پیشنهاد‌های محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٨,٧٢٣)

بازدید
١٨,٩٨٠
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Krishaber disease [ˈkrɪʃə. bə diˈziːz] بیماری کریشابر/ نشانگان مغزی قلبی {ا}: وضعیتی با اعتبار بالینی و یا ویژگی نامشخص که شامل مجموعه ای از علائم عص ...

پیشنهاد
٠

cerebellopontine angle syndrome ['ˌser. əˈbel. əʊpɒn. taɪn ˈ�ŋ. ɡəl ˈsindrəʊm] نشانگان زاویه پل مغزی مخچه ای {ا}: سندرمی ناشی از تومور زاویه مخچه ای ...

پیشنهاد
٠

cerebellopontine angle syndrome ['ˌser. əˈbel. əʊpɒn. taɪn ˈ�ŋ. ɡəl ˈsindrəʊm] نشانگان زاویه پل مغزی مخچه ای {ا}: سندرمی ناشی از تومور زاویه مخچه ای ...

پیشنهاد
٠

cerebellopontine angle syndrome ['ˌser. əˈbel. əʊpɒn. taɪn ˈ�ŋ. ɡəl ˈsindrəʊm] نشانگان پل مغزی مخچه ای {ا}: سندرمی ناشی از تومور زاویه مخچه ای پل مغز ...

پیشنهاد
٠

cerebellopontine angle ( CPA ) ['ˌser. əˈbel. əʊpɒn. taɪn ˈ�ŋ. ɡəl] زاویه پل مغزی مخچه ای {ا}: ناحیه ای از مغز در محل اتصال پل مغزی و مخچه که محل شا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

cerebellopontine angle ( CPA ) ['ˌser. əˈbel. əʊpɒn. taɪn ˈ�ŋ. ɡəl] زاویه پل مغزی مخچه ای {ا}: ناحیه ای از مغز در محل اتصال پل مغزی و مخچه که محل شا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

cerebellopontine angle ( CPA ) ['ˌser. əˈbel. əʊpɒn. taɪn ˈ�ŋ. ɡəl] زاویه پل مغزی مخچه ای {ا}: ناحیه ای از مغز در محل اتصال پل مغزی و مخچه که محل شا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cerebellopontine angle ( CPA ) ['ˌser. əˈbel. əʊpɒn. taɪn ˈ�ŋ. ɡəl] زاویه پل مغزی مخچه ای {ا}: ناحیه ای از مغز در محل اتصال پل مغزی و مخچه که محل شا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cat eye syndrome [k�t aɪ ˈsindrəʊm] نشانگان چشم گربه {ا}: همراهی کولوبومای عنبیه و بی سوراخی مقعد که ممکن است با ناهنجاری های دیگری نیز از جمله زائده ...

پیشنهاد
٠

Carney syndrome [ˈkɑːnɪ ˈsindrəʊm] نشانگان کارنی {ا}: اختلالی که با تغییرات در رنگ پوست و افزایش خطر ابتلا به تومورها مشخص و بسیاری از علائم و نشانه ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Carney syndrome [ˈkɑːnɪ ˈsindrəʊm] نشانگان کارنی {ا}: اختلالی که با تغییرات در رنگ پوست و افزایش خطر ابتلا به تومورها مشخص و بسیاری از علائم و نشانه ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Carney syndrome [ˈkɑːnɪ ˈsindrəʊm] نشانگان کارنی {ا}: اختلالی که با تغییرات در رنگ پوست و افزایش خطر ابتلا به تومورها مشخص و بسیاری از علائم و نشانه ...

پیشنهاد
٠

capillary leak syndrome [kəpɪləri lik ˈsindrəʊm] نشانگان نشت مویرگی {ا}: برون تراوش مایع و پروتئین های پلاسما به فضای خارج عروقی که منجر به افت فشار ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cardiac syndrome [kɑ:di�k ˈsindrəʊm] نشانگان قلبی {ا}: یک سندرم نسبتاً خوش خیم آنژین صدری یا درد قفسه سینه شبه آنژینی که با نمای طبیعی شریان های کرون ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cardiac syndrome [kɑ:di�k ˈsindrəʊm] نشانگان قلبی {ا}: یک سندرم نسبتاً خوش خیم آنژین صدری یا درد قفسه سینه شبه آنژینی که با نمای طبیعی شریان های کرون ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cardiac syndrome [kɑ:di�k ˈsindrəʊm] نشانگان قلبی {ا}: یک سندرم نسبتاً خوش خیم آنژین صدری یا درد قفسه سینه شبه آنژینی که با نمای طبیعی شریان های کرون ...

