps ) یکی از ابزار های تخصصی جراحی و از گروه پنست جراحی است که از آن در طیف وسیعی از جر ...
نام نام بازیکن و آدسون می تواند نام یک پنس یا پنست باشد پنست آدسون ( Adson Forceps ) یکی از ابزار های تخصصی جراحی و از گروه پنست جراحی است که از آن ...
پنس بافت Tissue Forceps گرفتن و نگهداری بافت
پنس دندان دار Adson Forceps گرفتن پوست یا فاشیا
پنس، ابزار جراحی
قیچی یا مقراض آمده است که شوخی بیجا مقراض محبت است
قیچی مایو Mayo Scissors برش بافت های ضخیم یا بخیه ها
قیچی متزنبام Metzenbaum Scissors برش بافت نرم ظریف
قیچی جراحی Surgical Scissors برش بافت نرم
دسته تیغ Handle ( Scalpel Handle ) نگهدارنده تیغ جراحی
دسته تیغ Handle ( Scalpel Handle ) نگهدارنده تیغ جراحی
چاقوی جراحی Scalpel برش پوست و بافت ها تیغ شماره ۱۰ یا ۱۵ Blade No. 10 / No. 15 انواع تیغه برای برش های مختلف
هم ارزنه ، ترکیب هم ارز به اضافه پسوند نه، می تواند برای معادله استفاده شود. مثال : هم ارزنه دو مجهولی
هم ارز به معنای معادل است و در ریاضیات نیز کاربرد دارد. مانند هم ارزی جبری
برابر نمایی : ترکیب برابر و نمای که نمای به معنای نمایش یا صورت است، می تواند؛ مفهوم برابری دو عبارت را منتقل کند.
همارایی یا هم آرایی : از ریشه هم ( به معنای برابر ) و آرایی ( به معنای ترتیب یا نظم ) تشکیل شده و می تواند مفهوم برابری دو طرف را
تلویزیون television ( tv ) : یک سیستم یک طرفه ارتباطی الکتریکی برای پخش تصویر و فیلم و صدا از مسافت دور است. برابرهای فارسیِ واژه ی �تلویزیون� دیدد ...
تلویزیون television ( tv ) : یک سیستم یک طرفه ارتباطی الکتریکی برای پخش تصویر و فیلم و صدا از مسافت دور است. برابرهای فارسیِ واژه ی �تلویزیون� دیدد ...
تلویزیون television ( tv ) : یک سیستم یک طرفه ارتباطی الکتریکی برای پخش تصویر و فیلم و صدا از مسافت دور است. برابرهای فارسیِ واژه ی �تلویزیون� دیدد ...
تلویزیون دیددور، دیدن از دور یا دوربین نما، برابرهای فارسیِ واژه ی �تلویزیون� هستند. واژه ی Television از دو بخش یونانی و لاتینی ساخته شده است: [ T ...
تلویزیون دیددور، دیدن از دور یا دوربین نما، برابرهای فارسیِ واژه ی �تلویزیون� هستند. واژه ی Television از دو بخش یونانی و لاتینی ساخته شده است: [ T ...
تلویزیون دیددور یا دوربین نما، برابرهای فارسیِ واژه ی تلویزیون هستند. واژه ی Television از دو بخش یونانی و لاتینی ساخته شده است: [ Tele = دور Visio ...
برق که لغت عربی است و برابرهای آن ، یعنی واژگان زیر : آذر رو ، تیشان، شارنده ، روشن شار، نیرو روان و آذرمایه که این شش مورد در دیکشنری ابادیس وجود دا ...
راه آوا — راه به معنای مسیر اتصال و آوا. یک وازه شاعرانه و رسمی. برای جایگزینی تلفن و رادیو
پیام صوت ، توصیفی و مطلوب برای کاربردهای امروزی مثل پیام رسانی صوتی. و نیز جایگزین تلفن و رادیو