پیشنهاد‌های محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٩,٢٥٠)

بازدید
٢١,٥٧١
پیشنهاد
١

پتانسیل برانگیختۀ حسی�پیکری {ا}: پتانسیل برانگیختۀ ثبت شده در نیمکره های مغز یا نخاع پس از تحریک الکتریکی یا فعالیت فیزیولوژیک تارهای عصبی محیطی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

[ˈʃoʊldər ˌdɪsloʊˈkeɪʃən] دررفتگی شانه/ دررفتگی مفصل گلنوهومرال {ا}: جدا شدن استخوان بازو از حفره گلنوئید کتف در مفصل گلنوهومرال

پیشنهاد
١

Subacute cutaneous lupus ( SCLE ) [sʌbəˈkjuːt ˌkjuːˈteɪniəs ˈluːpəs ɪˌrɪθɪˈmeɪtəsəs] لوپوس اریتماتوی پوستی تحت حاد {ا}: یک بیماری خودایمنی و زیرمجمو ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

[ˈsʌdən ˈkɑːrdi�k ˈdɛθ] sudden cardiac death ( SCD ) مرگ ناگهانی قلبی {ا}: مرگی که علت آن قلبی فرض شده و ظرف ۱ ساعت از شروع نشانه های قلبی و یا ۲۴ س ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

بررسی دستگاه ها {ا}: فهرستی ساختاریافته از سوالاتی که یک ارائه دهنده خدمات سلامت از بیمار می پرسد. این سوالات بر سیستم های مختلف بدن مانند قلب، ریه ه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

موقعیت‏ ناآگاهی ( اسم ) : از دست دادن دائمی یا موقت جهت یابی و موقعیت آگاهی و یا توانایی شناسایی خود نسبت به زمان، مکان و شخص که ممکن است در نتیجه ی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

اختلال ( اسم ) : ناهنجاری کارکردی و حالت مرض‍ی و به هم ریختگی جسمی یا ذهنی و روانی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

بند از بند جدا کردن ( ف ) : جدا کردن از قسمت مفصل ( در مورد جدا کردن استخوان ها از ارتباط طبیعی شان در محل مفاصل گفته می شود ) .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

detoxication [di:tɒksi'keiʃən] detoxification detoxification [di:tɒksifi'keiʃən] سم زدایی {ا}: 1. فرآیندی که یکی از وظایف کبد است و طی آن، مواد سمی ح ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

سم زدایی ( اسم ) : 1. درمانی برای کمک به فرد معتاد برای غلبه بر اعتیاد به مواد مخدر؛ 2. detoxification

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیماری لاعلاج {ا}: بیماری ای که نمی توان انتظار بهبودی فرد از آن را داشت.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیماری روان تنی {ا}: بیماری ای که ریشه در ذهن یا احساسات فرد دارد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیماری ناشناخته {ا}: بیماری که علت آن مشخص نیست.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیماری ارثی {ا}: بیماری که از طریق ژنتیک از والدین به فرزندان منتقل می شود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیماری مزمن {ا}: وضعیت غیرطبیعی بدن که برای مدت طولانی ادامه داشته و با فقدان نشانه های شدید مشخص و گاهی اوقات به بهبودی ختم می شود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیماری حاد {ا}: وضعیت غیرطبیعی بدن که با شروع ناگهانی نشانه های شدید با ماهیت تند و دوره کوتاه مدت ( که به بهبودی یا مرگ ختم می شود ) مشخص می گردد.

پیشنهاد
١

تمایز در شنوایی {ا}: توانایی تمایز بین کلماتی که صداهای یکسان یا بسیار مشابه دارند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

صفحه مانند ( ص ) : دارای شکل دیسک

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

نا زمان درکی ( اسم ) : اختلال در آگاهی فرد از زمان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیسک مفصلی {ا}: یک غضروف لیفی یا بالشتک بافتی فیبری که در برخی از مفاصل سینوویال یافت می شود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دی ساکارید کاو ( اسم ) : آنزیمی که یک دی ساکارید را به دو مونوساکارید هیدرولیز می کند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

=geophagia [dʒiːəˈfɑːdʒiə] خاک خواری {ا}: خوردن عادتی خاک یا گل ( شکلی از پیکا )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

dipsosis [dɪpsoʊˈsɪs] عطش {ا}: احساس تشنگی شدید یا هوس نوشیدنی های غیرمعمول dipsesis [dɪpsəˈsɪs] dipsosis