پیشنهاد
٠

Capgras syndrome [ˈk�pɡrəs ˈsindrəʊm] نشانگان کاپگراس {ا}: نوعی عدم شناسایی هذیانی که در آن، بیمار معتقد است سایر افرادِ محیط، خودِ واقعیِ شان نیستند ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

capillary leak syndrome [kəpɪləri lik ˈsindrəʊm] نشانگان نشت مویرگی {ا}: برون تراوش مایع و پروتئین های پلاسما به فضای خارج عروقی که منجر به افت فشار ...

پیشنهاد
٠

capillary leak syndrome [kəpɪləri lik ˈsindrəʊm] نشانگان نشت مویرگی {ا}: برون تراوش مایع و پروتئین های پلاسما به فضای خارج عروقی که منجر به افت فشار ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

Capgras syndrome [ˈk�pɡrəs ˈsindrəʊm] نشانگان کاپگراس {ا}: نوعی عدم شناسایی هذیانی که در آن، بیمار معتقد است سایر افرادِ محیط، خودِ واقعیِ شان نیستند ...

پیشنهاد
١

Capgras syndrome [ˈk�pɡrəs ˈsindrəʊm] نشانگان کاپگراس {ا}: نوعی عدم شناسایی هذیانی که در آن، بیمار معتقد است سایر افرادِ محیط، خودِ واقعیِ شان نیستند ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

extravasation [ekstr�və'seiʃən] برون تراوش {ا}: نشت و انتشار خون یا مایع از رگ ها به درون بافت های اطراف که به دنبال جراحت، سوختگی، التهاب و حساسیت ا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

extravasation [ekstr�və'seiʃən] برون تراوش {ا}: نشت و انتشار خون یا مایع از رگ ها به درون بافت های اطراف که به دنبال جراحت، سوختگی، التهاب و حساسیت ا ...

پیشنهاد
٠

cerebral autosomal dominant arteriopathy with subcortical infarcts and leukoencephalopathy ( CADASIL ) syndrome: [ˈser. ə. brəl ˌɔː. təˈsəʊ. məl ˈdɒm ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

cerebral autosomal dominant arteriopathy with subcortical infarcts and leukoencephalopathy ( CADASIL ) syndrome: [ˈser. ə. brəl ˌɔː. təˈsəʊ. məl ˈdɒm ...

پیشنهاد
٠

cerebral autosomal dominant arteriopathy with subcortical infarcts and leukoencephalopathy ( CADASIL ) syndrome: [ˈser. ə. brəl ˌɔː. təˈsəʊ. məl ˈdɒm ...

پیشنهاد
٠

cerebral autosomal dominant arteriopathy with subcortical infarcts and leukoencephalopathy ( CADASIL ) syndrome: [ˈser. ə. brəl ˌɔː. təˈsəʊ. məl ˈdɒm ...

پیشنهاد
٠

Butler Albright syndrome [ˈbʌt. lə ɑ:lbrait ˈsindrəʊm] نشانگان باتلر آلبرایت {ا}: نوعی اسیدوز ریزلوله های انتهایی کلیه که دیرتر از نوزادی رخ داده و و ...

پیشنهاد
٠

Butler Albright syndrome [ˈbʌt. lə ɑ:lbrait ˈsindrəʊm] نشانگان باتلر آلبرایت {ا}: نوعی اسیدوز ریزلوله های انتهایی کلیه که دیرتر از نوزادی رخ داده و و ...

پیشنهاد
٠

Butler Albright syndrome [ˈbʌt. lə ɑ:lbrait ˈsindrəʊm] نشانگان باتلر آلبرایت {ا}: نوعی اسیدوز ریزلوله های انتهایی کلیه که دیرتر از نوزادی رخ داده و و ...

پیشنهاد
٠

Buschke Ollendorff syndrome [bˈʌ. ʃk pɒləndɔrf ˈsindrəʊm] نشانگان بوشک اولندورف {ا}: یک سندرم اتوزومال غالب، که در بدو تولد وجود داشته و یا قبل از بل ...

پیشنهاد
٠

Buschke Ollendorff syndrome [bˈʌ. ʃk pɒləndɔrf ˈsindrəʊm] نشانگان بوشک اولندورف {ا}: یک سندرم اتوزومال غالب، که در بدو تولد وجود داشته و یا قبل از بل ...

پیشنهاد
٠

Buschke Ollendorff syndrome [bˈʌ. ʃk pɒləndɔrf ˈsindrəʊm] نشانگان بوشک اولندورف {ا}: یک سندرم اتوزومال غالب، که در بدو تولد وجود داشته و یا قبل از بل ...

پیشنهاد
٠

Brunsting Perry syndrome [ˈbrʌns. tɪŋ ˈper. i ˈsindrəʊm] نشانگان برونستینگ پری {ا}: نوعی از پمفیگوئید جوشگاهی با ضایعه هایی بر روی پوست سر و گردن که ...

