پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٧,٩٧٦)
nursing history شرح حال پرستاری ( ا ) : سابقه ای کتبی که داده هایی را برای ارزیابی نیازهای مراقبت پرستاری از یک بیمار ارائه می دهد. nɜːsiŋ ˈhɪs. tər ...
nursing goal هدف پرستاری ) h ( : مقصود و منظوری که پرستار امیدوار است از طریق مداخلات و فعالیت های پرستاری مرتبط با وضعیت سلامت، نیازها و توانایی ها ...
nursing goal هدف پرستاری ) h ( : مقصود و منظوری که پرستار امیدوار است از طریق مداخلات و فعالیت های پرستاری مرتبط با وضعیت سلامت، نیازها و توانایی ها ...
nursing care plan ( NCP ) طرح مراقبت پرستاری ( ا ) : طرحی که توسط یک پرستار و بر اساس ارزیابی و تشخیص پرستاری برای یک بیمار تدوین می شود. این طرح دا ...
nursing care plan ( NCP ) طرح مراقبت پرستاری ( ا ) : طرحی که توسط یک پرستار و بر اساس ارزیابی و تشخیص پرستاری برای یک بیمار تدوین می شود. این طرح دا ...
nursing care plan ( NCP ) طرح مراقبت پرستاری ( ا ) : طرحی که توسط یک پرستار و بر اساس ارزیابی و تشخیص پرستاری برای یک بیمار تدوین می شود. این طرح دا ...
auxiliary nurse کمک پرستار ( ا ) : فردی که برای انجام بسیاری از وظایف و مسئولیت های پرستاران ( از جمله تجویز دارو ) آموزش دیده اند تا پرستاران بتوانن ...
auxiliary nurse کمک پرستار ( ا ) : فردی که برای انجام بسیاری از وظایف و مسئولیت های پرستاران ( از جمله تجویز دارو ) آموزش دیده اند تا پرستاران بتوانن ...
auxiliary nurse
nursing assessment� ارزیابی پرستاری ( ا ) : جمع آوری و تجزیه و تحلیل سیستماتیک داده های مربوط به وضعیت سلامت، توانایی ها و ترجیحات فرد بیمار جهت مراق ...
nursing assessment� ارزیابی پرستاری ( ا ) : جمع آوری و تجزیه و تحلیل سیستماتیک داده های مربوط به وضعیت سلامت، توانایی ها و ترجیحات فرد بیمار جهت مراق ...
nurse consultant مشاور پرستار ) h ( : یک پرستار متخصص باتجربه که تا سطح کارشناسی ارشد تحصیل کرده و دارای مهارت های پیشرفته در یک حوزه بالینی ( مانند ...
nurse consultant مشاور پرستار ) h ( : یک پرستار متخصص باتجربه که تا سطح کارشناسی ارشد تحصیل کرده و دارای مهارت های پیشرفته در یک حوزه بالینی ( مانند ...
numbers needed to treat ( NNT ) تعداد مورد نیاز برای درمان ( ا ) : معیاری برای اهمیت بالینی در پزشکی و داروشناسی که از آن برای تصمیم گیری بین گزینه ...
numbers needed to treat ( NNT ) تعداد مورد نیاز برای درمان ( ا ) : معیاری برای اهمیت بالینی در پزشکی و داروشناسی که از آن برای تصمیم گیری بین گزینه ...
nonshivering thermogenesis گرمازایی بدون لرزش ) h ( : استفاده از بافت چربی قهوه ای توسط نوزاد برای تولید گرما در مواقع استرس. چربی قهوه ای در میان س ...
nonshivering thermogenesis گرمازایی بدون لرزش ) h ( : استفاده از بافت چربی قهوه ای توسط نوزاد برای تولید گرما در مواقع استرس. چربی قهوه ای در میان س ...
nonshivering thermogenesis گرمازایی بدون لرزش ) h ( : استفاده از بافت چربی قهوه ای توسط نوزاد برای تولید گرما در مواقع استرس. چربی قهوه ای در میان س ...
nonexperimental research design طرح تحقیقاتی غیرتجربی ( ا ) : طرحی پژوهشی که در آن، محقق پدیده ای را بدون دستکاری متغیر ( های ) مستقل مشاهده می کند. ...
nonexperimental research design طرح تحقیقاتی غیرتجربی ( ا ) : طرحی پژوهشی که در آن، محقق پدیده ای را بدون دستکاری متغیر ( های ) مستقل مشاهده می کند. ...
nomogram احتمال نگاره/ ناشناس نگاره ( ا ) : نموداری با چندین مقیاس که به گونه ای مرتب شده اند که خط کش قرار گرفته بر روی نمودار، مقیاس ها را در مقاد ...
nomogram احتمال نگاره/ ناشناس نگاره ( ا ) : نموداری با چندین مقیاس که به گونه ای مرتب شده اند که خط کش قرار گرفته بر روی نمودار، مقیاس ها را در مقاد ...
nomogram احتمال نگاره/ ناشناس نگاره ( ا ) : نموداری با چندین مقیاس که به گونه ای مرتب شده اند که خط کش قرار گرفته بر روی نمودار، مقیاس ها را در مقاد ...
