برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

tinabailari

Watch out, I defeat the pain✨👽💥

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

451 🐬🐬 دلفین ١٣٩٨/١٢/٢٩
|

452 وال ، نهنگ 🐋🐋 ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

453 🐊🐊 کروکدیل ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

454 🦈🦈 کوسه ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

455 🐅🐅 ببر ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

456 🐆🐆 یوزپلنگ ، پلنگ ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

457 🦓🦓 گورخر ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

458 هیجان زده
I'm so excited that we're going to New York
خیلی هیجان زده ام که داریم به نیویورک می ریم
هنر 94 ، زبان 94 ، انسانی 90 ، تجربی 88 و ...
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

459 🦍🦍 گوریل ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

460 هیجان انگیز ، پر هیجان
I've got some very exciting news for you
برات چند تا خبر خیلی هیجان انگیز دارم 🦛🦛
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

461 ارزیابی کردن ، برآورد کردن 🐪🐪
you should be able to evaluate your own work
شما باید بتوانید کار خودتان را ارزیابی کنید
انسانی 94 ، تجربی 9 ...
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

462 🦏🦏 کرگدن ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

463 پایان ، آخر ، هدف 🐫🐫
we're going on holiday at the end of this month
ما آخر این ماه به تعطیلات می رویم
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

464 بی احساس ، بی روح
an emotionless voice
صدایی بی روح 🦒
ریاضی 91 ، زبان 86
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

465 🦘🦘 کانگورو ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

466 حس ، احساس 🐃🐃
as a nurse I learned to control my emotions
من به عنوان پرستار یاد گرفتم احساساتم رو کنترل کنم
ریاضی 89 ، زبان 88 ، هنر 86
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

467 🐂🐂 گاو نر ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

468 🐎🐎 اسب مسابقه ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

469 مزاحم شدن ، نگران و آشفته کردن
please don't disturb Sarah she's trying to do her homework
لطفا مزاحم سارا نشو ، اون داره تلاش می کنه مشق هاشو ا ...
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

470 مستقیم ، راست
the weather had a direct effect on our plans
آب و هوا تاثیر مستقیمی روی برنامه های ما داشت 🦙
زبان 95 ، ریاضی 94 ، انسانی 91
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

471 🐐🐐 بز ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

472 مختلف ، متفاوت
American English is very different from British English
انگلیسی آمریکایی با انگلیسی بریتانیایی خیلی متفاوت است 🐕
انسانی 93 ...
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

473 🦌🦌 آهو ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

474 🐈🐈 گربه 🐈🐈 ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

475 🐩🐩 سگ پشمالو ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

476 🐓🐓 خروس 🐓🐓 ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

477 🦚🦚 طاووس ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

478 کم شدن ، کاهش یافتن
the number of new students decreased from 210 to 160 this year
امسال تعداد دانشجویان جدید از 210 به 160 کاهش یافت
تجربی ...
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

479 🦃🦃 بوقلمون 🦃🦃 ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

480 مرگ ، فوت 🦜🦜
she worked at the newspaper until her death at age 74
او تا زمان مرگش در 74 سالگی در روزنامه کار می کرد
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

481 [دانشگاه و غیره ] دوره ، کلاس
I'd like to take a writing course next year
دوست دارم سال بعد کلاس نگارش بردارم 🦢
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

482 نوشتن ( از روی چیزی ) ١٣٩٨/١٢/٢٨
|

483 گفت و گو ، مکالمه 🕊🕊🕊
she had a long telephone conversation with her mother
اون با مادرش یک مکالمه ی تلفنی طولانی داشت
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

484 تماس ، ارتباط ، تماس برقرار کردن با
the children lost their contact with their families
بچه ها تماسشون رو با خانواده هاشون از دست دادن 🐇
ری ...
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

485 اعتماد به نفس ، اعتماد ، اطمینان 🦝🦝
I have complete confidence in her
من به او اطمینان کامل دارم
تجربی 95 ، زبان 93 و...
١٣٩٨/١٢/٢٨
|

486 حق مالک ١٣٩٨/١٢/٢٧
|

487 رهایی جستن ، رهایی دادن ، رهاییدن 🦡🦡 ١٣٩٨/١٢/٢٧
|

488 جمعِ اسطوره ، افسانه ها و داستان های خدایان و پهلوانان ملل قدیم 🐁🐁 ١٣٩٨/١٢/٢٧
|

489 شرمنده شدن ، خجلت زده شدن 🐀🐀 ١٣٩٨/١٢/٢٧
|

490 در شکل و هیئت اژدها ، دارای نقش اژدها ، همچون اژدها هول انگیز و ترسناک 🐿🐿 ١٣٩٨/١٢/٢٧
|

491 ماده ای مخدّر که از شاه دانه به دست می آید 🦔🦔 ١٣٩٨/١٢/٢٧
|

492 جمعِ ورد ، دعا ها ، ورد ها 🐾🐾 ١٣٩٨/١٢/٢٧
|

493 لُنگ ١٣٩٨/١٢/٢٧
|

494 امیر امیران ، فرمانده کل سپاه ١٣٩٨/١٢/٢٧
|

495 بی رقیب ١٣٩٨/١٢/٢٧
|

496 چیره زبانی ، زبان آوری ، بلیغ شدن 🐉🐉 ١٣٩٨/١٢/٢٧
|

497 امواج فوق صوت ، امواجی که فرکانس آن ها بالاتر از 20000 هرتس است و شنیده نمی شود 🐲🐲 ١٣٩٨/١٢/٢٧
|

498 دعا ها ١٣٩٨/١٢/٢٧
|

499 پشت کردن ، بدبختی 🎄🎄 ١٣٩٨/١٢/٢٧
|

500 بزرگ زاده ، محتشم 🌵🌵 ١٣٩٨/١٢/٢٧
|