پیشنهادهای محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٧,٩٧٦)
granular kidney کلیه ریزدانه ای ( ا ) : کلیه کوچک فیبروز شده ناشی از التهاب مزمن ˈɡr�n. jə. lə 'kidni
= kick chart
kick chart نمودار لگد یا حرکات جنین ( ا ) : روشی برای ارزیابی جنین که توسط مادر انجام می شود. تعداد لگدها یا حرکات احساس شده در طول روز، شمرده و ثبت ...
kick chart نمودار لگد یا حرکات جنین ( ا ) : روشی برای ارزیابی جنین که توسط مادر انجام می شود. تعداد لگدها یا حرکات احساس شده در طول روز، شمرده و ثبت ...
key worker مددکار کلیدی ( ا ) : شخصی ( معمولاً مددکار اجتماعی ) که به عنوان هماهنگ کننده ی اقداماتی که چندین نفر در مراقبت از یک فرد یا خانواده مشار ...
key worker مددکار کلیدی ( ا ) : شخصی ( معمولاً مددکار اجتماعی ) که به عنوان هماهنگ کننده ی اقداماتی که چندین نفر در مراقبت از یک فرد یا خانواده مشار ...
striate keratitis قرنیه آماس مخطط ( اسم ) : التهابی که به صورت خطوطی به دلیل چین خوردگی قرنیه پس از آسیب یا عمل جراحی ( به ویژه جراحی آب مروارید ) ظ ...
striate keratitis قرنیه آماس مخطط ( اسم ) : التهابی که به صورت خطوطی به دلیل چین خوردگی قرنیه پس از آسیب یا عمل جراحی ( به ویژه جراحی آب مروارید ) ظ ...
striate keratitis قرنیه آماس مخطط ( اسم ) : التهابی که به صورت خطوطی به دلیل چین خوردگی قرنیه پس از آسیب یا عمل جراحی ( به ویژه جراحی آب مروارید ) ظ ...
keratic precipitates رسوبات قرنیه ای ( ا. ج ) : ترشحات التهابی چسبیده به پشت قرنیه که نشانه ای از التهاب عنبیه و جسم مژگانی است. kə'r�tik prɪˈsɪp. ...
keratic precipitates رسوبات قرنیه ای ( ا. ج ) : ترشحات التهابی چسبیده به پشت قرنیه که نشانه ای از التهاب عنبیه و جسم مژگانی است. kə'r�tik prɪˈsɪp. ...
juxtaglomerular cells یاخته های کنار کلافکی ( ا. ج ) : سلول های تخصصی موجود در کلیه که به نظر می رسد نقش مهمی در کنترل ترشح آلدوسترون دارند. dʒʌks ...
juxtaglomerular cells یاخته های کنار کلافکی ( ا. ج ) : سلول های تخصصی موجود در کلیه که به نظر می رسد نقش مهمی در کنترل ترشح آلدوسترون دارند. dʒʌks ...
juvenile chronic arthritis مفصل آماس مزمن نوجوانان ( ا ) : نوعی نادر از آرتریت التهابی که کودکان ( اغلب دختران ) بین سنین ۲ تا ۴ سال و یا افراد در د ...
juvenile chronic arthritis مفصل آماس مزمن نوجوانان ( ا ) : نوعی نادر از آرتریت التهابی که کودکان ( اغلب دختران ) بین سنین ۲ تا ۴ سال و یا افراد در د ...
juvenile chronic arthritis مفصل آماس مزمن نوجوانان ( ا ) : نوعی نادر از آرتریت التهابی که کودکان ( اغلب دختران ) بین سنین ۲ تا ۴ سال و یا افراد در د ...
Jungian theory نظریه یونگی: این مفهوم که ایده های خاصی از تجربیات گذشته در ناخودآگاه وجود داشته و توسط نحوه نگرش فرد به جهان کنترل می شوند. یونگ این ...
Jungian theory نظریه یونگی: این مفهوم که ایده های خاصی از تجربیات گذشته در ناخودآگاه وجود داشته و توسط نحوه نگرش فرد به جهان کنترل می شوند. یونگ این ...
بررسی قضایی ( ا ) : فرآیندی قانونی که از طریق آن، افراد یا سازمان ها می توانند تصمیمات دولت یا نهادهای عمومی را به چالش بکشند. هر فرد یا سازمانی که ع ...
jogger’s nipple نوک پستان دونده ها ( ا ) : زخم شدگی نوک پستان ها ناشی از اصطکاک لباس با آنها که در دوندگان و ورزشکاران رخ می دهد. پیشگیری از آن با ا ...
jogger’s nipple نوک پستان دونده ها ( ا ) : زخم شدگی نوک پستان ها ناشی از اصطکاک لباس با آنها که در دوندگان و ورزشکاران رخ می دهد. پیشگیری از آن با ا ...
jogger’s heel پاشنه دونده ها ( ا ) : یک وضعیت دردناک پاشنه پا که در اثر برخورد مکرر پاشنه پا به زمین یا سطح جاده به هنگام دویدن یا پیاده روی سرعتی ا ...
jogger’s heel پاشنه دونده ها ( ا ) : یک وضعیت دردناک پاشنه پا که در اثر برخورد مکرر پاشنه پا به زمین یا سطح جاده به هنگام دویدن یا پیاده روی سرعتی ا ...
