نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
loan officer: مسئول وام، وام دهنده، کارمند دفتر و ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
loan office: دفتر وام، بنگاه/موسسۀ رهنی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
amount to: تبدیل شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drugged up: تحت مصرف شدید دارو بودن، داروی زیاد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
same ole same ole: همون همیشگی، همون حالت ثابت، مثل سا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
same ole same ole: همون همیشگی، همون حالت ثابت، مثل سا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
light up: شوق پیدا کردن، اشتیاق داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
plateau: در مفوهم انتزاعی یعنی: درجا زدن، ثب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be over it: دست کشیدن از چیزی، دل کندن از چیزی، ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take jabs at: 1 انتقاد کردن، گله کردن، نارضایتی ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
agree to disagree: تحمیل نکردن عقیده به دیگری، سازش کر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
defuse: آرام کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ergonomic: خوش ساخت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
knock yourself out: بسم الله. . . . یعنی شروع کن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fudgepacker: لفظی توهین آمیز برای تحقیر مردان هم ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fudgepacker: لفظی توهین آمیز برای تحقیر مردان هم ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scenic route: مسیر خوش منظره، جاده ی زیبا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
self preception: درک از خود، خود آگاهی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
self preception: درک از خود، خود آگاهی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
actionable: قابل انجام
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drive into the ground: شیره ی چیزی/کسی را کشیدن، کاری را ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drive into the ground: شیره ی چیزی/کسی را کشیدن، کاری را ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
flip on: روشن کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
here it goes: 1 ) اینجوریه، اینطوری می شه، از این ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
here it goes: 1 ) اینجوریه، اینطوری می شه، از این ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cramped up: گرفته، کش آمده، منقبض شده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cramped up: گرفته، کش آمده، منقبض شده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
supply run: دویدن برای رساندن چیزی ضروری به کسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
supply run: دویدن برای رساندن چیزی ضروری به کسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
heartbreaking: جانسوز
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rise to the occasion: تا تنور داغ است، چسباندن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
good enough: تا حدی خوب است. تا حدودی خوب است
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bottomless: اگر برای کیف و کیسه و محفظه نگه دار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pick one's battles: خود را درگیر مسائل جزئی نکردن، وارد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pick one's battles: خود را درگیر مسائل جزئی نکردن، وارد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ultra achieving: ابر موفق، فوق موفق، ورا کامیاب
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ultra achieving: ابر موفق، فوق موفق، ورا کامیاب
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call someone over: کسی را به جایی فراخواندن، صدازدن کس ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call someone over: کسی را به جایی فراخواندن، صدازدن کس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stick–to–itiveness: عزم راسخ، پایبندی، پایبند بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stick–to–itiveness: عزم راسخ، پایبندی، پایبند بودن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk smack: نیش و کنایه زدن، متلک انداختن، با ز ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go to person: آدم آچار فرانسه، کار راه انداز، مشک ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give a pin: اهمیت دادن، مهم بودن، ارزش قائل شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it’s about time: جمله ای است که معمولا برای نشان داد ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
self health: خود بهبودی، خود سلامتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
self health: خود بهبودی، خود سلامتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bankrupt: درب و داغان در مفاهیم روحی و عاطفی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
courting: دلبری کردن، دلبستگی ایجاد کردن، ال ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on the same page: یک جور فکر کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
boss babe: خانوم رئیس، زن موفقی که با وقار و ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
boss babe: خانوم رئیس، زن موفقی که با وقار و ا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pack and play: تخت و پارک کودک وسیله ای شبیه گهوار ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pack and play: تخت و پارک کودک وسیله ای شبیه گهوار ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
quotas: پورسانت، پاداش فردی، سهم دادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
game plan: راهبرد مدیریتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lifestyle: به جز سبک زندگی این معنی ها را هم م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
self esteem: دوستانی که فرمودن خود ارزشی برای ای ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
self esteem: خود ارجمندی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
استاد: در این که این واژه پارسیه هیچ شکی ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pansy: نازک نارنجی، نُنُر، بچه ننه، سوسول
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
my man: یه چی مثل داداش خودم رفیق خودمی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
too much of a good thing: یعنی با پدیده ای روبرو هستیم که به ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get the picture: دیگه تا تهش برو فقط این رو بدون که
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strong: راسخ
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stronger: راسخ تر، توانمند تر، پرزورتر دوستا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
little ways: تا حد کمی، خیلی کم، اندکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
little ways: تا حد کمی، خیلی کم، اندکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come to pass: به حقیقت پیوستن. رنگ و بوی واقعیت گ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have the time of one's life: کیفِ دنیا را کردن، خر کیف شدن، کیفو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
breakthrough: پدیده، تازه شناخته شده، کشف شده
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have down: مهارت داشتن در چیزی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have down: مهارت داشتن در چیزی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nerd: بچۀ درسخوان و نابغه ولی کسی که در ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
respond: اجابت کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
holy crap: یا پیغمبر! یا جدِ میرزا!
