ترجمههای لیلا ( مترجم) (٦٥)
٤٥٦
٢ سال پیش
The money his father left gives him a perpetual income.
٠
او از پول ارث پدرش درآمد دائمی دارد.
٢ سال پیش
These woods are part of the grounds of the estate.
٠
این جنگل بخشی از زمینهای دولتی است.
٢ سال پیش
It sounds like a good idea, but think of all the complicated negotiating it would entail.
٢
فکر خوبی است، اما به همه ی بحثهای پیچیده ی بعد از آن فکر کنید.
٢ سال پیش
Running a political campaign entails hard work.
٠
برای اجرای یک کارزار انتخاباتی باید سخت کوشید.
٢ سال پیش
From the air, we could see the swath of destruction left behind by the tornado.
٠
ما می توانستیم رد تخریب زمین بر اثر طوفان را از آسمان ببینیم.
٢ سال پیش
The cabin is inaccessible except by boat.
٠
دسترسی به کلبه فقط با قایق ممکن است.
٢ سال پیش
Her father scrunched his nose.
١
پدر او دماغش را فشرد. - - ( فشرده کردن دماغ یکی از حالات صورت و یکی از رفتارهای انسان مثلا برای نشان دادن تنفر است. )
٢ سال پیش
I scrunched up the letter and threw it in the bin.
٠
نامه را مچاله کرده و در سطل زباله انداختم.
٢ سال پیش
We looked to our right and saw a stretch of the rice fields.
٠
به سمت راست که نگاه کردیم چند تا شالیزار دیدیم.
٢