پیشنهاد‌های مهدی کشاورز (٤,٤٥٣)

بازدید
١٠,٦٦١
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انجامپذیر، شدنی، انجام شدنی، انجام دادنی، پیش بردنی؛ - دستگاهای اجرایی= دستگاه های انجامی، نهادهای انجامی، سازمان های انجامی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

- سود، [پرخاصیت= پرسود] - هنر، [آدم بی خاصیت= آدم بی هنر] - کارایی، [خواص این میوه= کارایی این میوه]

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پویش، جنبش، بسیج، کارزار

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چم ساخت، چمساخت

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چم شناسی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

به انجام رساندن، پیاده کردن، پیاده سازی کردن، هستی بخشیدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به انجام رساندن، پیاده کردن، پیاده سازی کردن، هستی بخشیدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به انجام رساندن، پیاده کردن، پیاده سازی کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انجام پذیر= عملی، به انجام رساندن، پیاده کردن= عملی کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به انجام رساندن، پیاده کردن، پیاده سازی کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جنبش، پویش، پویایی

پیشنهاد
٠

باشیابی کردن، باش یابی کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هست و نیست، باشندگی، باش یابی، باشیابی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روال زدگی، عرف زدگی روالگرایی، عرفگرایی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عرفی کردن، عرفگرا کردن، عرفزده کردن روالگرا کردن، روالزده کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روالگرا، عرف گرا

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روالگرا، عرف گرا

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روالگرایی، عرفگرایی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رَویه ای، رَویانه، رویه وار، رِوالی، روالانه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رَویه، روال

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیستانه= غیرحضوری، هستانه= حضوری

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هستانه= حضوری، نیستانه= غیر حضوری،

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ی نیستانه را می توان بجای واژه های ناپارسی [غیرحضوری، غیابی] بکارگیری کرد. هستانه= حضوری نیستانه= غیر حضوری، غیابی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی هستانه را می توان بجای واژه ی تازی [حضوری] بکار برد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیستانه؛ ( نیست - پسوند قیدساز انه )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

غایب= نامَده ( ناآمده ) ، حاضر= باشنده؛ برای دانش آموزان: هست بجای حاضر، نیست بجای غایب

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی نامَده را می توان بجای واژه ی تازی [غایب] بکار گرفت.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باشنده= حاضر، نامَده= غایب؛ [نامده=ناآمده، نیامده]؛ برای دانش آموزان: هست بجای حاضر نیست بجای غایب

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کهن نما: چیزی که دارای نما و رویه دیرینه و باستانی و کهن است بدون اینکه باستانی باشد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به خِنِسی یا کنسی افتادن یا به خنسی خوردن= به دردسر افتادن همراه با بی پول بودن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خِنِس شدن= - گره افتادن یا دشوار شدن یا پیچیده شدن کار، - کش پیدا کردن و به درازا کشیدن بی دستاورد کار

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به درازا کشیدن، کش پیدا کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی فرجام، بی دستاورد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خِنِس شدن، کش پیدا کردن و طولانی شدن کار

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نما؛ نمای گزارشی= وجه خبری/اخباری

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ریخت گزارشی: ریختی از کارواژه که نَهِش بیان شده در پاره گفتار را مانند نهشی رخدادی نشان می دهد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واچک گزارشی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در دستور زبان: واچَک[در پارسی میانه]

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزارشی؛ جمله اخباری/خبری= واچک گزارشی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزارشی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزارشی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واچک گزارشی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزارشی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
-١

- شُلانه - شل و ول وار، شل و ولانه - شرمسارانه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وادادگی= انفعال واداده= منفعل

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

منفعل= واداده، سست، شل و ول انفعال= وادادگی، سستی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی واداده را می توان بجای واژه ی تازی [منفعل] بکار برد.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این واژه نباید به ریخت [نادر خور ( =خورنده نادر ) ] نوشته شود بلکه نادَرخور ( نا درخور ) است که چَمَد ( معنی دهد، یعنی ) ناشایست، ناسزاوار، آنچه درخو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لرزاننده، لرزشگر، لرزانه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گُنده و ناهماهنگ، ناجور، ناسازگار، نادَرخور، بی اندام، ناساز هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست