پیشنهاد‌های محمدرضا سلطانی زرندی (مؤلف) (١٨,٧٢٣)

بازدید
١٨,٩٧٣
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بی آنزیمی ( اسم ) : فقدان ترشح کافی یا عدم وجود یک آنزیم در بدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بی آنزیمی ( اسم ) : فقدان ترشح کافی یا عدم وجود یک آنزیم در بدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

andromorphous [�ndrəˈmɔːfəs] مرد ریخت ( اسم ) : دارای شکل یا ظاهر یک فرد مذکر []

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

andromorphous [�ndrəˈmɔːfəs] مرد ریخت ( اسم ) : دارای شکل یا ظاهر یک فرد مذکر []

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

anatripsis [�n�tripˈsəs] آناتریپسی ( اسم ) : استفاده از مالش یا اصطکاک به عنوان درمان که ممکن است شامل استفاده همزمان از دارو باشد یا نباشد. []

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

anasognosia [�n�səgnəʊzˈia] آنازوگنوزی ( اسم ) : ناتوانی بیمار نیمه فلج در تشخیص معلولیت خود و یا انکار آن توسط وی []

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣

anal character [einəl ˈk�rəktə] شخصیت مقعدی {ا}: شخصیتی که با تداوم ویژگی های شهوانی مرحله مقعدی کودکی در زندگی و رفتار بزرگسالی مشخص می شود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در میکرب شناسی، مجموعۀ ریزاندامگان هایی که به طور طبیعی در محیط یا محل خاصی وجود دارند متـ . ریزگان طبیعی normal flora

پیشنهاد
١

anaclitic therapy [�nəˈklitik] اتکایی درمانی {ا}: درمانی که نیازهای وابستگی را پرورش داده و رابطه بین بیمار و درمانگر را تقویت نموده و برای کاهش احسا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

anaclitic therapy [�nəˈklitik] اتکایی درمانی {ا}: درمانی که نیازهای وابستگی را پرورش داده و رابطه بین بیمار و درمانگر را تقویت نموده و برای کاهش احسا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

amyelia əmai'i:liə] بی نخاعی { اسم } : یک ناهنجاری مادرزادی که با فقدان طناب نخاعی مشخص می شود .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

amyelia əmai'i:liə] بی نخاعی { اسم } : یک ناهنجاری مادرزادی که با فقدان طناب نخاعی مشخص می شود .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

amydriasis [əmˈidriasiz] مردمک تنگی {ا}: انقباض و تنگ شدگی مردمک چشم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

amydriasis [əmˈidriasiz] مردمک تنگی {ا}: انقباض و تنگ شدگی مردمک چشم

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوخصلتی { اسم } : دارای دو ویژگی متضاد، به ویژه در مورد ماده ای گفته می شود که به عنوان هر دو حالت اسید یا باز واکنش می دهد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

amphoteric [�mfəˈterik] دوخصلتی { اسم } : دارای دو ویژگی متضاد، به ویژه در مورد ماده ای گفته می شود که به عنوان هر دو حالت اسید یا باز واکنش می دهد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

amphodiplopia [�mfədi'pləʊpiə] دوسو دوبینی {�اسم�}�:�تصویر�دوگانه و دوبینی�در�هر دو�چشم []

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

amphodiplopia [�mfədi'pləʊpiə] دوسو دوبینی {�اسم�}�:�تصویر�دوگانه و دوبینی�در�هر دو�چشم []

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

amphitrichate [�mfiˈθaimiə] دو تاژکی { اسم } : توصیف گر میکروارگانیسمی که دارای یک یا چند تاژک در هر دو انتها می باشد. []

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

amphitrichate [�mfiˈθaimiə] دوسو تاژکی { اسم } : توصیف گر میکروارگانیسمی که دارای یک یا چند تاژک در هر دو انتها می باشد. []

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

amphithymia [�mfiˈθaimiə] دو خویی {ا}: حالت احساسی که در آن، دوره های افسردگی و شادی به تناوب جایگزین یکدیگر می شوند . []

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

amphithymia [�mfiˈθaimiə] دو خویی {ا}: حالت احساسی که در آن، دوره های افسردگی و شادی به تناوب جایگزین یکدیگر می شوند . []

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

amorph [ə'mɔ:f] اَریخت {ا}: یک ژن غیرفعال که هیچ نوع عمل و جنبشی ندارد .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

amnemonic [�m'ni:mənik] اختلال حافظه ای {ص} : مرتبط با اختلال حافظه یا مسبب آن []

پیشنهاد
٠

amnemonic [�m'ni:mənik] اختلال حافظه ای {ص} : مرتبط با اختلال حافظه یا مسبب آن []