itch mite کرمک خارشک ( ا ) : عامل بیماری گال ɪtʃ maɪt
itch mite کرمک خارشک ( ا ) : عامل بیماری گال ɪtʃ maɪt
myocardial ischemia کم خونرسانی عضله قلبی ( ا ) : ایسکمی عضلات قلب که باعث آنژین صدری می شود. ˌmaɪ. əʊˈkɑː. di. əl ɪˈskiː. miə
myocardial ischemia کم خونرسانی عضله قلبی ( ا ) : ایسکمی عضلات قلب که باعث آنژین صدری می شود. ˌmaɪ. əʊˈkɑː. di. əl ɪˈskiː. miə
myocardial ischemia کم خونرسانی عضله قلبی ( ا ) : ایسکمی عضلات قلب که باعث آنژین صدری می شود. ˌmaɪ. əʊˈkɑː. di. əl ɪˈskiː. miə
invasiveness تهاجم ( اسم ) : ۱. توانایی میکروارگانیسم ها برای ورود به بدن و گسترش در بافت ها؛ ۲. توانایی تراوش به بافت اطراف و تخریب فعال آن ( از وی ...
intrauterine life زندگی داخل رحمی ( ا ) : رشد و نمو جنین در داخل رحم intrə'ju:tərain laɪf
intrauterine life زندگی داخل رحمی ( ا ) : رشد و نمو جنین در داخل رحم intrə'ju:tərain laɪf
inhalation anesthesia=
intraosseous infusion چکانش داخل استخوانی ( ا ) : فرآیند رساندن مایع به داخل حفره باریک استخوان در شرایط تهدیدکننده حیات intrə'ɒsiəs ɪnˈfjuː. ʒən
intraosseous infusion چکانش داخل استخوانی ( ا ) : فرآیند رساندن مایع به داخل حفره باریک استخوان در شرایط تهدیدکننده حیات intrə'ɒsiəs ɪnˈfjuː. ʒən
intramedullary nail میخ داخل استخوانی ( ا ) : پین فلزی که برای تثبیت داخلی شکستگی ها استفاده می شود. intrəme'dʌləri neɪl
intramedullary nail میخ داخل استخوانی ( ا ) : پین فلزی که برای تثبیت داخلی شکستگی ها استفاده می شود. intrəme'dʌləri neɪl
intralobular veins وریدهای درون لپکی ( ا ) : وریدهایی که خون را از داخل لوبول های کبد جمع می کنند. ɪntrəˈlɒbjʊlə veɪnz
intralobular veins وریدهای درون لپکی ( ا ) : وریدهایی که خون را از داخل لوبول های کبد جمع می کنند. ɪntrəˈlɒbjʊlə veɪnz
intralobular veins وریدهای درون لپکی ( ا ) : وریدهایی که خون را از داخل لوبول های کبد جمع می کنند. ɪntrəˈlɒbjʊlə veɪnz
intralobular درون لپکی ( ا ) : مربوط به درون یک لوبول ɪntrəˈlɒbjʊlə
intralobular درون لپکی ( ا ) : مربوط به درون یک لوبول ɪntrəˈlɒbjʊlə
intradural hemorrhage خونریزی درون سخت شامه ای ( ص ) : خونریزی به داخل یا زیر سخت شامه intrə'djʊərəl ˈhem. ər. ɪdʒ
intradural hemorrhage خونریزی درون سخت شامه ای ( ص ) : خونریزی به داخل یا زیر سخت شامه intrə'djʊərəl ˈhem. ər. ɪdʒ
intracranial aneurysm رگ برآمدگی داخل جمجمه ای ( ا ) : اتساع یکی از رگ های مغزی که ممکن است مادرزادی یا اکتسابی باشد. intrə'kreiniəl ˈ�n. jə. rɪ. zəm
intracranial aneurysm رگ برآمدگی داخل جمجمه ای ( ا ) : اتساع یکی از رگ های مغزی که ممکن است مادرزادی یا اکتسابی باشد. intrə'kreiniəl ˈ�n. jə. rɪ. zəm
intracranial aneurysm رگ برآمدگی داخل جمجمه ای ( ا ) : اتساع یکی از رگ های مغزی که ممکن است مادرزادی یا اکتسابی باشد. intrə'kreiniəl ˈ�n. jə. rɪ. zəm
intracranial abscess آبسه داخل جمجمه ای ( ا ) : آبسه ای که درون مغز یا پرده های مغزی ایجاد می شود. intrə'kreiniəl ˈ�b. ses
intracranial abscess آبسه داخل جمجمه ای ( ا ) : آبسه ای که درون مغز یا پرده های مغزی ایجاد می شود. intrə'kreiniəl ˈ�b. ses
intracerebral hemorrhage خونریزی داخل مغزی ( ا ) : نشت خون در مغز که اغلب از شریان مغزی میانی یا یک آنوریسم ناشی می شود. intrəserəbrəl ˈhem. ər. ɪdʒ
intracerebral hemorrhage خونریزی داخل مغزی ( ا ) : نشت خون در مغز که اغلب از شریان مغزی میانی یا یک آنوریسم ناشی می شود. intrəserəbrəl ˈhem. ər. ɪdʒ