پیشنهادهای 𝕍ⅈ𝕧ⅈ𝕏 (٣,٨٠٥)
قصد داشتن
منظور داشتن
پرورشگاه، شیرخوارگاه
بهترین زمان برای تماشا تلویزیون
پخش برنامه رادیویی یا تلویزیونی Broadcast
سخت تلاش در مورد کاری یا چیزی
سخت تلاش در مورد کاری یا چیزی
چیزی/کسی را وادار به فرار کردن
The maximum payment authorized by law. if someone demands their pound of flesh, they make someone give them something that they owe them, although ...
دست کسی را رو کردن
سفر کردن و پرسه زدن با پا
حرکت یا چرخش ناگهانی و بی تعادل به یک سمت
کاملا طبیعی
Received" was shortened to R, which in the phonetic alphabet of the time was Roger . "Copy" originally meant that the message was received and writ ...
Received" was shortened to R, which in the phonetic alphabet of the time was Roger . "Copy" originally meant that the message was received and writ ...
برخورد کردن خوردن به زدن به تصادف کردن
گنه گنه سرده
پزشکی قانونی
هایدریش
حمله کردن یورش بردن به محلی با سرعت زیاد رفتن به محلی به صورت وحشیانه حرکت کردن و رفتن
منزوی خجالتی کمرو، سربه زیر
کار یا تلاش که بر پایه استفاده از فکر و ذهن صورت میگیرد
چغندر گاوی a large coarse yellow - to reddish - orange beet grown chiefly as food for cattle
کسی که در اسطبل کار میکند
a large - wheeled rake drawn by a horse.
شکار خرگوش
قند حبه ای Sugar cube
بیضه خایه ( اسم ) آسیب زدن خسته کردن
کون گشاد تنبل
شروع کردن , آغاز کردن پرتاب کردن , با ضربه برداشتن ضربه آغاز را بزن , شروع کردن بازی شروع به ایجاد مشکل کردن , آشوب به پا کردن اخراج کردن , برکنار کر ...
a small opening through which an animal may pass ( as from a coop to an outdoor run )
a small opening through which an animal may pass ( as from a coop to an outdoor run )
a small opening through which an animal may pass ( as from a coop to an outdoor run )
نویسنده رمان و داستان های کوتاه مثل کارآگاه پوآرو و خانم مارپل
درمانگاه بیمارستان
فعالیت های گذشته کسی را بررسی کردن
به سختی چیزی را به دست آوردن
کلمه اسپانیایی به معنی خارج خارج از شهر دور از خانه کسی که در آمریکا زندگی میکند
گفتار افراد ساده و بی سواد که دارای دستور گرامری و واژگان محدود و ساده هست گفتار دسته و پا شکسته
تاثیری که به مرور زمان جذب میشود و اثر میگذارد
از نظر صفت Figurative Without passion or individuality مثال Hygienic smiles
شروع به اجرا کردن کار خود را شروع کردن
از انتقام فرار کردن
تحمیل کردن یک بار مسئولیت سنگین یا مشکل دشوار
به خاطر جنگ از پا افتاده
آرشه ساز کَمانه ساز
از هم جدا شدن تکه تکه شدن
سفیدشدن از ترس و اضطراب رنگ پریده شدن
کاملا داغون کردن به باد انتقاد گرفتن