پیشنهاد
٠

amnalgesia [�mnəl'dʒi:ziə] حافظه درد زدایی {�اسم�}�:�برانداختن�درد�یا�حافظه�درد�که�ممکن است�با�استفاده�از�داروهای�خاص�و یا�با�هیپنوتیزم�ایجاد�شود�. ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

amnalgesia [�mnəl'dʒi:ziə] حافظه درد زدایی {�اسم�}�:�برانداختن�درد�یا�حافظه�درد�که�ممکن است�با�استفاده�از�داروهای�خاص�و یا�با�هیپنوتیزم�ایجاد�شود�. ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

amblygeusia [�mbli'gju:siə] تار چشی {�اسم�}�:�کُندی�موقت�یا�دائم�حس�چشایی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

amblygeusia [�mbli'gju:siə] تار چشی {�اسم�}�:�کُندی�موقت�یا�دائم�حس�چشایی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

allochezia [�ləʊˈki:ziə] دگر دفعی {ا}: 1. دفع مدفوع از طریق یک مجرای غیر طبیعی در بدن؛ 2 . دفع مواد غیر مدفوعی از طریق مقعد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

allochezia [�ləʊˈki:ziə] دگر دفعی {ا}: 1. دفع مدفوع از طریق یک مجرای غیر طبیعی در بدن؛ 2 . دفع مواد غیر مدفوعی از طریق مقعد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

algophily [�lɡəʊˈfili] درد دوستی { اسم } : انحراف جنسی که با عشق بیمارگونه به تحمیل، تجربه یا فکر کردن به درد مشخص می شود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

algophily [�lɡəʊˈfili] درد دوستی { اسم } : انحراف جنسی که با عشق بیمارگونه به تحمیل، تجربه یا فکر کردن به درد مشخص می شود. []

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

air boot [eə buːt] پوتین هوا {ا}:�یک�اسپلینت�یا�پروتز�بادی�برای�اندام�تحتانی که�از�مچ�پا�تا�زانو�رسیده و�برای�حذف�فشار� ( با�دور�نگه داشتن�پا�از�تخت ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

air boot [eə buːt] پوتین هوا {ا}:�یک�اسپلینت�یا�پروتز�بادی�برای�اندام�تحتانی که�از�مچ�پا�تا�زانو�رسیده و�برای�حذف�فشار� ( با�دور�نگه داشتن�پا�از�تخت ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

air bath [eə b�θ] حمام هوا {ا}: مواجهه�درمانی�بدن�برهنه�با�هوای�روانِ�گرم�مرطوب []

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

aggressin [�ˈgresin] آگرسین/ ویرولین {اسم} : ماده متابولیکی که گمان می رود توسط باکتری های خاصی تولید شده و با افزایش فعالیت تهاجمی باکتری ها علیه می ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

aggressin [�ˈgresin] آگرسین/ ویرولین {اسم} : ماده متابولیکی که گمان می رود توسط باکتری های خاصی تولید شده و با افزایش فعالیت تهاجمی باکتری ها علیه می ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

aggressin [�ˈgresin] آگرسین/ ویرولین {اسم} : ماده متابولیکی که گمان می رود توسط باکتری های خاصی تولید شده و با افزایش فعالیت تهاجمی باکتری ها علیه می ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

aggressin [�ˈgresin] آگرسین/ ویرولین {اسم} : ماده متابولیکی که گمان می رود توسط باکتری های خاصی تولید شده و با افزایش فعالیت تهاجمی باکتری ها علیه می ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

aerophobia [eərəʊ’fəʊbiə] هوا هراسی {ا}: 1. ترس غیر طبیعی از هوا به ویژه کوران هوا یا هوای نامساعد؛ 2. ترس غیر طبیعی از قرارگیری در هوا ( مثلاً پرواز ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

aerophil [eərˈɒfil] هوا دوست {ا}: 1. ارگانیسمی که برای رشد و حیات نیاز به هوا و اکسیژن دارد؛ 2. فردی که دوست دارد در هوای ازاد باشد. []

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

aerophil [eərˈɒfil] هوا دوست {ا}: 1. ارگانیسمی که برای رشد و حیات نیاز به هوا و اکسیژن دارد؛ 2. فردی که دوست دارد در هوای ازاد باشد. []

پیشنهاد
٠

aerodermectasia [eərəʊdɜːmekˈte‍izi‍ə] هوا پوست گشادی {ا}: آمفیزم زیرجلدی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

aerodermectasia [eərəʊdɜːmekˈte‍izi‍ə] هوا پوست گشادی {ا}: آمفیزم زیرجلدی []

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

adtorsion [ədtɔ:ˈʃən] هم چرخی {اسم}: چرخش همزمان هر دو چشم به داخل []

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

adtorsion [ədtɔ:ˈʃən] هم چرخی {اسم}: چرخش همزمان هر دو چشم به داخل []

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

synergistic action [sinəˈdʒistik �kʃən] اثر هم افزایی {ا}: 1. اثر مشترک دو یا چند عضله برای انجام کاری که یک عضله به تنهایی نمی توانست انجام دهد؛ 2. ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

compulsive action [kəmˈpʌlsɪv �kʃən] عمل اجباری {ا}: اقدامی که مستقل از اراده یا انگیزه ناخودآگاه فرد انجام می شود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

compulsive action [kəmˈpʌlsɪv �kʃən] عمل اجباری {ا}: اقدامی که مستقل از اراده یا انگیزه خودآگاه فرد انجام می شود.