nitrates
nipple shield حفاظ نوک پستان ( ا ) : محافظی مجهز به سرپستانک لاستیکی که در مواقعی که نوک پستان مادر شیرده دردناک است یا به اندازه کافی کشسان نیست، رو ...
nipple shield حفاظ نوک پستان ( ا ) : محافظی مجهز به سرپستانک لاستیکی که در مواقعی که نوک پستان مادر شیرده دردناک است یا به اندازه کافی کشسان نیست، رو ...
depressed nipple نوک پستان فرورفته ( اسم ) : نوک پستانی که بیرون نزده است. dɪˈprest 'nipəl
depressed nipple نوک پستان فرورفته ( اسم ) : نوک پستانی که بیرون نزده است. dɪˈprest 'nipəl
accessory nipple نوک پستان فرعی ( اسم ) : نوک پستان ناقص در هر جایی از خط بین پستان تا کشاله ران əkˈses. ər. i 'nipəl
accessory nipple نوک پستان فرعی ( اسم ) : نوک پستان ناقص در هر جایی از خط بین پستان تا کشاله ران əkˈses. ər. i 'nipəl
neurotropic viruses ویروس های عصب گرا ( ا. ج ) : ویروس هایی ( مثل هاری و فلج اطفال ) که به طور خاص به سیستم عصبی حمله می کنند. njʊərəʊ'trɒpik ˈvaɪə ...
neurotropic viruses ویروس های عصب گرا ( ا. ج ) : ویروس هایی ( مثل هاری و فلج اطفال ) که به طور خاص به سیستم عصبی حمله می کنند. njʊərəʊ'trɒpik ˈvaɪə ...
ischemic neuropathy عصب رنجوری کم خونرسانی ( اسم ) : نوروپاتی در اثر کمبود خونرسانی ایجاد می شود. ɪˈskiː. mɪk njʊərˈɒp. ə. θi
ischemic neuropathy عصب رنجوری کم خونرسانی ( اسم ) : نوروپاتی در اثر کمبود خونرسانی ایجاد می شود. ɪˈskiː. mɪk njʊərˈɒp. ə. θi
ischemic neuropathy عصب رنجوری کم خونرسانی ( اسم ) : نوروپاتی در اثر کمبود خونرسانی ایجاد می شود. ɪˈskiː. mɪk njʊərˈɒp. ə. θi
neuroparalysis فلج عصبی ( ا ) : فلج ناشی از بیماری یک عصب یا اعصاب njʊərə ( ʊ ) pəˈralᵻsɪs
neuroparalysis فلج عصبی ( ا ) : فلج ناشی از بیماری یک عصب یا اعصاب njʊərə ( ʊ ) pəˈralᵻsɪs
neurodevelopmental therapy ( NDT ) درمان عصبی رشدی ( ا ) : رویکردی برای توانبخشی بیماران مبتلا به مشکلات عصبی مبتنی بر یافته های پژوهشی فعلی در زمین ...
neurodevelopmental therapy ( NDT ) درمان عصبی رشدی ( ا ) : رویکردی برای توانبخشی بیماران مبتلا به مشکلات عصبی مبتنی بر یافته های پژوهشی فعلی در زمین ...
traumatic neuritis عصب آماس ضربه ای ( اسم ) : التهاب عصبی که در اثر آسیب به عصب ایجاد می شود. trɔːˈm�t. ɪk 'njʊ'raitis
traumatic neuritis عصب آماس ضربه ای ( اسم ) : التهاب عصبی که در اثر آسیب به عصب ایجاد می شود. trɔːˈm�t. ɪk 'njʊ'raitis
traumatic neuritis عصب آماس ضربه ای ( اسم ) : التهاب عصبی که در اثر آسیب به عصب ایجاد می شود. trɔːˈm�t. ɪk 'njʊ'raitis
sciatica =
peripheral neuritis عصب آماس محیطی ( اسم ) : التهابی که انتهای اعصاب را درگیر می کند. pəˈrɪf. ər. əl 'njʊ'raitis
peripheral neuritis عصب آماس محیطی ( اسم ) : التهابی که انتهای اعصاب را درگیر می کند. pəˈrɪf. ər. əl 'njʊ'raitis
peripheral neuritis عصب آماس محیطی ( اسم ) : التهابی که انتهای اعصاب را درگیر می کند. pəˈrɪf. ər. əl 'njʊ'raitis
alcoholic neuritis nutritional neuritis ˌ�l. kəˈhɒl. ɪk 'njʊ'raitis nutritional neuritis عصب آماس تغذیه ای یا الکلی ( اسم ) : التهاب عصبی که ممکن اس ...
alcoholic neuritis nutritional neuritis ˌ�l. kəˈhɒl. ɪk 'njʊ'raitis nutritional neuritis عصب آماس تغذیه ای یا الکلی ( اسم ) : التهاب عصبی که ممکن اس ...
alcoholic neuritis nutritional neuritis ˌ�l. kəˈhɒl. ɪk 'njʊ'raitis nutritional neuritis عصب آماس تغذیه ای یا الکلی ( اسم ) : التهاب عصبی که ممکن اس ...
alcoholic neuritis nutritional neuritis ˌ�l. kəˈhɒl. ɪk 'njʊ'raitis nutritional neuritis عصب آماس تغذیه ای یا الکلی ( اسم ) : التهاب عصبی که ممکن اس ...