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

تشنگی زا ( اسم ) : عاملی که باعث تحریک تشنگی و مصرف مایعات می شود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

dipsetic [dɪpˈsətɪk] دیپستیک {ص}: مربوط به تشنگی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

= thirst

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

diplosomatia [dɪpləʊsəʊˈmeɪtiə] دیپلوسوماتیا ( اسم ) : وضعیتی که در آن دوقلوها کاملاً شکل گرفته و از قسمتی از بدن به هم چسبیده اند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دو عصبی ( ص ) : دارای دو عصب ( در مورد عضلات خاصی گفته می شود ) .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

وریدهای دیپلوئیک {ا}: وریدهای بزرگ با دیواره نازک که در دیپلوی استخوان های جمجمه قرار دارند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوگانه قلبی ( اسم ) : وضعیتی که در آن سمت راست و چپ قلب تا حدی توسط یک شکاف عمیق از هم جدا شده اند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیپلو باسیلوس ( اسم ) : یک جفت ارگانیسم میله ای شکل کوتاه که در نتیجه شکافت ناقص از انتها به هم متصل شده اند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

متقارن فلجی صورت {ا}: دیپلژی که هر دو طرف صورت را درگیر می کند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

wound diphtheria [wuːnd dɪpˈθɪriə] دیفتری زخم {ا}: نامی است که به غشای کاذب تشکیل شده بر روی سطح زخم، داده شده است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیفتری حلقی {ا}: دیفتری که عمدتاً حلق را درگیر می کند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیفتری بینی {ا}: دیفتری محدود به بینی که معمولاً خفیف بوده، اما ممکن است به ساختارها و بافت های اطراف گسترش یابد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

laryngeal diphtheria [dɪpˈθɪriə l�ˈrɪndʒiəl] دیفتری حنجره| خروسک غشایی {ا}: یک بیماری جدی که عمدتاً در نوزادان دیده و معمولاً از عفونت ویروسی حنجره ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

laryngeal diphtheria [dɪpˈθɪriə l�ˈrɪndʒiəl] دیفتری حنجره| خروسک غشایی {ا}: یک بیماری جدی که عمدتاً در نوزادان دیده و معمولاً از عفونت ویروسی حنجره ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیفتری حنجره/ خروسک غشایی {ا}: یک بیماری جدی که عمدتاً در نوزادان دیده می شود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

زهرواره دیفتری {ا}: توکسین دیفتری که سم زدایی شده و برای ایجاد ایمنی فعال در برابر دیفتری استفاده می شود.

پیشنهاد
١

زهرابه - پادزهرابه دیفتری {ا}: مخلوطی از سم و ضد سم دیفتری که به عنوان واکسن برای ایجاد ایمنی فعال مورد علیه این بیماری مورد استفاده قرار می گیرد اما ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

زهرابه دیفتری {ا}: یک اگزوتوکسین پروتئینی که توسط کورینه باکتریوم دیفتریه تولید و مسئول ایجاد علائم دیفتری می باشد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

پادزهرابه دیفتری {ا}: سرمی حاوی آنتی بادی هایی که سم دیفتری را خنثی می کنند. این سرم از اسب های دیفتریایی ( ایمن شده در برابر سم تولیدی توسط کورینه ب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیفتری پوستی {ا}: نوعی از دیفتری که پوست را تحت تأثیر قرار داده و با ضایعات زخم دهنده عمیق مشخص می شود. این دیفتری با بهداشت ضعیف مرتبط می باشد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دی پپتید ( اسم ) : پپتیدی که در اثر هیدرولیز دو اسید آمینه تولید می کند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دی پپتیداز ( اسم ) : آنزیمی که تجزیه دی پپتیدها به اسیدهای آمینه را کاتالیز می کند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیورتوز ( اسم ) : اصلاح یا صاف کردن اندام آسیب دیده یا بدشکل با جراحی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

diorthosis [dʌɪˈɔːrθəsɪs]� دیورتوز ( اسم ) : اصلاح یا صاف کردن اندام آسیب دیده یا بدشکل با جراحی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیوپتومتر ( اسم ) : وسیله مورد استفاده برای اندازه گیری قدرت انکساری چشم و شکست نور در آن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

میدان دید سنج ( اسم ) : وسیله ای برای اندازه گیری میدان دید

پیشنهاد
١

diopsimeter [dʌɪˈɒpsɪmiːtə] میدان دید سنج ( اسم ) : وسیله ای برای اندازه گیری میدان دید