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
for all we know: تنها چیزی که ما می دونیم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pour oneself into someone: خود را وقف دیگری کردن خود را درگیر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spa: رامشگاه ( جای آرامش )
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
liquid saving: پس انداز آب کردنی، پس انداز جاری پس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drivers ed: تمرین رانندگی برای نوجوانان آماده ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sane: سرحال
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sniffly nose: آبریزش بینی بالاکشیدنِ دماغ دماغی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with a full heart: با رضایت کامل، بی ریا، بدون تردید، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
with a full heart: با رضایت کامل، بی ریا، بدون تردید، ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
respondent: در حقوق، خوانده یا متهم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pant leg: ساق شلوار
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
made guy: عنوان غیررسمی برای اشاره به اعضای م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tough shit: این اصطلاح در واقع یه جور کنایه هست ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your tax dollars at work: گونه ای کنایه است مربوط به زمانی اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my tax dollars at work: گونه ای کنایه است مربوط به زمانی اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
watch my six: اصطلاح مربوط به نظامیان به معنای حو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
another toothpick: یه مرگ دیگه یک بلای دیگر یک مصیبت د ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grand theft auto: این عبارت، عنوان یه جرم هست در ایال ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
public masturbation: عنوان جرمی در ایالات متحده امریکا ف ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
angel lust: نعوظ پس از مرگ معمولا در افرداد مُر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
death erection: نعوظ پس از مرگ معمولا در افرداد مُر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
decompensate: تعادل را بر هم زدن به عقب برگشتن جب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
social call: دیدار ملاقات دیدن کردن تماس گرفتن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chain of custody: سلسله مراتب بازداشت ( حقوق ) در م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
epiglottic: مربوط به اپی گلوت ایجاد شده توسط اپ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pack fudge: رابطه آنال داشتن بیشتر به روابط مر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dubbing: اسمشو گذاشتیم چاقالو
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
fraught: فرار کردن از کشور، خیلی خطرناک بود
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
advise: خواهرش او را از رانندگی در کولاک بر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
undeterred: علی رغمِ شکستهای اولیه اش، تصمیم دا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
decently: برای رفتن به مصاحبه، باید لباس درخو ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
take: مرد، بسته ای که زن حمل می کرد را از ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take: اون مرده کیفِ منو زد!
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
in short: اون موقع هنوز شلوارک پام بود
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
barracks: افراد را بعنوانِ تنبیه، در پادگان ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
barracks: سربازانِ ذیربط را در سربازخانه/پادگ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
lawsuit: دادخواستی/دعوایی/شکایتی بر علیهِ ای ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
secured: پیروزی، قرار نبود به این سادگی ها ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
period: سال و ماه و هفته, زمانهایی هستند که ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
testify: امروز قرار است ده شاهد در دادگاه شه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
chance: دوست دارم یه فرصتی پیش بیاد برم مسا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
internalize: اقلیت ها معمولا ارزشهای جامعه ی غال ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
blitz: مردم زیادی در بمباران لندن جان خود ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
resuscitation: به او تنفس دهان به دهان داده شد
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
resuscitation: عملیات احیاء رو بلافاصله, با تنفس د ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
instead: من علاقه ای به کوهستان ندارم، به جا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
sodomy: رابطه جنسی و همجنس گرایی با پسران ز ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
even though: همیشه به ندای قلبت گوش کن، درسته که ...
١ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
azerbaijan: آرتساخِ/قره باغِ - کوهستانی ( ارمنی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین ترجمه

-
دیکشنری
-
١ سال پیش
نوع مدال

پاسخ با حداقل ٥ رای

-
بپرس
-
معنی تحت اللفظی اش میشه شمول سیاسی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
expose: گزارشی/صدایی/فیلمی که چیزی را علنی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take credit for: نفع بُردن، سود کردن، استفاده ی چیزی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
profusely: به شدت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
profusely: به شدت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
take great pains to: سخت تلاش کردن، جدیت به خرج دادن و ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take great pains to: سخت تلاش کردن، جدیت به خرج دادن و ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
damning: شوم، نحس، بد، جهنمی، لعین
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
damning: شوم، نحس، بد، جهنمی، لعین
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
between: در
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
troubled: ترسیده، آشفته
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
haunted: ترسیده، نگران، آشفته
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pulverize: آش و لاش کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
law enforcement: مأمور ( ان ) قانون، نیروی اجرای قان ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
discrepancy: تعارض، تضاد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
storage room: انباری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
storage room: انباری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
law enforcement: ضابط قضایی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
compromised: معیوب، مشکل دار
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
batch: بخش، تعداد، گروه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
debriefing: توجیه کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a few instances: در کمترین حالت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
in all likelihood: احتمالا
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
criminally: مجرمانه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
solid: موثق
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
blotter: ثبت کردن، سابقه زدن، وقعه نوشتن ( ع ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
issue: تحویل دادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
otherwise: یا مثلا
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
passing out: تحویل دادن، منتقل کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
start: درست کردن، ایجاد کردن، به وجود آورد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
heretofore: سابق بر این، تا آن زمان
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
key measurement: بررسی دقیق، اندازه گیری اساسی و راه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
measurement: بررسی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
none of this: هیچ یک از اینها
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
adding to: افزون بر، علاوه بر
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tampered: انگولک شده، تغییر داده شده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tamper: انگولک کردن، تغییر دادن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
absolutely: ابدا، اصلا ( در معنای منفی )
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
damningly: به طرز بدی، به طرز نحسی، به طرز شوم ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
more damningly: از آن هم بدتر، از آن هم شوم تر و نح ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
shorten: کم کردن، سانسور کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
visual evidence: مدارک بصری، شواهد دیداری، ( مدارکی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
collection: مجموعه ی گردآوری شده، ستِ جمع شده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
develop: ظاهر کردن و چاپ عکس
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
developed: چاپ شده، ظاهر شده ( عکاسی )
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
claimed: مورد ادعا، خواسته شده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
through: به طرفِ، به سمتِ، به جهتِ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
emptied: خالی شده/کرده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
emptied: خالی شده/کرده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
on their own: به خودیِ خود
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
photographic: تصویری، مربوط به عکاسی و تصویر بردا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
photographic: تصویری، مربوط به عکاسی و تصویر بردا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
actively: با تلاش زیاد، بصورتی جدی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
infuriated: عصبانی، خشمگین، ناراحت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
infuriated: عصبانی، خشمگین، ناراحت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dropdown: به زمین انداختن، ( کُشتن )
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
admitted: پذیرفته شده، تأیید شده، قطعی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
endangerment: به خطر انداختن، تحت ریسک قرار دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reckless endangerment: به خطرانداختنِ بی ملاحظه، نسنجیده ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
frame: محدود کردن، گرفتار کردن، گیر انداخت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
contend with: روبرو شدن، مقابله کردن، به مقابله ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
contend with: روبرو شدن، مقابله کردن، به مقابله ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
alarming: دلهره آور، مایه دلهره
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unnerved: عصبی، ناراحت، عصبانی، ترسیده و مرعو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unnerved: عصبی، ناراحت، عصبانی، ترسیده و مرعو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sight: تیررس، معرض
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
professionalism: حرفه ای گری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
subjected to: هدف چیزی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
painfully: شدید، زیاد، سخت، دردناک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
come out swinging: واکنش نشان دادن، به کسی توپیدن، مقا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come out swinging: واکنش نشان دادن، به کسی توپیدن، مقا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sort out: تعیین کردن، معلوم کردن، مشخص کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
civilly: مدنی، در ارتباط با حقوق مدنی، چیزی ...
١ سال پیش