پیشنهادهای 𝕍ⅈ𝕧ⅈ𝕏 (٣,٧٨٦)
منزوی خجالتی کمرو، سربه زیر
کار یا تلاش که بر پایه استفاده از فکر و ذهن صورت میگیرد
چغندر گاوی a large coarse yellow - to reddish - orange beet grown chiefly as food for cattle
کسی که در اسطبل کار میکند
a large - wheeled rake drawn by a horse.
شکار خرگوش
قند حبه ای Sugar cube
بیضه خایه ( اسم ) آسیب زدن خسته کردن
کون گشاد تنبل
شروع کردن , آغاز کردن پرتاب کردن , با ضربه برداشتن ضربه آغاز را بزن , شروع کردن بازی شروع به ایجاد مشکل کردن , آشوب به پا کردن اخراج کردن , برکنار کر ...
a small opening through which an animal may pass ( as from a coop to an outdoor run )
a small opening through which an animal may pass ( as from a coop to an outdoor run )
a small opening through which an animal may pass ( as from a coop to an outdoor run )
نویسنده رمان و داستان های کوتاه مثل کارآگاه پوآرو و خانم مارپل
درمانگاه بیمارستان
فعالیت های گذشته کسی را بررسی کردن
به سختی چیزی را به دست آوردن
کلمه اسپانیایی به معنی خارج خارج از شهر دور از خانه کسی که در آمریکا زندگی میکند
گفتار افراد ساده و بی سواد که دارای دستور گرامری و واژگان محدود و ساده هست گفتار دسته و پا شکسته
تاثیری که به مرور زمان جذب میشود و اثر میگذارد
از نظر صفت Figurative Without passion or individuality مثال Hygienic smiles
شروع به اجرا کردن کار خود را شروع کردن
از انتقام فرار کردن
تحمیل کردن یک بار مسئولیت سنگین یا مشکل دشوار
به خاطر جنگ از پا افتاده
آرشه ساز کَمانه ساز
از هم جدا شدن تکه تکه شدن
سفیدشدن از ترس و اضطراب رنگ پریده شدن
کاملا داغون کردن به باد انتقاد گرفتن
ساده بدون الگو و طرح
فریاد زدن to surpass ( someone ) in shouting; shout louder than
چرم براق و صاف
کفش های گل میخ دار جهت رقص ضربه ای
به آرامی و با احتیاط
به آرامی وارد جایی شدن
به آرامی از جایی خارج شدن
عصبانیم کرد
عصبانیم کرد
Hesitate and show surprise and shock
Take the fight out of me میخواد با من دعوا کنه
برملا شدن یک دروغ ویا یک کار اشتباه
نگاه ( از کسی ) دزدیدن روی برگرداندن، نگاه از چیزی برکندن
نگاه ( از کسی ) دزدیدن روی برگرداندن، نگاه از چیزی برکندن
ناگهان به یادم افتاد. ناگهان متوجه شدم. ناگهان احساسی به من دست داد. ناگهان جرقه ای در ذهنم زد.
تجلیل کردن گرامی داشتن بزرگداشتن
غیر مرسوم
با ترتیب خاصی اتفاق افتادن تمام شدن , کاهش یافتن پیش رفتن , به پایان رسیدن تا پایان انجام دادن , بازی کردن تا پایان تمام کردن , مصرف کردن به تدریج ...
پدر تنی پدر واقعی ( در مقابل پدر خوانده )
در چنته