پیشنهاد
٠

Brunsting Perry syndrome [ˈbrʌns. tɪŋ ˈper. i ˈsindrəʊm] نشانگان برونستینگ پری {ا}: نوعی از پمفیگوئید جوشگاهی با ضایعه هایی بر روی پوست سر و گردن که ...

پیشنهاد
٠

Brunsting Perry syndrome [ˈbrʌns. tɪŋ ˈper. i ˈsindrəʊm] نشانگان برونستینگ پری {ا}: نوعی از پمفیگوئید جوشگاهی با ضایعه هایی بر روی پوست سر و گردن که ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Brugada syndrome [brʊɡeɪ. də ˈsindrəʊm] نشانگان بروگادا: سندرم اتوزومال غالب و نوعی از بیماری کانال یونی که با فیبریلاسیون بطنی ناشناخته ناگهانی در ی ...

پیشنهاد
٠

Brugada syndrome [brʊɡeɪ. də ˈsindrəʊm] نشانگان بروگادا: سندرم اتوزومال غالب و نوعی از بیماری کانال یونی که با فیبریلاسیون بطنی ناشناخته ناگهانی در ی ...

پیشنهاد
٠

Brugada syndrome [brʊɡeɪ. də ˈsindrəʊm] نشانگان بروگادا: سندرم اتوزومال غالب و نوعی از بیماری کانال یونی که با فیبریلاسیون بطنی ناشناخته ناگهانی در ی ...

پیشنهاد
٠

Brown Vialetto van Laere syndrome [braʊn ˈvaɪ. əl. ət. əʊ v�n lˈɪə. r ˈsindrəʊm] نشانگان براون ویالت ون لار {ا}: یک سندرم اتوزومال مغلوب متشکل از فلج ...

پیشنهاد
٠

Brown Vialetto van Laere syndrome [braʊn ˈvaɪ. əl. ət. əʊ v�n lˈɪə. r ˈsindrəʊm] نشانگان براون ویالت ون لار {ا}: یک سندرم اتوزومال مغلوب متشکل از فلج ...

پیشنهاد
٠

Brown Vialetto van Laere syndrome [braʊn ˈvaɪ. əl. ət. əʊ v�n lˈɪə. r ˈsindrəʊm] نشانگان براون ویالت ون لار {ا}: یک سندرم اتوزومال مغلوب متشکل از فلج ...

پیشنهاد
٠

Brown vertical retraction syndrome [braʊn ˈvɜː. tɪ. kəl rɪˈtr�k. ʃən ˈsindrəʊm] نشانگان توکشی عمودی براون {ا}: چسبندگی عضلات چشم در جنین

پیشنهاد
٠

Brown vertical retraction syndrome [braʊn ˈvɜː. tɪ. kəl rɪˈtr�k. ʃən ˈsindrəʊm] نشانگان توکشی عمودی براون {ا}: چسبندگی عضلات چشم در جنین

پیشنهاد
٠

Brown vertical retraction syndrome [braʊn ˈvɜː. tɪ. kəl rɪˈtr�k. ʃən ˈsindrəʊm] نشانگان توکشی عمودی براون {ا}: چسبندگی عضلات چشم در جنین

پیشنهاد
٠

Brooks Wisniewski Brown syndrome [brʊks wiːzniefskɪ braʊn ˈsindrəʊm] نشانگان بروکس ویسنیوفسکی براون {ا}: یک سندرم مرتبط با کروموزوم X با چهره های نما ...

پیشنهاد
٠

Brooks Wisniewski Brown syndrome [brʊks wiːzniefskɪ braʊn ˈsindrəʊm] نشانگان بروکس ویسنیوفسکی براون {ا}: یک سندرم مرتبط با کروموزوم X با چهره های نما ...

پیشنهاد
٠

Brooks Wisniewski Brown syndrome [brʊks wiːzniefskɪ braʊn ˈsindrəʊm] نشانگان بروکس ویسنیوفسکی براون {ا}: یک سندرم مرتبط با کروموزوم X با چهره های نما ...

پیشنهاد
٠

Brooke Spiegler syndrome [brʊk ˈspɪˈeɡ. lə ˈsindrəʊm] نشانگان بروک اشپیگلر {ا}: یک سندرم اتوزومال غالب که با تومورهای پوستی متعدد و معمولاً در ناحیه ...

پیشنهاد
٠

Brooke Spiegler syndrome [brʊk ˈspɪˈeɡ. lə ˈsindrəʊm] نشانگان بروک اشپیگلر {ا}: یک سندرم اتوزومال غالب که با تومورهای پوستی متعدد و معمولاً در ناحیه ...